<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>ﺳﯿﺎﺳﺖ Archives - MaheNowMagazine</title>
	<atom:link href="https://mahenow.de/category/%ef%ba%b3%ef%af%bf%ef%ba%8e%ef%ba%b3%ef%ba%96/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://mahenow.de/category/ﺳﯿﺎﺳﺖ/</link>
	<description>ماهنامه ماه نو</description>
	<lastBuildDate>Fri, 10 Nov 2023 20:48:59 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.4.5</generator>

<image>
	<url>https://mahenow.de/wp-content/uploads/2019/07/cropped-mahewnowfinal-32x32.png</url>
	<title>ﺳﯿﺎﺳﺖ Archives - MaheNowMagazine</title>
	<link>https://mahenow.de/category/ﺳﯿﺎﺳﺖ/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">164342507</site>	<item>
		<title>منازعۀ فلسطین و اسرائیل</title>
		<link>https://mahenow.de/%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b2%d8%b9%db%80-%d9%81%d9%84%d8%b3%d8%b7%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%a6%db%8c%d9%84/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2585%25d9%2586%25d8%25a7%25d8%25b2%25d8%25b9%25db%2580-%25d9%2581%25d9%2584%25d8%25b3%25d8%25b7%25db%258c%25d9%2586-%25d9%2588-%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25a6%25db%258c%25d9%2584</link>
					<comments>https://mahenow.de/%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b2%d8%b9%db%80-%d9%81%d9%84%d8%b3%d8%b7%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%a6%db%8c%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Mahe Now]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 10 Nov 2023 20:34:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>
		<category><![CDATA[ﺳﯿﺎﺳﺖ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://mahenowm.com/?p=853</guid>

					<description><![CDATA[<p>منازعۀ فلسطین و اسرائیل نویسنده : محمداکرام اندیشمند ریشه های منازعه و دشمنی فلسطین و اسرائیل در چیست؟ کشور اسرائیل چگونه بوجود آمد؟ چرا عرب ها در جنگ با اسرائیل همیشه شکست خورده اند؟ فلسطینی ها در چه وضعیتی به سر میبرند؟ آیا تشکیل کشور مستقل فلسطین عملی است؟ جنبشس فلسطینی حماس و اسرائیل چرا [&#8230;]</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b2%d8%b9%db%80-%d9%81%d9%84%d8%b3%d8%b7%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%a6%db%8c%d9%84/">منازعۀ فلسطین و اسرائیل</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>منازعۀ فلسطین و اسرائیل<br />
 نویسنده : محمداکرام اندیشمند<br />
ریشه های منازعه و دشمنی فلسطین و اسرائیل در چیست؟<br />
کشور اسرائیل چگونه بوجود آمد؟<br />
چرا عرب ها در جنگ با اسرائیل همیشه شکست خورده اند؟<br />
فلسطینی ها در چه وضعیتی به سر میبرند؟<br />
آیا تشکیل کشور مستقل فلسطین عملی است؟<br />
جنبشس فلسطینی حماس و اسرائیل چرا و چگونه وارد جنگ شدند؟ </p>
<p>در این مقاله، این پرسش ها و پرسش های دیگری در رابطه با منازعۀ فلسطین و اسرائیل مورد بحث پاسخ قرار می گیرند.</p>
<p>تاریخ نگاران عرب و مسلمان، فلسطین را سرزمینی محل اقوام سامی(عرب ها و عبرانیها) میدانند که در ۳۵۰۰ قبل از میلاد مسیح از شبه جزیره عربستان به خصوص از حجاز بسوی شامات و شمال افریقا(مصر) مهاجرت کردند. اعراب کنعانی در سرزمین فلسیطن اقامت گزیدند و دولت کنعانیه را بوجود آوردند.<br />
فلسطین به شمول کشوراسرائیل تا قبل از فروپاشی امپراتوری عثمانی بخشی از سرزمین شامات بود که جزو قلمرو آن امپراتوری محسوب می شد. تاجنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی، در فلسطین، مسلمانان، مسیحییان و یهودیان زندگی می کردند که اکثریت جمعیت را، مسلمانان تشکیل میدادند. حتا شمار یهودیان این سرزمین در سدۀ شانزدهم عیسوی در منابع رسمی اسرائیل پنج هزار تن وانمود میشود.<br />
    بر اساس ادعای اسرائیلی ها شکل گیری کشور اسرائیل<br />
دولت و کشوراسرائیل، تشکیل کشور یهودی را در این جغرافیا، حق تاریخی خود تلقی می کنند. به باور آنها تاریخ یهودی ها به دو هزار سال پیش از میلاد مسیح میرسد که با اجداد اولیۀ یهود یعنی ابراهیم پیغمبر(ع)، پسرش اسحاق و نواسه اش(نوه) یعقوب (ع) ملقب به (اسرائیل) آغاز می شود. ابراهیم(ع) از شهر &#8220;اور&#8221; در&#8221;کلده&#8221; به کنعان یاهمین فلسطین و اسرائیل کنونی احضارشد تا دعوت به دین توحیدی را آغاز کند. وقتی کنعان در قحطی فرو رفت یعقوب با دوازده پسرش به مصر کوچ کرد، اما در آنجا گرفتار بردگی و کار اجباری شد. بنی اسرائیل پس از چهارصد سال بردگی در مصر صاحب پیغمبری بنام موسی(ع) شدند تا آنها را از مصر به سرزمین اجداد شان یعنی کنعان یا اسرائیل به عنوان سرزمین موعود برگرداند.<br />
خروج بنی اسرائیل از مصر در سال ۱۳۰۰ قبل از میلاد مسیح صورت گرفت. آنها با پیغمبرشان موسی(ع) چهل سال در صحرای سینا راه پیمودند و در این زمان کتاب تورات بر موسی نازل شد. بنی اسرائیل در طول دو قرن بعد به آنجاییکه سرزمین اجدادی و تاریخی خود میدانند یعنی کشور کنونی اسرائیل، مسلط شدند<br />
در منابع رسمی دولت اسرائیل گفته میشود که بنی اسرائیل پس از جابجایی به سرزمین نیاکان تا دو سدۀ  نخست فاقد دولت و پادشاهی بودند. حملات دایمی اقوام &#8220;پلشتیم&#8221;(فلسطین)ساکن آسیای صغیر(ترکیه)و سواحل مدیترانه آنها را بسوی گزینش فرمانروا و پادشاه برد. اولین شاه اسرائیلی ها &#8220;شائول&#8221; بود که سپس داوود پیغمر جانشین او شد. پس از او پسرش سلیمان پیغمبر از سال ۹۶۵ تا۹۳۰ قبل از میلاد مسیح به پادشاهی رسید. او دولت مقتدر و کشور وسیع و آباد ساخت و اورشلیم(بیت المقدس) را به عنوان معبد یهود اعمار کرد. اما پس ازاو قبایل بنی اسرائیل دچار تفرقه شدند و دو حکومت جداگانه بنام &#8220;اسرائیل&#8221; در شهر سامره و&#8221;یهودا&#8221;در اورشلیم  بوجودآمد.<br />
حکومت اسرائیل در سال ۷۷۲ قبل از میلاد توسط فرمانروای آشور وحکومت یهودا توسط امپراتوری بابل منهدم گردید، و قوم یهود پراگنده شدند. پس از آن بنی اسرائیل همیشه در فکر بازگشت به سرزمین اجدادی و تشکیل کشور اسرائیل بودند. به ادعای منابع رسمی اسرائیل، فشار و ستم بربنی اسرائیل پس از ظهور مسیحیت و اسلام بیشتر شد، تا آنکه در سدۀ نوزدهم عیسوی اوضاع در سرزمین اسرائیل (فلسطین) تغییر یافت و در قرن بیستم اسرائیلی ها کشور و دولت خود را در سرزمین نیاکان تأسیس کردند.<br />
واقعیت این ادعا<br />
فرض بر این قرار داده شود و حتی باور شود که ادعای وطن تاریخی یهودیان درست است و یهودیان هزاران سال پیش توسط اقوام دیگر و نسل های بسیار پیشین انسانی از آن سرزمین رانده شده باشند، آیا عادلانه است که نسل های هزاران سال پس ازآنها با اخراج و کشتار به جرمی که هیچ نقشی در آن نداشته اند مجازات شوند؟<br />
اگر از زاویۀ علمی به تاریخ زندگی انسانها نگریسته شود، مهاجرت و جابجایی کتله های جامعۀ انسانی ناشی از هر عامل طبیعی واجتماعی پیوسته تحقق یافته است. اگر نه تمام جوامع انسانی، بل اکثرآنها اعم از نژادها، ملت ها واقوام مختلف باعقاید گوناگون در سیارۀ زمین با مهاجرت و جابجایی ها ساکن شده اند.<br />
گاهی این بحث مطرح می شود که کُشتار، همه سوزی و نسل کُشی یهودیان یا هولوکاست توسط هیتلر و نازی های آلمان که در جریان جنگ دوم جهانی در کشور آلمان بوقوع پیوست، تشکیل کشور و دولت اسرائیل به عنوان یک حق عادلانه و مسلم تاریخی، الزامی و اجتناب ناپذیر بود تا تکرار چنین فاجعه و جنایت علیه یهودیان گرفته شود. اما در این بحث، نه اسرائیلی ها و نه حامیان بین المللی آن، از انگلیس ها و اروپایی ها به شمول آلمان ها تا امریکایی ها،  به این پرسش پاسخ نداده اند و نمیدهند که مگر جنایتکاران هولوکاست، نازی های آلمان بودند یا فلسطینی ها؟ هولو کاست در کجا واقع شد، در جغرافیای آلمان یا فلسطین؟<br />
طرح ایجاد کشور و دولت اسرائیل<br />
بنیامین زئب یا تیودرهرتزل (هرتصل) (۱۹۰۴-۱۸۶۰عیسوی) روزنامه نگار یهود اتریشی در اواخر سده نوزدهم(۱۸۹۴)به عنوان گزارشگر نشریه اتریشی &#8220;نویه فردیه پرسه<br />
&#8220;Freie Presse Neue<br />
در پاریس اقامت داشت. او شاهد یهودی ستیزی رو به افزایش در جوامع اروپایی بود و این یهودی ستیزی وی را به طرح تشکیل کشور مستقل یهودی و ایجاد جنبش صیهونیزم  برد. هرتزل نخست در سال ۱۸۹۰ عیسوی کتابی را در عنوان کشور یهود منتشر کرد و سپس نخستین کنگره جهانی صیهونیزم را در ۱۸۹۷ عیسوی در شهر بال سویس با شرکت ۲۴۰ نفر از یهودیان کشورهای اروپایی به خصوص روسیه، آلمان، چک، سلواک و پولند تشکیل داد. اعضای کنگره پس از یک هفته گفتگو توافق خود را برتحقق سه موضوع: دادن هویت واحد ملی برای یهودیان، ایجاد وطن یهودی و تشکیل دولت یهودی اعلان کردند. کنگرۀ مذکور تا سال ۱۹۴۸ سی بار و در هر سال تشکیل جلسه داد. آژانس یا انجمن یهود و صندوق مالی یهود در نخستین کنگره  ایجاد شد و در کنگرۀ هشتم(۱۹۰۵) فلسطین به عنوان وطن یهودیان مورد تصویب قرار گرفت.<br />
از آن پس مهاجرت یهودیان از اروپا به خصوص از اروپای شرقی و روسیه به فلسطین گسترش یافت. یکی از چهره های متنفذ یهودی در بریتانیا داکتر حیم وایزمن استاد کیمیا در دانشگاه منچستر بود که در جهت اهداف کنگره جهانی یهودیان تلاش فراوان به خرچ داد. او که سپس اولین رئیس دولت اسرائیل(۱۹۴۸عیسوی)شد، حمایت دولت بریتانیا را از تشکیل دولت اسرائیل در فلسطین بدست آورد.<br />
روند شکل گیری اسرائیل در سالهای اشغال و قیمومیت بریتانیا بر فلسطین<br />
نیروهای بریتانیا به فرماندهی ژنرال آلنبی در دسمبر ۱۹۱۷ وارد بیت المقدس شدند. در جنوری ۱۹۱۸ &#8220;هوگارت&#8221; نماینده دولت بریتانیا در جده با ملک حسین پادشاه حجاز یعنی عربستان سعودی امروز، مذاکره کرد. وی حمایت بریتانیا از مهاجرت یهودیان به فلسطین را، محدود خواند و پادشاه حجاز را به تأمین استقلال وحاکمیت اعراب اطمینان داد. این در حالی بود که پیش از آن در دوم نوامبر ۱۹۱۷، &#8220;آرتورجیمزبالفور&#8221; وزیر خارجه بریتانیا در نامه ای به &#8220;بارون ادموند جیمز روچلد&#8221; سرپرست یهودیان بریتانیا توافق دولت متبوع خود را به تشکیل کشور یهودی در فلسطین اعلان کرد. او در نامه نوشت:<br />
«حکومت اعلی حضرت (پادشاه بریتانیا) به موضوع تأسیس وطن ملی برای ملت یهود در فلسطین به دیده ای موافق می نگیرد و نهایت سعی خود را برای تحقق این هدف به کار می گیرد.»<br />
در سال ۱۹۲۲ یهودیان در فلسطین سازمانی را به نام آژانس یا انجمن یهود با حمایت و همکاری انگلیس ها بوجود آوردند. این انجمن در واقع از همان آغاز در نقش یک دولت یهودی عمل میکرد و سازماندهی موج مهاجرت یهودیان و تنظیم تمام بخش های اقتصادی، سیاسی، مذهبی و فرهنگی جامعۀ یهودیان را در فلسطین بدوش داشت. آژانس یهود به تأسیس مدارس و مؤسسات آموزشی و تحصیلی یهودیان به زبان عبری پرداخت. شبکه های نشرات رادیو به این زبان بوجودآمد. هر چند شورش و مقاومت فلسطینی ها در برابر نیروهای بریتانیا و انجمن یهودیان ادامه یافت، اما مانع شکل گیری دولت اسرائیل نشد.<br />
گسترش تظاهرات و شورش در فلسطین، چرچل صدر اعظم بریتانیا را واداشت تا دیدگاه جدید بریتانیا را در دفتر سفید یا کتاب سفید منتشر کند. در کتاب مذکور از سیاست بریتانیا مبنی بر محدودیت مهاجرت یهودیان متناسب به ظرفیت فلسطین، منع فروش زمین به یهودیان و تشکیل پارلمان منتخب سخن رفت تا از میزان نگرانی و شورش در میان اعراب فلسطین کاسته شود. سیاست عملی بریتانیا بر مبنای کتاب سفید در فلسطین ادامه نیافت. از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۹عیسوی بیش از ۳۶ هزار یهودی از روسیه، از سال ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۲ شصت هزار یهودی از پولند و در سالهای دهۀ  سی قرن بیستم، ۱۶۰ هزار یهودی از آلمان به فلسطین و یا کشور بعدی اسرائیل نقل مکان کردند.<br />
طرح تشکیل دو کشور فلسطین و اسرائیل و مخالفت فلسطینی ها و اعراب<br />
یک کمسیون مامور بریتانیا در جنوری۱۹۳۷ گزارش خود را با پیشنهاد تشکیل دوکشور جداگانۀ یهودی و فلسطینی ارائه داشت واین طرح در سال۱۹۴۵ از سوی حزب کارگر بریتانیا مجدداً عنوان شد. کمیته ویژه سازمان ملل که قیمومیت فلسطین را از بریتانیا در سال ۱۹۴۷ بدوش گرفت نیز طرح مشابه را پیشکش کرد. شورای عالی عرب به تمام این طرح ها پاسخ رد داد، هر چند که آژانس یهود در فلسطین و کنگره یهودیان آنرا پذیرفت.<br />
 دراواخر دهۀ چهل گروه های مختلف مسلح یهودیان در جهت تشکیل دولت یهودی وارد عملیات نظامی شدند. سازمانهای نظامی یهودیان چون: &#8220;ایرگون&#8221; ، &#8220;هگانا&#8221;، &#8220;اتسل&#8221;، &#8220;لحی&#8221; و غیره به کوچاندن و قتل فلسطنیان آغاز کردند. نمونه های از کشتار فجیع اعراب فلسطین بدست نظامیان یهود در الحصاص در ۱۹۴۷ و دیر یاسین در ۱۹۴۸ رخ داد. دو صدو پنجاه نفر عرب فلسطینی در روستای دیریاسین توسط ایرگونیستها قتل عام شدند. طبریه، حیفا، عکا، یافا و بیت المقدس(اورشلیم)به تصرف سازمان های مسلح یهودی درآمد. تا اواسط می ۱۹۴۸ سیصد هزار فلسطینی خانه های خود را ترک گفتند.<br />
تشکیل اسرائیل و جنگ های نافرجام اعراب<br />
جنگ اول عرب و اسرائیل(پانزدهم می ۱۹۴۸)<br />
درچهاردهم می ۱۹۴۸ با پایان یافتن قیمومیت بریتانیا بر فلسطین، کشور و دولت اسرائیل بصورت رسمی تشکیل یافت. منشور استقلال اسرائیل در همین روز صادر شد.  یک روز بعد(۱۵می۱۹۴۸) نیروهای عربی متشکل از ارتش مصر، اردن، سوریه، عراق، لبنان، یمن، داوطلبانی از عربستان سعودی و فلسطینیان از چند جبهه به اسرائیل حمله کردند. مصری ها در مناطق  ساحلی جنوب تا نزدیکی شهراشدود، پیشروی کردند. اردنی ها و عراقی ها ارتفاعات مرکزی فلسطین را گرفتند و نیروهای سوریه و لبنان نیز در شمال با اسرائیلی ها وارد جنگ شدند. این جنگ ها پس از هشت ماه که عرب ها در آغاز، پیروزی هایی بدست آوردند با شکست آنها پایان یافت. اسرائیل در این جنگ اراضی بیشتر را از اعراب گرفت و در نتیجۀ آن فلسطینی های بیشتری آواره شدند.<br />
جنگ دوم اعراب و اسرائیل(جون ۱۹۶۷)<br />
دومین جنگ اعراب و اسرائیل در جون۱۹۶۷ رخ داد. جمال عبدالناصر رئیس جمهور ملی گرای مصر با شرکت سوریه، اردن، عراق و کویت در صدد حمله بر اسرائیل شد. اما دولت شوروی از طریق سفیر خود در قاهره، ناصر را شب هنگام از خواب بیدار کرد و از حمله منصرف ساخت. فردای آن شب نیروی هوایی اسرائیل در یک تهاجم  سریع و ناگهانی فرودگاه های این کشورها را بمباران کرد. سپس نیروی زمینی اسرائیل در یک جنگ شش روزه، اعراب را شکست داد و مناطق: صحرای سینا، کرانۀ باختری رود اردن، بلندی های جولان، نوارغزه و بیت المقدس را تصرف کردند. یک ملیون فلسطینی در این جنگ آواره شدند.<br />
جنگ سوم اسرائیل و اعراب(اکتوبر ۱۹۷۳)<br />
سومین جنگ اعراب و اسرائیل به جنگ &#8220;یوم کیپور&#8221;(مقدس ترین روز در یهودیت) معروف است با حملۀ مشترک مصر به ریاست جمهوری انور السادات و سوریه به ریاست جمهوری حافظ الاسد در اکتوبر ۱۹۷۳ بوقوع پیوست. این جنگ از ششم اکتوبر تا بیست و پنجم اکتوبر که سایر کشورهای عربی نیز از آن حمایت کردند، ادامه یافت. جنگ با یورش غافلگیرانۀ مصر و سوریه بر مواضع نیروهای اسرائیل در شرق کانال سویز و بلندی های جولان آغاز شد.<br />
قوای مصر با گذر از کانال سویز بسوی صحرای سینا پیشروی کردند. نیروهای سوریه نیز نقاط مهمی را در بلندی های جولان تسخیر کردند. اما اسرائیل در یک ضد حمله مناطق از دست رفته را از سوریه پس گرفت و تا حومۀ دمشق پیش رفت. در ضد حمله بر قوای مصر نیز غلبه یافت، ارتباط نیروهای مصری را در شمال و جنوب ساحل شرقی سویز قطع کرد و وارد خاک مصر شد. اسرائیل در این جنگ توان نظامی خود را با کمک مستمر ایالات متحده امریکا تقویت کرد. لشکر سوم مصر در صحرای سینا و شهر سویز در ساحل بحیرۀ سرخ را در محاصرۀ کامل قوای خود قرار داد. کمک های دولت سوسیالیستی  شوروی به مصر و سوریه که آن وقت در واقع متحدین عرب شوروی شمرده می شدند به حدی نبود که در برابر اسرائیل و کمک امریکا به اسرائیل، ایستادگی کند. با بالا گرفتن تنش لفظی و اختلاف میان امریکا و شوروی،  این جنگ در ۲۵ اکتوبر ۱۹۷۳ با تلاش سازمان ملل متحد به آتش بس میان طرفین انجامید. اسرائیل کماکان سرزمین های اعراب را که در جنگ ۱۹۶۷ تصرف کرده بود در جنگ ۱۹۷۳ با تحمیل شکست بیشتر بر آنها، حفظ کرد.<br />
مقاومت نافرجام فلسطینی ها<br />
جنگجویان فلسطینی در تمام جنگ های اعراب در کنارارتش های عربی بودند. اما ناتوانی و شکست پیاپی اعراب آنها را بسوی ایجاد سازمانهای مبارز و مسلح فلسطینی برد تا با ادامۀ مقاومت و توسل به نبرد گوریلایی سرزمین خود را از اسرائیلی ها پس بگیرند؛ مقاومتی که پس از هفتاد و پنجسال همچنان بی نتیجه ادامه دارد.<br />
نخستین سازمان مقاومت را مهاجران فلسطینی مقیم کویت در سال۱۹۵۰عیسوی به نام الفتح تشکیل کردند که در رهبری آن یک دانشجوی جوان فلسطینی رشته انجینری(مهندسی) بنام یاسر عرفات قرار گرفت. این سازمان عملیات متعدد چریکی را علیه اسرائیل انجام داد و به رهبری عرفات راه های مختلف عملیات جنگی و تروریستی را تا مذاکره و توافق صلح با اسرائیل تجربه کرد.<br />
پس از ایجاد سازمان الفتح سازمان های مختلف دیگر فلسطینی با افکار متفاوت ملی گرایی و اندیشه های آیدئولوژیک مارکسیستی و سپس اسلامی بوجود آمدند. مانند سازمانهای: الصاعقه، جبهه دموکراتیک آزادیبخش فلسطین، جبهه خلق برای آزادی فلسطین، جبهه آزادی بخش فلسطین، جبهه آزادیبخش عربی، سازمان اسلامی حماس، سازمان جهاداسلامی و غیره.<br />
اعراب ؛ سرخوردگی از جنگ و بازگشت به مذاکره و صلح با اسرائیل<br />
کشورهای عربی پس از سه جنگ با اسرائیل امید خود را به پیروزی نظامی از دست دادند. آنها در صدد مذاکره و راه حل سیاسی و تأمین روابط با اسرائیل شدند. انورالسادات رئیس جمهور مصر با مناخیم بگین صدراعظم اسرائیل توافق نامۀ صلح  را به میانجگیری ایالات متحده امریکا در ۱۷ دسمبر ۱۹۷۸ در کمپ دیوید امریکا امضا کرد. اسرائیل را به رسمیت شناخت و اسرائیل از صحرای سینا عقب رفت.<br />
تا پایان سدۀ بیستم عیسوی دیگر فلسطین به عنوان قضیه ای ملی اعراب برای سران دولت های عربی اهمیت خود را ازدست داد. ملک حسین پادشاه اردن  در سال ۱۹۹۴عیسوی با اسرائیل پیمان صلح بست و روابط دیپلوماتیک برقرار کرد. یاسرعرفات رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین نیز با اسرائیل در سال ۱۹۹۵ عیسوی پیمان صلح اسلو را امضاکرد و کشوراسرائیل را به رسمیت شناخت. مجمع قانونگذاری فلسطین در سال ۱۹۹۶ عیسوی یاسرعرفات را به ریاست ادارۀ خود گردان  فلسطین  برگزید. عرفات در نوامبر ۲۰۰۴ وفات کرد وجای او را در رهبری اداره خودگردان محمود عباس گرفت.<br />
اسرائیل در مقابل پیمان صلح با فلسطینی هامتعهد شد تا درآینده دولت مستقل فلسطینی را به رسمیت بشناسد. برای مقدمات آن، اسرائیلی ها ادارۀ مناطق فلسطینی را در داخل فلسطین مانند نوار غزه و ساحل رود اردن به فلسطینی ها داد. بیت المقدس شرقی که از سوی فلسطینی ها پایتخت آینده کشور فلسطین خوانده میشود از امضای پیمان بیرون ماند. اسرائیل بیت المقدس را بصورت یک پارچه پایتخت خود اعلان کرد. در حالی که کشورهای جهان و سازمان ملل این اعلان یک جانبۀ اسرائیل را نپذیرفتند،  دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا در سال ۲۰۱۸ بیت المقدس را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت شناخت و سفارت امریکا را از تل ابیب به بیت المقدس انتقال داد.<br />
کشورهای دیگر عربی به استثنای سوریه و لبنان نیز با اسرائیل وارد رابطه شدند. امارات متحده عرب، بحرین و مراکش با اسرائیل روابط سیاسی برقرار کرد. سوریه به خاطر رابطه اش با ایران و نفوذ نیروهای ایرانی در آنجا و ادامۀ اشغال بلندی های جولان با اسرائیل به توافق نرسید. در کشور لبنان تنها گروه شیعۀ حزب الله با حمایت ایران به دشمنی با اسرائیل ادامه داد و با مقاومت مسلحانه اسرائیل را وادار به خروج از جنوب لبنان کرد.<br />
جمعیت فلسطینی ها و اسرائیلی ها<br />
مرکز احصایه یا آمار فلسطین در سال ۲۰۲۰ مجموع جمعیت فلسطین را در داخل فلسطین و کشورهای دیگر، سیزده ملیون و هفتصد هزار نفر اعلان کرد. از این شمار، ۳ ملیون و یکصد هزار نفر فلسطینی در کرانۀ باختری و شرق بیت المقدس و دو ملیون و یکصد هزار نفر فلسطینی در نوار غزه زندگی می کنند. بیشتر از چهل درصد این جمعیت در واقع مهاجران فلسطینی از سایر مناطقی است که حالا کشور اسرائیل را تشکیل میدهند و پس از شکست عرب ها در جنگ های سه گانه به سواحل رود اردن و نوار غزه آمدند.  یک ملیون و ششصد هزار فلسطینی دیگر در داخل خاک امروز اسرائیل زندگی می کنند که در واقع پدران و پدربزرگان آنها خانه و زمین خود را ترک نکردند و این ها فرزندان و نوه های آنها هستند. قابل تذکر است که این جمعیت فسلطینی های داخل اسرائیل شهروندی اسرائیل گرفته اند و به عنوان شهروندان عرب اسرائیل شناخته می شوند.<br />
 مطابق گزارش مرکز آمار فلسطین، شش ملیون دوصد هزار فلسطینی در کشورهای مختلف عرب به خصوص در اردن، سوریه و لبنان اقامت دارند و در حدود یک ملیون فلسطینی دیگر در سراسر جهان پراگنده اند و در کشورهای مختلف به سر میبرند.<br />
دو بخش اصلی یعنی کنارۀ باختری رود اردن به شمول  اراضی شرق بیت المقدس و نوار غزه که حالا اکثریت جمعیت داخلی فلسطین را در خود جای داده است بصورت جدا از هم در دو طرف خاک اسرائیل قرار دارند. این هر دو منطقه در جنگ دوم عرب و اسرائیل به تصرف اسرائیل در آمد، اما پس از موافقت نامۀ صلح اسلو، اسرائیل به تدریج نیروهای خود را از هر دو منطقۀ مذکور خارج کرد و ادارۀ آنرا برای سازمان های فلسطینی تحت رهبری و ریاست یاسر عرفات داد. علی رغم آن، اسرائیل از همان زمان اشغال تا حالا به ساختن شهرک های یهودی نشین علی رغم مخالفت سازمان ملل و حتی غرب ادامه داد و گفته می شود که اسرائیل در کنارۀ باختری رود اردن در مجاورت و حتی میان جمعیت فلسطینی ها سیصد هزار شهرک ساخته است که جمعیت یهودی اسرائیل در آن شهرک ها زندگی می کنند.<br />
جمعیت کشوراسرائیل بر مبنای احصائیۀ این کشور در سال ۲۰۲۱ به ۹ ملیون سیصد شصت و چهار هزار نفر میرسد. بر اساس منابع اسرائیلی، هشتاد در صد این جمعیت را شهروندان یهودی، اندکی بیش  از بیست درصد آنرا شهروندان عرب شامل عرب های مسلمان و مسیحی و باقی آنرا اقلیت های مختلف قومی و مذهبی دیگر مانند مارونی ها، سامری ها، ارمنی ها، چرکسی ها و کردها تشکیل میدهند.<br />
کشور اسرائیل با موقعیت در شرق بحیرۀ مدیترانه و سواحل شمالی بحیرۀ احمر،  در شمال با لبنان، در شمال شرق با سوریه، در شرق با اردن، در جنوب شرق با مصر و در شرق و غرب با سرزمین های فلسطینی کرانۀ باختری و نوار غزه هم مرز است.<br />
اسرائیل از نظر نظامی چه از نظر ارتش و چه از نظر صنایع نظامی یکی از کشورهای قدرتمند و پیشرفته در جهان است. اسرائیل انواع تسلیحات پیشرفته را تولید میکند و سالانه ملیارد ها دالر را از صدور و فروش تولیدات صنایع نظامی خود بدست می آورد.  علاوه براین، اسرائیل از نظر نظامی مورد حمایت بلاقید وشرط امریکا و کشورهای اروپا به خصوص اروپای غربی قرار دارد.<br />
وضعیت فلسطین و فلسطینی ها پس از جنگ و صلح با اسرائیل<br />
پیمان و توافقات دو جانبۀ مصر و اردن با اسرائیل، اختلاف را در داخل کشورهای عربی و سازمان های فلسطینی تشدید کرد. پس از آن گروه های اسلامی فلسطین مانند حماس و جهاد اسلامی به عنوان نیروهای مخالف صلح با اسرائیل و با نفوذ در میان جامعۀ فلسطین به خصوص نسل جوان فلسطینی عرض وجود کردند و با مقاومتی که به انتفاضه شهرت یافت با اسرائیل جنگیدند. هم چنان این گروه ها به خصوص جنبش حماس با سازمان آزادیبخش فلسطین که با اسرائیل معاهدۀ صلح امضا کرد و دست از جنگ کشید، نیز بارها وارد درگیری نظامی شدند.<br />
 گروه های فلسطینی به خصوص سازمان آزادیبخش فلسطین و حماس پس از کشمکش های خونین به تدویر انتخابات و پذیرش نتیجۀ آن توافق کردند. حماس انتخابات را در سال ۲۰۰۶ برد و اسماعیل هنیه را صدراعظم ادارۀ خودگران فلسطین یا حکومت فلسطین معرفی کرد، اما سازمان فتح پیروزی حماس و صدارت اسماعیل هنیه را نپذیرفت. کشورهای غربی نیز نتیجۀ انتخابات را نپذیرفتند و با ادارۀ خود گردان فلسطینی برهبری حماس کنار نیامدند. سرانجام میان جنبش حماس و جنبش فتح در جون ۲۰۰۷ درغزه جنگی واقع شد که به تسلط کامل حماس بر نواز غزه و بیرون راندن فتح انجامید. حماس در ساحل باختری شکست خورد و فعالیت آنرا جنبش فتح در ساحل باختری ممنوع اعلان کرد.<br />
جنبش فتح که هر چند با اسرائیل معاهدۀ صلح امضا کرد و دولت اسرائیل را به رسمیت شناخت تا در ازای آن کشور و دولت مستقل فلسطینی را به پایتختی بیت المقدس شرقی تشکیل دهد، به چنین هدفی نرسید. اسرائیل شهرک سازی را در کرانۀ باختری رود اردن گسترش داد و به شدت با این خواست که شرق بیت المقدس پایتخت کشور فلسطین باشدف مخالفت کرد.<br />
جنگ های حماس و اسرائیل<br />
جنگ کشورهای عربی و فلسطینی ها با اسرائیل برای آزادی فلسطین و تشکیل کشور فلسطینی پس از ده ها سال فراز و نشیب و ناکامی مطلق، به جنگ یک گروه فلسطینی یعنی جنبش حماس و چند گروه های کوچک نظامی دیگر در غزه تقلیل یافت.<br />
حماس نام اختصاری جنبش مقاومت اسلامی یا به عربی&#8221;حرکه المقاومه الاسلامیه&#8221; یک سازمان اسلامی سیاسی نظامی فلسطین است که در سال ۱۹۸۷ به رهبری عبدالعزیز رنتیسی و شیخ احمد یاسین به عنوان شاخه فلسطینی اخوان‌المسلمین تأسیس شد و هدف خود را تشکیل کشور فلسطین در خاک اسرائیل فعلی اعلان کرد. حماس از دو شاخۀ سیاسی و نظامی تشکیل شده که شاخۀ نظامی آن متشکل قطعات عزالدین قسام است. در حالی که امریکا، اسرائیل و کانادا هر دو بخش حماس را گروه تروریستی میدانند، آسترالیا و بریتانیا فقط شاخه نظامی حماس را در فهرست گروه‌های تروریستی خود قرار داده‌اند. هم چنان در حالی که فعالیت حماس از سال ۱۹۹۹ در کشور اردن ممنوع اعلان شد، رهبران سیاسی و حماس چون خالد مشعل و اسماعیل هنیه در شهر دوحه پایتخت قطر اقامت دارند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز با حماس رابطۀ خوب ندارند و از آن حمایت نمی کنند. مصر نیز حماس را نمی پذیرد و در سال ۲۰۰۸ احمد ابوالغیط وزیر خارجه مصر در حکومت حسنی مبارک، جنگ حماس در برابر اسرائیل رامضحک خواند وحملات موشکی حماس به اسرائیل را فرصتی برای حملۀ اسرائیل به فلسطین خواند. پس از یک سال حکومت اخوان المسلین در مصر در سال ۲۰۱۱، رابطۀ مصر با حماس بسیار خراب شد و شاخۀ نظامی حماس را در فهرست گروه های تروریستی قرار داد.<br />
از میان کشورهای اسلامی منطقه تنها جمهوری اسلامی ایران است که حماس را مورد حمایت نظامی و مالی قرار میدهد، هر چند این حمایت و مقدار کمک مالی تهران به حماس بسیار کمتر از کمکی است که به حزب الله لبنان ارائه می کند. منابع معتبر می گویند که ایران به حزب الله لبنان سالانه هشتصد تا یک ملیارد دالر، اما به حماس هر سال یکصد ملیون دالر می پردازد.<br />
حماس پس از تسلطش بر نوار غزه چند بار با اسرائیل به جنگ پرداخت. جنگ حماس تنها به پرتاب راکت از غزه به شهرهای همجواز اسرائیل محدود می شد، اما اسرائیل در پاسخ به آن غزه را با حملات هوایی، راکتی و تانک و توپ زیر ضربات مرگبار قرار میداد و موجب کشتار و ویرانی گسترده می شد. این نوع برخورد های نظامی حماس  و حملات اسرائیل که گاهی به ورود نیروهای زمینی اسرائیل به داخل غزه می انجامید به تکرار  در سال های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹،  سال های ۲۰۱۴ ، ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ رخ داد.<br />
جنگ امروز حماس و اسرائیل(۷اکتوبر ۲۰۲۳)<br />
آخرین جنگ حماس و اسرائیل بصورت ناگهانی با حملۀ نیروهای حماس از زمین، هوا و بحر بر خاک اسرائیل در سحرگاه  هفتم اکتوبر سال روان ۲۰۲۳ میلادی آغاز شد. نیروهای حماس با شلیک هزاران راکت به شهر های مختلف اسرائیل به شمول تل ابیب پایتخت با عبور از مرز های غزه به شهرک ها و قریه های اسرائیلی اطراف غزه وارد شد. قرارگاه های نظامی اسرائیلی اطراف مرزها غزه را تصرف کرد. صد ها اسرائیلی نظامی و غیر نظامی را کشتند و ۱۵۰ نفر را به گروگان گرفتند. گروه جهاد اسلامی فلسطین نیز در این حمله حماس را همراهی کرد. تا پنج روز دیگر که اسرائیل موفق شد تا نیروهای حماس را از شهرک های اطراف غزه بیرون کند، در این حمله بیش از ۱۲۰۰ اسرائیلی کشته شدند و بیش از چهار هزار زخمی شدند.<br />
این حملۀ ناگهانی حماس که ظاهراً سازمان های استخبارات اسرائیلی از جمله موساد آگاهی نیافتند، و بالا بودن میزان تلفات اسرائیلی ها در نتیجۀ آن که در طول هفتاد سال اخیر برای اسرائیلی ها بی سابقه بود، اسرائیل را تحقیر و خشمگین کرد. در مورد عدم آگاهی اسرائیل از این حملۀ حماس دیدگاه های متفاوتی ارائه می شود که بعضی آنرا دامی برای سرکوب قطعی حماس از سوی اسرائیل میدانند.<br />
حماس با کشتار شرکت کنندگان یک کنسرت در جنوب اسرائیل که همه غیر نظامی بودند و با کشتار شماری از کودکان و زنان در یک شهرک دیگر اشتباه بزرگی کرد که افکار عمومی را د رجوامع و غربی و داخل اسرائیل را علیه خود بر انگیخت.<br />
واکنش اسرائیل مسلماً بسیار نامتوازن و وحشتناک بود. بمباران غزه را از همان روز نخست آغاز کرد و صد ها هزار نیروی خود را با هزاران تانک و توپ در سراسر مرز غزه برای حملۀ زمینی منتقل ساخت. تا کنون هزاران نفر فلسطینی در شهر غزه کشته و زخمی شدند و بخش زیادی از شهر غزه ویران شده است.<br />
در حالی که امریکا و اروپا از اسرائیل در جنگ با حماس حمایت می کنند و امریکا با ارسال دو کشتی هواپیما بر به منطقه و ارسال مهمات به اسرائیل جدیت این حمایت را نشان داد، جمهوری اسلامی ایران به عنوان حامی حماس هیچگونه حمایتی را از حماس نشان نمیدهد. کشورهای عربی نیز از حماس حمایت نمیکنند.<br />
صرف نظر از اینکه حملۀ ناگهانی حماس و تلفات بی سابقۀ اسرائیل از نظر عاطفی و احساسی برای فلسطینی ها و مردم عرب مطلوب و افتخار آور بود، اما در واقع یک خطای استراتژیک برای حماس شمرده می شود که خود را در معرض سرکوب و تضعیف قطعی اسرائیل قرار داد. این جنگ مانند همه جنگ های دیگر اعراب، گره فلسطین را محکم تر و پیچیده تر می کند و فلسطینی ها را از تشکیل کشور مستقل فلسطین دور تر می سازد. اگر غزه باردیگر به تصرف اسرائیل در آید و دو ملیون مردم غزه آواره شوند، زمینۀ تشکیل کشور و دولت فلسطین در زمینی که این کشور و دولت روی آن تشکیل شود بسیار بسیار نامساعد و نامحتمل می گردد. به این نقشه ها نگاه کنید که از ۱۹۴۸ تا حالا بر سر فلسطین و فلسطینی ها چه آمده است و چگونه اراضی و کشور آنها قدم به قدم در اشغال اسرائیل قرار گرفته است. در حالی که سازمان ملل متحد قطع نامه های مختلفی راتصویب کرد تا اسرائیل از اراضی اشغالی بیرون شود و کشور فلسطین بوجود بیاید، اما اسرائیل با حمایت امریکا و غرب هیچ اعتنایی به اجرای این قطعنامه ها نکرد.<img fetchpriority="high" decoding="async" src="https://mahenowm.com/wp-content/uploads/2023/11/mn_52_231029_ha_rz_Seite_15-730x1024.jpg" alt="" width="730" height="1024" class="alignnone size-large wp-image-870" srcset="https://mahenow.de/wp-content/uploads/2023/11/mn_52_231029_ha_rz_Seite_15-730x1024.jpg 730w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2023/11/mn_52_231029_ha_rz_Seite_15-214x300.jpg 214w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2023/11/mn_52_231029_ha_rz_Seite_15-768x1077.jpg 768w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2023/11/mn_52_231029_ha_rz_Seite_15-360x504.jpg 360w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2023/11/mn_52_231029_ha_rz_Seite_15-750x1052.jpg 750w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2023/11/mn_52_231029_ha_rz_Seite_15-1140x1599.jpg 1140w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2023/11/mn_52_231029_ha_rz_Seite_15.jpg 1276w" sizes="(max-width: 730px) 100vw, 730px" /></p>
<p><img decoding="async" src="https://mahenowm.com/wp-content/uploads/2023/11/mn_52_231029_ha_rz_Seite_16-730x1024.jpg" alt="" width="730" height="1024" class="alignnone size-large wp-image-871" srcset="https://mahenow.de/wp-content/uploads/2023/11/mn_52_231029_ha_rz_Seite_16-730x1024.jpg 730w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2023/11/mn_52_231029_ha_rz_Seite_16-214x300.jpg 214w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2023/11/mn_52_231029_ha_rz_Seite_16-768x1077.jpg 768w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2023/11/mn_52_231029_ha_rz_Seite_16-360x504.jpg 360w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2023/11/mn_52_231029_ha_rz_Seite_16-750x1052.jpg 750w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2023/11/mn_52_231029_ha_rz_Seite_16-1140x1599.jpg 1140w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2023/11/mn_52_231029_ha_rz_Seite_16.jpg 1276w" sizes="(max-width: 730px) 100vw, 730px" /></p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b2%d8%b9%db%80-%d9%81%d9%84%d8%b3%d8%b7%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%a6%db%8c%d9%84/">منازعۀ فلسطین و اسرائیل</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://mahenow.de/%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b2%d8%b9%db%80-%d9%81%d9%84%d8%b3%d8%b7%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%a6%db%8c%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">853</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سخن نخست</title>
		<link>https://mahenow.de/%d8%b3%d8%ae%d9%86-%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25b3%25d8%25ae%25d9%2586-%25d9%2586%25d8%25ae%25d8%25b3%25d8%25aa</link>
					<comments>https://mahenow.de/%d8%b3%d8%ae%d9%86-%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Mahe Now]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Aug 2023 10:22:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ﺳﯿﺎﺳﺖ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://mahenowm.com/?p=831</guid>

					<description><![CDATA[<p>طالبان هر چیزی را که در مسیر منافع گروه خود نبینند، دشمن پنداشته و ممنوع می‌کنند. این خصوصیت گروه‌های تروریستی‌ست. به ویژه وقتی بحث خبر رسانی در میان باشد، گروه‌های تروریستی به حکم فعالیت‌های ضد انسانی شان از انعکاس رفتارهای شان در سطح افکار عمومی کشور و جهان می‌ترسند، بناً طبیعی‌ست که با هر گونه [&#8230;]</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d8%b3%d8%ae%d9%86-%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa/">سخن نخست</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>طالبان هر چیزی را که در مسیر منافع گروه خود نبینند، دشمن پنداشته و ممنوع می‌کنند. این خصوصیت گروه‌های تروریستی‌ست. به ویژه وقتی بحث خبر رسانی در میان باشد، گروه‌های تروریستی به حکم فعالیت‌های ضد انسانی شان از انعکاس رفتارهای شان در سطح افکار عمومی کشور و جهان می‌ترسند، بناً طبیعی‌ست که با هر گونه رسانه‌ی مستقل مشکل جدی دارند. رسانه‌ها عوامل افشاگر هستند. عواملی که حوادث و رفتارها را پیگیری می‌کنند و از آن طریق میکانیزم‌های مقابله با وقایع و رفتارهای ضد انسانی را فعال می‌سازند. فلسفه‌ی ممنوعیت رسانه‌ها در افغانستان از جانب طالبان دقیقن به همین امر بر می‌گردد. از لحظه تسلط طالبان در افغانستان تا کنون ده‌ها خبرنگار توسط این گروه کشته شده و به زندان انداخته شد و تمام رسانه‌های مستقل محکوم به فروپاشی در داخل افغانستان شدند. در کنار رسانه‌های که در بیرون از کشور مسایل افغانستان را پوشش میدادند، بخش قابل توجهی از رسانه های داخلی نیز به بیرون از کشور منتقل شده و از آنجا به فعالیت میپردازند. تبعید رسانه‌های افغانستان به بیرون از کشور ما را در برابر فضای متفاوتی از کار رسانه‌ای قرار داده است. مهمترین تاثیر خروج رسانه‌ها از کشور، بروز دشواری در تهیه خبر و انعکاس میدانی وقایع می‌باشد. امروز رسانه‌های مستقل برای دسترسی به وقایع و جزییات مسایل خبری، ناگزیر به استفاده از شیوه های متفاوتی شدند که در بسا موارد اتکا به ارتباطات شخصی و خطرات بسیار زیاد برای منابع داخلی همکار با رسانه‌ها می‌باشد. این شیوه می‌تواند روی کیفیت خبر و انعکاس ماوقع به شدت تاثیر بگذارد. اعمال محدودیت‌های بی حد و حصر از جانب طالبان علیه جریان اطلاع‌رسانی، باعث شده که بسیاری از رفتارها و حوادث بسیار خونبار از نظر رسانه‌ها پنهان بماند و طالبان در سایه‌ی کور کردن چشم رسانه‌ها، به جنایات‌شان ادامه دهند.</p>
<p>موارد بالا فقط یک سوی قضیه را می‌رساند. سوی دیگر قضیه این است که جامعه‌ی جهانی به شکل بسیار اسفباری بی اعتنا از کنار حوادث داخلی افغانستان می‌گذرد. رسانه‌های خارجی و حتی بین‌المللی تمایل کمتری برای پوشش اخبار و حوادث داخلی افغانستان نسبت به دیگر کشورها دارند. یعنی با به حاشیه رفتن افغانستان از متن توجه جهان، رسانه‌های خارجی نیز به تبعیت از منابع سیاسی و چگونگی نگاه سیاست‌مداران کشورها، موضوع افغانستان را یک بحث حاشیه‌ی می‌دانند. چنین نگاهی باعث شده که حتی جنایات عظیم طالبان علیه مردم افغانستان در بسا موارد یا انعکاس نیابد و یا به شکل یک موضوع خبری ناچیز در حاشیه‌های اخبار مطرح شود. با یک مقایسه‌ی کوچک میان سطح کشتار و وضعیت اوکراین با افغانستان، می‌توان به خوبی متوجه شد که جامعه‌ی افغانستان گویا دیگر جذابیتی برای دیگر مردمان جهان ندارد و به همین دلیل کشتارها و جنایات طالبان به نوعی توسط رسانه‌های جهان عادی‌سازی میشود و نشر خبر آن هم کمتر واکنش ایجاد می‌کند. به زبانی ساده تر؛ جامعه‌ی ما نه تنها از جانب گروه طالبان زیر تیغ جنایت قرار دارد، بلکه جهان نیز جامعه‌ی ما را تنها گذاشته است.</p>
<p>در چنین اوضاعی مهم است که رسانه‌های مربوط به جامعه‌ی افغانستان و منابع مستقل رسانه‌ی بیرون از کشور با تمام توان در کنار مردم خود بایستند و با هر ابزاری حوادث وحشتناک داخل افغانستان را به جهانیان برسانند. به عقیده‌ی من در این مرحله از تاریخ و فضای به شدت دردآور و وحشتناک حاکم بر مردم افغانستان، نقش رسانه‌ها از ارزش بسیار بالای برخورد است. در واقع منابع رسانه‌ی مربوط به افغانستان تنها منابعی می‌باشند که نه حق دارند و نه می‌توانند از کنار جنایات جاری که طالبان انجام می‌دهند، به سادگی همچون رسانه‌های بین المللی و خارجی بگذرند.</p>
<p>جدای از اینکه رسانه‌های افغانستانی از چه فارمتی برای فعالیت‌شان استفاده می‌کند، امر مهم این است که فعالیت‌شان را در دو سوی متمرکز سازند. از یکسو ارتباط‌شان را با متن جامعه‌ی افغانستان وسعت بخشیده و به انتقال وقایع و پوشش عمومی تحولات و اخبار و قضایا بپردازند و در یک نظم منطقی و علمی، به صورت هماهنگ به تغذیه‌ی جامعه از لحاظ اطلاعاتی مبادرت ورزند و از سوی دیگر به ایجاد رابطه با افکار عمومی مردم کشورهای دیگر در رابطه با وقایع افغانستان کمک کنند. فعالیت در این دو عرصه نقش رسانه ها را به عنوان عوامل تاریخی در این مقطع بسیار حساس برجسته می‌سازد.</p>
<p>سخن آخر اینکه هیچ فعال رسانه‌ی به لحاظ اخلاقی و مسوولیت‌های انسانی خود حق ندارد پیرو برخورد رسانه‌های خارجی و بین‌المللی بی‌اعتنا از کنار مردم افغانستان بگذرد. هر فعال رسانه‌ی قبل از اینکه به نقش خود نسبت به عرصه‌ی کاری خود فکر کند، لازم است به تعلق خود نسبت به مردمی که متاسفانه جهان به شکل بسیار بیرحمانه‌ی در برابر تروریزم تنهای‌شان گذاشته بیاندیشد. امروز سیاستمداران افغانستان نقش بسیار کمی در تغییر نگرش جهان نسبت به افغانستان و وقایع دردناک جاری در این کشور دارند، اما رسانه ها میتوانند به حکم خصوصیت و حوزه‌ی کاری شان خلا موجود در انعکاس حوادث و اخبار را پر کنند. ما در جایی از تاریخ قرار داریم که هر فعال رسانه‌ی یک مبارز به تمام معنا نسبت به مردم خود دانسته می‌شود. این مبارزه در حوزه رسانه از حساسیت بسیار زیادی برخوردار است.</p>
<p>صدای مردم خود باشیم. عامل افشای جنایات تروریزم علیه مردم خود باشیم.</p>
<p>مدیر مسوول</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d8%b3%d8%ae%d9%86-%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa/">سخن نخست</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://mahenow.de/%d8%b3%d8%ae%d9%86-%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">831</post-id>	</item>
		<item>
		<title>طالبان، ممنوعیت ها و محدودیت های پیهم بر زنان افغانستان</title>
		<link>https://mahenow.de/%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%85%d9%85%d9%86%d9%88%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%85%d8%ad%d8%af%d9%88%d8%af%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%db%8c%d9%87%d9%85-%d8%a8/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25b7%25d8%25a7%25d9%2584%25d8%25a8%25d8%25a7%25d9%2586%25d8%258c-%25d9%2585%25d9%2585%25d9%2586%25d9%2588%25d8%25b9%25db%258c%25d8%25aa-%25d9%2587%25d8%25a7-%25d9%2588-%25d9%2585%25d8%25ad%25d8%25af%25d9%2588%25d8%25af%25db%258c%25d8%25aa-%25d9%2587%25d8%25a7%25db%258c-%25d9%25be%25db%258c%25d9%2587%25d9%2585-%25d8%25a8</link>
					<comments>https://mahenow.de/%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%85%d9%85%d9%86%d9%88%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%85%d8%ad%d8%af%d9%88%d8%af%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%db%8c%d9%87%d9%85-%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Mahe Now]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Aug 2023 10:17:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ﺳﯿﺎﺳﺖ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://mahenowm.com/?p=828</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقدمه طالب به معنای (طلبه)؛ گروهی از شبه نظامیان روحانی و اسلام گرای بوده که دارای عقاید مذهبی با ریشه های در مکتب حنفی دیوبندی، مذهب وهابیت و دیدگاه های جهاد گرایی میباشند. و از زمان پیدایش تا حال در جنگ با افغانستان بوده که ابتداء در سال ۱۹۹۶ افغانستان را تصرف و تا سال [&#8230;]</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%85%d9%85%d9%86%d9%88%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%85%d8%ad%d8%af%d9%88%d8%af%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%db%8c%d9%87%d9%85-%d8%a8/">طالبان، ممنوعیت ها و محدودیت های پیهم بر زنان افغانستان</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;"><strong>مقدمه</strong></p>
<p style="text-align: right;">طالب به معنای (طلبه)؛ گروهی از شبه نظامیان روحانی و اسلام گرای بوده که دارای عقاید مذهبی با ریشه های در مکتب حنفی دیوبندی، مذهب وهابیت و دیدگاه های جهاد گرایی میباشند. و از زمان پیدایش تا حال در جنگ با افغانستان بوده که ابتداء در سال ۱۹۹۶ افغانستان را تصرف و تا سال ۲۰۰۱ با نام امارات اسلامی در افغانستان حکومت کردند و سر انجام با حمله آمریکا آنان از صحنه سیاست بیرون رفتند، اما تکرار تاریخ بعد از ۲۰ سال دوباره طالبان را روی صحنه سیاست کشاند. رهبر فعلی طالبان ملا هبت الله آخوندزاده بوده و داری فرقه های متنفاوت اند، که یک گروه آن ها کمتر افراطی (میانه رو) و یک گروه زیاد افراطی (تند رو) اند که میتوان از گروه حقانی نام برد. طالبان بیشتر از این که دیوبندی عمل کنند ، قشری و قبیله ای برخورد میکنند که حتی با اخوانی ها و جماعتی ها و مودوی ها سر سازش ندارند.</p>
<p style="text-align: right;"><strong>دوره قبل طالبان</strong>: در راس گروه طالبان، عقب مانده ترین مردمانی قرار دارند که معلوم نیست از کدام شهر و ملیت اند، آنان با نگرش های مذهبی و افراط گراییانه با زیر فشار قرار دادن مردم موجب نارضایتی قشر زیادی از مردم بلاخصوص زنان و دختران افغان شده اند. طالبان از ابتداء تا حال مخالف رادیو، تلویزون، موسقی، نقاشی، مجسمه سازی، اثار هنری، کشفیات مدرن، تعلیم و تربیه دختران، تحصیل و اشتغال زنان به کار بیرون از خانه و ظاهر شدن آنان در اجتماع بودند، آنان به زنان اجازه بیرون شدن از خانه را بدون محرم و حجاب نمیدادند. طالبان از دوره اول حکومت خشونت علیه زنان را جواز دانسته و در این سیاست آن ها تغییری ایجاد نگردیده است. دوره اول حکومت آنها چادری، پوشش سرتاپای زنان به عنوان حجاب رسمی شناخته شده بود زنان و دختران از حق تحصیل و کار محروم شده بودند. و بیشترین انتقادات و مشکلی که گروه طالبان دارند در بخش تحصیل و اشتغال زنان است. زن مسئله حساس برای طالبان بوده و می باشد و همواره سیاست های تبعیض گراییانه و ظلم گراییانه خود را برای زنان و دختران افغان پیاده می کنند؛ زیرا از نظر آنها زن یک موجود جدا از اجتماع بوده و باید همیشه در خانه بماند. در حوزه فکری طالبان زن حق داخل شدن در محیط را ندارد و زن تحصیل کرده و شهری، موجود خطرناک به شمار میرفت.</p>
<p style="text-align: right;"> در دوره قبل طالبان، دیدگاه آنها در رابطه به تحصیل و اشتغال دختران و زنان افغان مورد انتقادهای جامعه جهانی قرار گرفت؛ چنانکه وزیر خارجه آن دوره با دیداری که با هئیتی از سازمان ملل داشت، گفت: ما با نظامیان خویش تعهداتی داریم که یکی از این تعهدات اعمال ممنوعیت تحصیل و اشتغال دختران و زنان افغان می باشد که اگر این را نقض کنیم آنها از جعبه جنگ خارج می شوند. این گروه با سبکدوش کردن معلمین زن در دوره قبل باعث شد نظام تدریس عصری فلج و جای خود را به مکاتب دینی بدهد؛ زیرا اکثریت معلمین آن زمان زنان تشکیل میدادند. ( مژده، ۱۱۰:۱۳۸۲).</p>
<p style="text-align: right;">زنان در دوره جمهوریت با وجود اینکه از آزادی های زیادی برخوردار نبودند، با آنهم داری یک سلسله حقوق و آزادی های های نسبی شامل: حق تحصیل، اشتغال بوده و مشارکت نسبتا فعالی در سیاست داشتند؛ چنانکه طبق قانون انتخابات آنوقت ۲۷ درصد از کل کرسی پارلمان برای زنان در نظر گرفته شده بود و همچنان در عرصه قضا و سارنوالی و رسانه ها فعالیت داشتند. طالبان قبل از گرفتن قدرت قول داده بودند که حکومت جدید شان در مورد احترام به زنان متفاوت تر از قبل خواهد بود، اما طی مدت کمی از دو سال با وضع محدودیت ها و ممنوعیت ها بر دختران و زنان افغان که باعث سلب ابتدائی ترین حقوق آنها شده، نشان داده است که طالبان به قول ها و تعهداتی که به جامعه ملل داده اند، پایبند نبودند.</p>
<p style="text-align: right;"><strong>محدودیت و ممنوعیت ها</strong>: ممنوعیت و محدودیت های طالبان در روزهای نخستین حکومت شان از اعلان کابینه آغاز گردید؛ آنها برخلاف امیدها و انتظارات زنان افغان و جامعه ملل کابینه ی موقت خویش را بدون حضور زنان اعلان کردند، گرچه از نظر آنها موقت بود اما دایمی بنظر میرسد و این کابینه آنها انتقادات جامعه ملل را برانگیخت. بعد از اعلان کابینه آنها اقدام به حذف کامل زنان با لغو وزارت امور زنان که بزرگترین دستاورد و زحمات زنان در طول بیست سال دوره جمهوریت بود، کردند و بجای آن اداره امر به معروف و نهی از منکر شروع به فعالیت کرد و این اقدام عمیقا کینه طالبان نسبت به زنان را نشان داد. طالبان بعد از لغو وزارت امور زنان، دختران را از ورزش محروم کردند و به آنان اجازه بازی  و شرکت در مسابقات را ندادند. و بعد از سقوط کشور بدست آنان باشگاه ها و سالن های ورزشی مسدود گردیده و زنان ورزشکار در خانه حبس شدند.</p>
<p style="text-align: right;">طالبان بعد از گرفتن قدرت حق تحصیل را از دختران افغان گرفته و مکاتب و دانشگاه ها را به روی دختران بستند. آنها به دختران بالاتر از صنف ششم اجازه رفتن به مکتب تا امر ثانی ندادند؛ زیرا آنها ادعا می کردند که کتب های درسی و نظام درسی دوره جمهوریت به اساس روش های غربی بوده و تا کتب های درسی بازنگری نگردد و یونیفورم متناسب به حجاب و آموزهای اسلامی تعیین نگردد مکاتب به روی دختران باز نخواهد شد. و تا پیش از ۶۵۰ روز از بسته شدن مکاتب میگذرد، ولی همچنان مکاتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم بازگشایی نشده است.  اما با آنهم پس از مدتی اجازه فعالیت به دانشگاه های خصوص دادند، این نهاد ها با رعایت قواعد و شرایطی که طالبان برای بازگشایی وضع کرده بودند از جمله جدا سازی کارمندان و اساتید مرد و زن و صنوف دختران از پسران، پرده کشیدن وسط صنوف، فعالیت خود را آغاز کردند. این گروه نه تنها صنوف دختران و ادارات زنان از مردان در دانشگاه های خصوصی جدا کردند بلکه آنها تصمیم گرفتند به دانشگاه های دولتی به شرطی اجازه فعالیت میدهند که تایم دختران از پسران جدا گردد، اساتید دختران همه زنان باشند و اساتید زن اجازه تدریس برای پسران را ندارند، و در ادارات کارمندان اداری با پرده ها باید جدا شوند. سرانجام پس از تلاش ها و کشمکش های فراوان برای بازگشایی دانشگاه های دولتی به روی دختران باز شد، حضور زنان و دختران با تفکیک جنسیتی در دو تایم جداگانه تنظیم نموده از دانشجویان و کارمندان زن خواستند با رعایت حجاب اسلامی به وظیفه ها و درس های خویش حاضر شوند، همچنان استفاده از آرایش، زیوارآلات، گوشی های هوشمند، عکاسی و فیلمبرداری در محیط دانشگاه را منع نمودند. علاوه بر این محدودیت ها برای دخترانی که آزمون کانکور را در پیش داشتند ممنوعیت انتخاب رشته تخصصی وضع نموده و اجازه انتخاب رشته های تخصصی را به آنها ندادند. با این حال هم این گروه افراطی نتوانستند تحمل کنند با ترس و وحشت بدون اعلان و آگاهی قبلی اساتید و دانشجویان دروازه های دانشگاه ها را به روی دختران دوباره بستند، حتی دختران را از صنوف درسی بیرون کردند همچنان به ادارات مربوط به اسناد تحصیلی دستور دادند تا دیگر اسناد تحصیلی دختران طی و مراحل نشود. و طی مکتوب رسمی جدید به دانشگاه های خصوصی امر نمودند تا دیگر دانشجوی دختر را در سال ۱۴۰۲ جذب نکنند.</p>
<p style="text-align: right;">پس از روی کار آمدن طالبان، زنان فعالی که در دستگاه دولتی مشغول وظیفه بودند از وظیفه برکنار شده و خانه نشین شدند؛ تنها استثناء در چند عرصه مشخص مانند بهداشت، آموزش برای دختران و اداراتی مراجعین شان منحصر به بخش اناث بود و موسسات غیر دولتی که حضور زنان مهم و ضروری تلقی می شد، زنان  توانستند شغل خود را حفظ کنند. بلاخره در ماه گذشته طی یک‌ مکتوب رسمی وزارت اقتصاد طالبان، کار زنان در موسسات داخلی و خارجی منع کردند، طبق این اقدام آنها اکثر موسسات فعالیت های خود را به حالت تعلیق درآوردند. علاوه براین ممنوعیت ها چندی پیش وزارت مالیه از کارمندان خانم خواسته بود تا بجای خود، مردان خود بدون نظر داشت سطح دانش، فن و تجربه قبلی به وظیفه بفرستید. با وجود این ممنوعیت ها، فعالیت زنان در رسانه ها نیز محدود گردید و فعالیت زنان در نمایش های تلویزیونی بطور کامل منع شده و مجریان و کارمندان زن خواستند تا در اجرای برنامه از ماسک استفاده نموده تا چهره آنها نمایان نگردد. و آنها اضافه کردند که حضور زنان در نمایش های تلویزیونی و فیلم ها خلاف اصول شریعت بوده و خلاف ارزش های اسلامی میباشد.</p>
<p style="text-align: right;">بر ادامه اعمال محدودیت و ممنوعیت های گسترده طالبان علیه زنان، طی یک کنفرانس رسمی محدودیت بر سفر زنان نیز وضع کردند که آنها اجازه سفر بدون محرم برای زنان را بیشتر ۷۲ کیلو متر ندادند(parsi.euronews.com). آنها راننده گان وسایل نقلیه را هشدار دادند تا زنان و دختران بی حجاب و بدون محرم را سوار نکنند و همچنان به تازه گی به شرکت های ترانسپورتی دستور دادند تا به زنانی که بدون محرم شرعی اند بلیت نفروشند و در کنار منع سفر آنها اجازه کسب جواز راننده گی را نیز بر زنان محدود نموده اند.</p>
<p style="text-align: right;">بعد از محدودیت های فراوان بر تحصیل و کار زنان، طالبان آنها را از رفتن به حمام های عمومی، پارک های تفریحی و باشگاه های ورزشی منع نمودند. طالبان که حکومت خود را اسلامی میدانند حتی به نظافت که جزء از اسلام است نیز دست انداختند و در فصل سرد زمستان که حمام های عمومی یک نیاز مبرم بر زنان  مخصوصا آنهای که خانه های شان مجهز نیست محروم کردند و بعد آنها به سالن های زیبایی هشدار داده و برای مسدود کردن آنها زمان کوتاه تعیین نمودند، و این ضرب‌العجل بلاخره تمام شد و تمام سالن ها آرایشی به روی تمام زنان افغان بسته شد.</p>
<p style="text-align: right;">هشدار به سالن ها عروسی یکی دیگر از محدودیت های طالبان بر تمام مردم افغانستان می‌باشد، این گروه افراطی به سالن های عروسی هشدار دادند تا دیگر موزیک در سالن ها پخش نشود و عروسی بدون ساز و آواز باشد و داماد اجازه ورد به سالن زنانه را نیز ندارد. گروه افراطی طب همچنان ظلم و ستم را بر مردم افغانستان روا داشته و روز به روز بشتر نشان می‌دهند چقدر از جهانی شدن و انسانیت بدور هستند، آنها حتی به  دلخوشی های کوچک مردم افغان بخصوص زنان و دختران این سرزمین مظلوم را رحم نکردند و پی در پی تمام خوشی ها و آن لبخند کوچکی که برای مردم بالخصوص زنان و دختران را گرفتند و می‌گیرند.</p>
<p style="text-align: right;">این احکام طالبان ماهیت زن ستیزانه دارد که میخواهد زنان را نامرئی کند و موضع ها نسبت به زنان مورد حمایت هیچ کشور حتی پاکستان که حامی بزرگ و اصلی طالبان است، قرار نگرفته است. جنگ علیه آموزش و پرورش و همچنان رویایی شغلی زنان دوران قبلی طالبان را بروز میدهد، هرچند آنها  در دوحه قول دادن که تلاش برای فراهم سازی زمینه مناسب تحصیلی و کاری برای دختران و زنان افغانستان میکنند و به حقوق زنان احترام خواهند کرد، اما قول خود را زیر پا کردند و تنها در اعمال محدودیت و ممنوعیت بر زنان ثابت قدم بودند و در تمام عرصه ها فقط ادعا میکردند و شرایط بر زنان افغان به گونه ی سخت نمودند که زنان را از زندگی اجتماعی کنار گذاشته شده و حیات اجتماعی آنها از بین میرود. محدودیت های وضع شده در حوزه زنان از جانب طالبان در تمام عرصه ها، نگرش قشری و سنتی آنها را نشان میدهد که میخواهند نظام یک منطقه خاص روستایی بر کل جامعه شهری و پیشرفته امروزی تطبیق نمایند. بزرگترین مشکل طالبان عقاید فکری آنها می باشد که ربط میدهند به موازین اسلامی و این سنت قشری را تحت عنوان دین به اجراء در می آورند، در حالیکه نظام اسلام هرگز از چنین موضع حمایت نکرده و حضور زنان را در اجتماع منع ننموده است؛ زیرا بقای اجتماع ایجاب میکند که تمام افراد فارغ از جنس به مشاغل گوناگون بپردازند.</p>
<p style="text-align: right;">حق تحصیل و کار، حق انسانی و اسلامی همه افراد اعم از زن و مرد می باشد؛ چنانکه در بیشتر آیت قرآنکریم، احادیث و کتب های فقهی از اهمیت آنها بحث شده است که میتوان به عنوان نمونه از آیه ۲ سوره مبارکه جمعه، آیه ۱۲ سوره مبارکه ممتحنه، و احادیث پیامبر یاد کرد. مانند: اطلبوا العلم  و لو بالصین فان طلب العلم فریضه ( دانش را بجوئید اگر چه در چین باشد) و همچنان در حدیث دیگری از پیامبر روایت شده که میفرماید: طَلَبُ العِلمِ فَریضَهٌ عَلى کُلِّ مُسلِمٍ ،ألا إنَّ اللّه َ یُحِبُّ بُغاهَ العِلمِ ( آموختن علم و دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب است، بدانید که خداوند دانشجویان را دوست دارد). همچنان در اعلامیه اسلامی حقوق بشر بر حق تحصیل و اشتغال زنان میکند و در این اعلامیه آمده زنانی که توانایی کار را دارند باید مورد حمایت دولت ها قرار بگیرند و حق آزادی انتخاب شغل شایسته مشروط بر مصلحت خود و خانواده و جامعه را دارند‌( بسته نگار،  ۵۷:۱۳۸۰). و طبق اعلامیه جهانی جامعه مدنی افغانستان، وضع محدودیت و ممانعت برای زنان در ادارات دولتی، موسسات داخلی و خارجی توسط طالبان خلاف اصول و ارزش های ملی اسلامی و بین المللی و ارزش های حقوق بشر بوده و این قوانین سختگیرانه ی افراطی در قرن ۲۱ مایه ننگ و تاسف می باشد‌.</p>
<p style="text-align: right;">اگر به عملکرد طالبان ببینیم، خواهیم دید که آنها میکوشند خود را متقی تر از پیامبر جلوه بدهند و برخواست خود شریعت را تفسیر میکنند؛ زیرا در دین و سنت پیامبر چنان بی احترامی و بی حقی نسبت به زنان نشده بود حتی به زمان آن پیامبر زنان در تمام فعالیت های پیامبر از هجرت به مدینه و حبشه گرفته تا در عرصه صلح، جنگ، مسجد و سفر حضور داشتند(انصاری ،۲۰:۱۳۹۱).  اما طالبان در شریعت خود در تمام عرصه ها وجود زنان را حذف کردند و برداشت آنها از دین یک برداشت سطحی بوده که با هیچ روایت، رای، نقل و عقلی همنوایی نداشته و نه هم در عصر پیامبر و خلفای چهارگانه و نه هم در تاریخ یک هزار چهار صد سال دین اسلام وجود داشته است و در هیچ جای جهان کنونی اسلام از این شریعت خود ساخته طالبان نه آگاهی داشته و نه هم عمل میکنند.</p>
<p style="text-align: right;"><strong>دلایل</strong>: دیدگاه طالبان نسبت به زنان و دختران همان دیدگاه بیست سال پیش آنها بوده و تغییر نکرده است، و هر آنچه که قبل از گرفتن قدرت ادعا میکردند پوچ و بی معنا است؛ زیرا آنها در محیط کاملا مردانه و سنت های زن ستیزانه و مردسالار آموزش و پرورش یافته اند، این آموزه ها باعث شده که زنان را در چارچوب خانه حبس و حضور آنها در اجتماع منکر بدانند. بنابر عقیده آنان بهترین زن،  زنی ست که در خانه بماند و بزرگترین مسؤلیت آن تمکین در برابر شوهر، زایش و پرورش طفل و فراهم نمودن زمینه آسایش برای مرد و خانواده می باشد. آنان از زنان آگاه و دانش آموخته میترسند و میدانند، زنان آگاه این گروه افراطی  را نخواهد پذیرفت؛ زیرا آنان به این باورند که هرقدر زنان مستقل شوند، مردان طالبانی به حاشیه کشانده می شوند و نمیتوانند سیاست ظلم گراییانه ی خود بر جامعه تطبیق کنند. آنها در شریعت اسلامی خود تفکر تمامیت خواهی نسبت به زنان دارند و میخواهند بر آنها کنترول داشته باشند و این تفکر به نحوی سبب میشود تا زنان نسبت به دین اسلام بدبین بسازند. علاوه بر برداشت ها و قرائت افراطی از دین اسلام و روش های زندگی قبیله ی،  شیوه های سیاسی برای کسب مشروعیت بین المللی نیز میتواند زیر مجموعه سیاست رفتاری آنان علیه زنان باشد و از موضوع حقوق زنان استفاده ابزاری میکنند تا اهداف سیاسی خود برسند؛ زیرا آنها این حقوق زنان را برای خود ذینفع میدانند. بناء عقاید و آموزهای مردسالاری، برداشت های افراطی از دین، ترس از زنان با سواد و آگاه و استفاده ابزاری از این موضع برای به رسمیت شناختن آنان از بزرگترین عوامل این محدودیت ها و ممنوعیت ها علیه زنان می باشد.</p>
<p style="text-align: right;"><strong>پیامد</strong><strong>ها</strong>: محدودیت ها و ممنوعیت های فراوان طالبان علیه دختران و زنان افغانستان به نحوی بیچاره گی و بدبختی را برای آنان ببار آورده است که از مشکلات روحی و روانی گرفته تا مشکلات خانواده گی؛ زیرا تنها امید دختران و زنان سرزمینی بنام افغانستان تحصیل، کار، رشد و پیشرفت بود اما این محرومیت ها باعث شد تا مشکلات سر راه آرزو ها و رویاهای تحصیلی و شغلی آنها زیادتر شود و جلو رشد و پیشرفت آنها گرفته شد. این احکام سختگیرانه ی طالبان باعث شده تا دختران تن به خواست های جامعه سنتی مانند ازدواج های اجباری و زود هنگام بدهند؛ چون خانواده ها به این باور اند که زمانی دختر نه تحصیل کند و نه هم‌ آینده شغلی دارد، پس زمان ازدواج و تشکیل دادن خانواده اوست و محرومیت از علم و دانش راه را برای ازدواج های بدون پلان و زیر سن باز نموده است. و همچنان محرومیت آنان از مشاغل دولتی و غیر دولتی در ارگان های مختلف باعث شده تا آمار فقر و تنگدستی در کشور بالا برود؛ زیرا اکثر موسسات بین المللی فعالیت های خود متوقف کرده و میلیون ها شاغل بیکار شدند و همچنان سازمان های بین المللی کمک ها و پروژه های انکشافی خود را به دلیل سیاست های سخت و تبعیض گراییانه طالبان به حالت تعلیق در آورده، حتی پول های که از خود افغانستان بود منجمد نمودند.</p>
<p style="text-align: right;"><strong>نتیجه</strong>: امروز دختران و زنان افغانستان تاریک ترین و سیاه ترین روزهای زندگی خویش را سپری میکنند؛ که حتی آنها حق تحصیل و کار را ندارند چه برسد به اینکه حق مشارکت سیاسی داشته باشند و این یک امر محال برای زنان افغان در دوره طالبان بنظر میرسد. سواد یک زن به معنای سواد یک جامعه تلقی میگردد، و موضوع تحصیل، اشتغال و مشارکت زنان در تمام عرصه ها از اهمیت بالای در اسناد داخلی و بین المللی و اسلام برخوردار است و هر آن چیزی که باید تغییر کند نگرش طالبان نسبت به زنان افغان است؛ چون هیچ وقت آنها خود را  پاسخگو در مقابل زنان نمیدانند و فقط دستور میدهند و مردم باید طبق آن عمل کنند. آنان به هیچ عنوان ضرورتی به تغییر و تحول دیدگاه خود نمیبینند و همیشه خود را نماینده خدا و امیرالمومنین میدانند و این گروه افراطی با همین نوع تفکر به حضور زنان در اجتماع و سیاست باور ندارند و وجود زنان را چیزی فراتر از یک موجود برای بقای نسل انسان نمیدانند و این تفکر آنان باعث شده روز به روز محدودیت ها و ممنوعیت ها فراوانی به زنان وضع‌ کنند. محروم ساختن زنان از تحصیل و حضور در اجتماع و سیاست و نادیده گرفتن آنها و دستاوردهای آنان به معنای حذف کلی و منزوی کردن آنان بوده و حذف زنان و منزوی نمودن آنان به معنای یک افغانستان منزوی و عقب مانده، ضعیف، بی دفاع، فقیر و دور افتاده که بعضی کشورهای دشمن آرزو آن داشتند که هیچ وقت نمیتواند با این نگرش ها روی پای خود ایستاد شود.</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%85%d9%85%d9%86%d9%88%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%85%d8%ad%d8%af%d9%88%d8%af%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%db%8c%d9%87%d9%85-%d8%a8/">طالبان، ممنوعیت ها و محدودیت های پیهم بر زنان افغانستان</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://mahenow.de/%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%85%d9%85%d9%86%d9%88%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%85%d8%ad%d8%af%d9%88%d8%af%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%db%8c%d9%87%d9%85-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">828</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نقش دین در قبایل پشتون &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://mahenow.de/%d9%86%d9%82%d8%b4-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%a8%d8%a7%db%8c%d9%84-%d9%be%d8%b4%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2586%25d9%2582%25d8%25b4-%25d8%25af%25db%258c%25d9%2586-%25d8%25af%25d8%25b1-%25d9%2582%25d8%25a8%25d8%25a7%25db%258c%25d9%2584-%25d9%25be%25d8%25b4%25d8%25aa%25d9%2588%25d9%2586-%25d9%2582%25d8%25b3%25d9%2585%25d8%25aa-%25d8%25af%25d9%2588%25d9%2585</link>
					<comments>https://mahenow.de/%d9%86%d9%82%d8%b4-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%a8%d8%a7%db%8c%d9%84-%d9%be%d8%b4%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Mahe Now]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 19 Jul 2023 20:50:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ﺳﯿﺎﺳﺖ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://mahenowm.com/?p=768</guid>

					<description><![CDATA[<p>وقتی منابع ارزشی اجتماع ریشه در بنیادهای مختلفی دارد، گره گاه سنجش عنصر مسلط نقطه‌ی تلاقی دو یا چند ارزش است که در تقابل با هم قرار میگیرند. غلبه‌ی یک مرجع بر دیگری رویکرد اصلی و مبنای رفتاری و روانشناختی اجتماع را عریان میسازد. در جامعه‌ی قبیله‌ای تقابل میان عرف و ارزشهای قومی و احکام [&#8230;]</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d9%86%d9%82%d8%b4-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%a8%d8%a7%db%8c%d9%84-%d9%be%d8%b4%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/">نقش دین در قبایل پشتون &#8211; قسمت دوم</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img decoding="async" class="wp-image-770 alignleft" src="https://mahenowm.com/wp-content/uploads/2023/07/23843468_1648086741919519_2972618097036243667_n.jpg" alt="" width="225" height="225" srcset="https://mahenow.de/wp-content/uploads/2023/07/23843468_1648086741919519_2972618097036243667_n.jpg 534w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2023/07/23843468_1648086741919519_2972618097036243667_n-150x150.jpg 150w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2023/07/23843468_1648086741919519_2972618097036243667_n-300x300.jpg 300w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2023/07/23843468_1648086741919519_2972618097036243667_n-75x75.jpg 75w" sizes="(max-width: 225px) 100vw, 225px" />وقتی منابع ارزشی اجتماع ریشه در بنیادهای مختلفی دارد، گره گاه سنجش عنصر مسلط نقطه‌ی تلاقی دو یا چند ارزش است که در تقابل با هم قرار میگیرند. غلبه‌ی یک مرجع بر دیگری رویکرد اصلی و مبنای رفتاری و روانشناختی اجتماع را عریان میسازد. در جامعه‌ی قبیله‌ای تقابل میان عرف و ارزشهای قومی و احکام و ارزشهای دینی به وفور اتفاق افتاده  و در تمام موارد و همیشه عرف و ارزشهای قبیله‌ای بر آموزه ها و ارزشهای دینی غلبه کرده است.  با خوانش دیوبندی ها و سلفی ها، رقص در اسلام حرام دانسته میشود و عامل آن مورد تنبیه قرار میگیرد، اما وقتی جنگجویان طالب به تجلیل از پیروزی شان در میدان میپردازند، این رقص جمعی‌ست که حس پیروزی شان را اشباع میکند و از این طریق غرور شان به ظهور میرسد. در تفکر قبیله، زن عالی ترین ثروت مرد محسوب میشود، چرا که با دست یافتن به تن زن، (من) درونی مرد اوج قدرت خود را تجربه میکند. در درک روانشناختی انسان قبیله، به همان علتی که زن بزرگترین داشته‌ی مرد محسوب میشود، بزرگترین نقطه‌ی آسیب مرد هم تلقی میگردد. بناً انحصار زنان در خانه ها و اعمال محدودیتهای بی حد تا سطح شی وارگی زن در مناسبات فرهنگی شان، بر اساس یک میکانیزم دفاعی، یک نیاز بسیار شدید و مهم دانسته میشود. به این ترتیب چارچوب حضور و فعالیت زن را درک روانشناختی انسان قبیله که مناسبات عرفی و ارزشی بر آن بنا شده است، تعیین میکند، نه چارچوبه های تعیین شده از جانب دین. موارد بیشماری را میتوان از این دست نشان داد که در تقابل میان دین و چارچوبهای روانشناختی و عرفی قبیله‌، هرگز عنصر دین بر عرف و خواستهای روانی و ارزشهای قبیله‌ای پیروز نشده است.</p>
<p>طوری که مطرح شد، تضاد میان آموزه ها و احکام دینی با عرف و ارزشهای قبیله‌ای یک امر عینی‌ست، اما پرسش این است که چگونه امکان همزیستی میان این دو در فضای قبیله ایجاد میشود؟</p>
<p>پاسخ این پرسش ما را به شناخت پارادایم اصلی در مناسبات ارزشی و مبانی رفتاری قبایل پشتون میرساند.</p>
<p>پر واضح است که دین در ذهن قبیله حضور قدسی دارد و نقش توجیه‌گری جهان انسان قبیله را ایفا میکند و از سوی دیگر رفتار قبیله بیش از اینکه مبنای معرفتی و شناختی داشته باشد، از طریق ناخودگاه شکل گرفته طی صدها سال، مدیریت میشود. یعنی انسان قبیله‌ای هم محتوای امیالش غالباً غریزی‌ست و هم صورت بندی اشباع امیال ریشه‌ی تاریخی-روانشناختی دارد. تسلط روح جمعی بر رفتار فردی و حل شدن فرد در هویت و اراده‌ی جمعی چارچوبه های سخت عمومی را ایجاد کرده و از هزارن تن انسان قبیله یک هیئت و پیکر شکل میدهد. سرکوب روح پرسشگری و تقبیح رویکرد عقلی مهمترین پایه‌ی میکانیزم دفاعی قبیله از ساختارهای مسلط جمعی است. هر رفتار و سخنی که همخوان با روح و روان قبیله که در قالب های عرف و ارزشهای جمعی جاری و حاکم است، نباشد، واکنش جدی قبیله را در پی خواهد داشت و به شدت سرکوب میشود. این میکانیزم نقش حفظ چارچوب های را به عهده دارد که طی تاریخ شکل گرفته و نهادینه شده و صورت خاص روانشناختی و ارزشی را به قبیله بخشیده است.  بناً بنیادهای زیستی قبیله‌ قبل از هر چیز مبنای روانشناختی دارد و همین از قبیله یک پدیده‌ی بسیار سخت و سنگی میسازد تا در برابر هر تحول از خود مقاومت تا حد مرگ را نشان بدهد. مدیران دینی قبیله چون از یکسو خود خوی و خصلت قبیله‌ای را دارند و از سوی دیگر واقف بر سختی و خطر مداخله در قواعد حاکم قبیله را به خوبی میدانند و علاوه بر آن بر نقش مهم امر قدسی در ذهن قبیله واقف هستند، امکان همزیستی دین و قواعد قبیله‌ای را در مصادره به مطلوب آموزه ها و احکام دینی می‌بینند. در این حالت، فرهنگ و عرف قبیله مبنای فهم و پذیرش احکام و آموزه های دینی قرار میگیرد. به جای اینکه دین نقش رهبری برای فرهنگ و ارزشهای قبیله‌ای را بازی کند، فرهنگ دین را رنگ قبیله‌ای میزند و با مهر و درک خود آرایش میکند. دلیل اینکه اسلام قبیله‌ای پشتون هیچ همخوانی با اسلام جوامع دیگر اسلامی ندارد، همین امر است. غیر از تشابه چند اسم، دیگر هیچ سنخیتی بین اسلام قطری، امارات متحده‌ی عربی، مالیزی، ایران و غیره جوامع اسلامی ندارد. همین است که ما باید از اسلام قبیله‌ای پشتون به حیث دینی خاص نام ببریم. اسلام عربستان درس خواندن دختران را یک امر دینی میداند، اسلام ایران و قطر و مالیزی و غیره همچنین، اما اسلام قبیله‌ای پشتون چنین امری را خلاف دین میداند. چرا؟ چون فرهنگ و روانشناسی پشتون چنین امری را ضدهنجاری میشمارد. در واقع با همین قاعده میتوان رفتارهای دینی قبیله‌ای پشتون را توضیح داد، چه در غیر آن امکان درک دینی پشتونها با توسل به نصوص و دیگر منابع اصلی اندیشه‌ای اسلامی غیرممکن میشود.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d9%86%d9%82%d8%b4-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%a8%d8%a7%db%8c%d9%84-%d9%be%d8%b4%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/">نقش دین در قبایل پشتون &#8211; قسمت دوم</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://mahenow.de/%d9%86%d9%82%d8%b4-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%a8%d8%a7%db%8c%d9%84-%d9%be%d8%b4%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">768</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سند خیانت اشرف غنی بابای فراری مافیا</title>
		<link>https://mahenow.de/%d8%b3%d9%86%d8%af-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d9%81-%d8%ba%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%a7/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25b3%25d9%2586%25d8%25af-%25d8%25ae%25db%258c%25d8%25a7%25d9%2586%25d8%25aa-%25d8%25a7%25d8%25b4%25d8%25b1%25d9%2581-%25d8%25ba%25d9%2586%25db%258c-%25d8%25a8%25d8%25a7%25d8%25a8%25d8%25a7%25db%258c-%25d9%2581%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25b1%25db%258c-%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2581%25db%258c%25d8%25a7</link>
					<comments>https://mahenow.de/%d8%b3%d9%86%d8%af-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d9%81-%d8%ba%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Mahe Now]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 29 May 2023 18:58:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ﺳﯿﺎﺳﺖ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://mahenowm.com/?p=734</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از نشر گزارش تی جی۱ ایتالیا در مورد معامله‌ی اشرف غنی رئیس جمهور فراری افغانستان مباحث روی درستی یا نادرستی این گزارش همه گیر شده است. سند نشر شده خبر از معامله‌ی بالای صد و ده ملیون دالر برای انتقال قدرت به طالبان میدهد. ظاهراً این پول را نماینده‌ی امیر قطر برای اشرف غنی [&#8230;]</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d8%b3%d9%86%d8%af-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d9%81-%d8%ba%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%a7/">سند خیانت اشرف غنی بابای فراری مافیا</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از نشر گزارش تی جی۱ ایتالیا در مورد معامله‌ی اشرف غنی رئیس جمهور فراری افغانستان مباحث روی درستی یا<br />
نادرستی این گزارش همه گیر شده است. سند نشر شده خبر از معامله‌ی بالای صد و ده ملیون دالر برای انتقال قدرت به<br />
طالبان میدهد. ظاهراً این پول را نماینده‌ی امیر قطر برای اشرف غنی در بدل واگذاری شهرها و نهادهای امنیتی و<br />
تسلیحات دولتی، پرداخته است. صحت و سقم سند نشر شده شاید برای منابع حقوقی ارزش مهمی داشته باشد، چون میتواند<br />
پایه‌ی طرح دعوا علیه رئیس جمهور فراری شود، اما مردم افغانستان برای صحت و سقم این معامله به هیچ کاغذ و<br />
سندی از جانب قطر یا کشورهای دیگر نیازی ندارند. صحنه‌ی سقوط و اشغال افغانستان توسط طالبان پیش روی مردم<br />
اتفاق افتاده و به همین دلیل مردم بیش از هر منبعی دیگر واقف بر چگونگی سقوط بودند.<br />
طالبان قبل از سقوط کابل، در اشغال قسمتی از شمالی به شدت به مشکل برخوردند. نیروهای مردمی برای دفاع از مناطق<br />
شان پیش روی طالبان را سد کردند و به جنگ با آنها پرداختند. طالبان با امکاناتی که داشتند نتوانستند در بسیاری مناطق<br />
صف دفاع مردمی را بشکنند. درست در همین موقع اردوی افغانستان با استفاده از ادوات پیشرفته‌ی نظامی از عقب به<br />
مردم شبیه‌خون میزند و تعداد زیادی از مردم کشته شده و راه طالبان برای ورود به مناطق باز میشود. در هرات مردم<br />
ناظر بر اوضاع بودند که نیروهای اردو و پولیس محلی به دستور مقامات ارگ ریاست جمهوری مناطق را با سلاح و<br />
مهمات شان به طالبان واگذار میکنند و طالبان تا دروازه های شهر هرات بدون هیچ مقاومتی جلو میآیند. امیر اسماعیل<br />
خان در آخرین لحظات که شهر هرات توسط نیروهای طالبان محاصره شده، جبهه‌ای از نیروهای مردمی برای دفاع از<br />
شهر تشکیل میدهد و در برابر طالبان به مقاومت میپردازد. مقاومت هرات بیش از بیست روز در برابر هجوم طالبان<br />
ایستادگی میکند. دولت مرکزی هر چه تلاش میکند تا به نحوی نیروهای مردمی را فریب دهد، مردم با هوشمندی و<br />
شجاعت صف مقاومت خود را ترک نمیکنند. این در حالی‌ست که نیروهای نظامی دولتی به شمول هزاران تن از<br />
سربازان در پادگان ظفر در حاشیه شهر هرات هیچ دخالتی در جنگ و تلاش برای دفاع از مردم نمیکنند. دفاع با امکانات<br />
مردمی در برابر نیروهای که هم حمایت پاکستانی ها را با خود دارد و هم حمایت همه جانبه‌ی ارگ ریاست جمهوری<br />
کشور را دارد، از شهر برای مردم دشوار میشود، چرا که نه سلاح به حد کافی موجود است و نه دولت امکانات در<br />
دسترس مردم قرار میدهد. حتی در چنین احوالی نیز طالبان توان ورود به شهر را ندارند و در دروازه های شهر با دادن<br />
تلفات گسترده متوقف مانده اند. در چنین اوضاعی اشرف غنی احمدزی از ارگ ریاست جمهوری به اردو دستور میدهد که<br />
با استفاده از ماشین های نظامی طالبان را از بیرون دروازه های هرات گرفته و زیر پرچم اردو در پشت جبهه ی مردمی<br />
در میانه‌ی شهر هرات پیاده کنند تا مقاومت مردم نابود شود. با چنین طرحی موفق میشوند مردم هرات را دست بسته به<br />
طالبان بسپارند، حالا با اینکه مردم شاهد چنین صحنه‌ی خیانتباری بوده اند، آیا واقعا برای اثبات خیانت اشرف غنی مردم<br />
هرات یا شمالی و دیگر مناطق کشور نیاز به سند نوشتاری از قطر یا دیگر کشوری دارند؟<br />
علاوه بر صحنه ی فرار رئیس جمهور خود بیانگر یک معامله‌ی رذیلانه با طالبان است. بسیاری معتقدند اشرف غنی به<br />
دلایل قومی قدرت را به نیروهای طالبان که نماینده‌ی بلامنازعه فرهنگ و قوم پشتون در قدرت هستند، واگذار کرد.<br />
طالبان بی هیچ تردیدی خالص ترین حاصل فرهنگ جنوب میباشند. با توجه به رفتارهای قومی و سیاستهای بسیار علنی<br />
اشرف غنی علیه اقوام غیرپشتون، میتواند این نظر جدی باشد که او همزمان یک تیر را به دو هدف زده است. از یکسو<br />
پول هنگفتی جهت واگذاری قدرت گرفته و از سوی دیگر قدرت را به طالبان به نماینده‌ی قومش میباشد، واگذار کرده.<br />
اسناد زیادی از جمله گفته های شاهدان عینی ارگ نشان میدهد که اشرف غنی برای فرارش از مدتی پیش مقدمات فراهم<br />
کرده بود. گفته های حنیف اتمر وزیر خارجه وقت و متین بیگ رئیس ارگانهای محلی و غیره افراد مشخص میسازد که<br />
اشرف غنی در تلاش بوده تا اذهان اطرافیانش را مشغول موارد دیگر کند تا متوجه طرح فرارش نشوند. اما در میان<br />
جالب این است که با اینکه مدتها روی طرح فرار برنامه ریزی کرده و تلاش کرده آن را گونه‌ی از ناگزیری صحنه<br />
سازی کند، اینقدر این طرح احمقانه و ابلهانه پی‌ریزی شده بود که در همان لحظات اول همه دانستند که معامله‌ی در<br />
جریان بوده و اشرف غنی براساس این معامله کابل را بیدفاع گذاشته و فرار کرده است.<br />
اشرف غنی در جریان کارسیاسی اش چه به عنوان رئیس جمهور و چه وزیر یا تحت مسوولیتی دیگر، همواره نشان داده<br />
که مستعد دروغگویی و مردم فریبی است. او با گفتن حرفهای کلان و پیاده کردن طرحهای ابلهانه و بروز رفتارهای<br />
بزدلانه همه را به این نتیجه رساند که دچار یک شخصیت به شدت خودخواه، احمق و کوتوله هستند. به دلیل اینکه اداره ی<br />
دولت افغانستان مبدل به صحنه ی تاخت و تاز گروه های مافیایی شده بود و فرصت اختلاس و دزدی برای عده‌ی زیادی<br />
از افراد مافیایی مهیا بود، خیلی ها برای حفظ این فرصت غارتگری به پشتیبانی از اشرف غنی پرداختند تا سود بیشتری<br />
از این غارتگری ببرند. مهم ترین دلیل سکوت خیلی ها در باره ی شخصیت کثیف اشرف غنی همین امر بود. کسانی که</p>
<h4>در داخل سیستم بودند به خوبی میدانستند اشرف غنی یک دروغگو و شخصیت پلید است، اما این شخصیت پلید نفع شان را<br />
تامین میکرد و امکان دزدی را برایشان مهیا ساخته بود. پس باید توسط این طیف مافیایی مورد حمایت قرار میگرفت. لقب<br />
بابا برای اشرف غنی از جانب همین طیف داده شد. به راستی هم اشرف غنی بابای مافیای غارتگر افغانستان بود.<br />
حالا تصورش را بکنید کسی فکر کند این مردم با دیدن چنین واقعیتهای در ماحول شان، برای اثبات خیانت اشرف غنی<br />
خود را نیازمند سند کتبی یک کشور دیگر بدانند. عجیب است.<br />
دادرسی ها در سطح بین المللی تابع تصامیم سیاسی‌ست و به همین علت حتی اگر صد سند دیگر هم جهت اثبات خیانت<br />
اشرف غنی در دست باشد، تا زمانی که کشورهای غربی و منابع قدرت خارجی که اشرف غنی را به حیث مزدور خود<br />
در این بازی استخدام کرده بودند، نفع خود را در محاکمه‌ی او نبینند، اشرف غنی در هیچ دادگاهی محاکمه نخواهد شد،<br />
همچنانکه با وجود وحشیگیریها وقتلهای که گروه تروریستی طالبان انجام میدهد، هیچ منبع خارجی اقدامی علیه شان<br />
نمیکند. مردم افغانستان توان شان در به محاکمه کشیدن خیانتکارهای مثل اشرف غنی بسیار کم است. آنها بدون حمایت<br />
های بیرونی نمیتوانند طیف خیانتکاری که زندگی ملیونها انسان را تباه کرده اند، به دادگاه های بین المللی ببرند.<br />
نشر سند تی جی۱ چه درست باشد و چه نه، هیچ قسمت از داستان خیانتهای رهبران فراری و غارتگر افغانستان را برای<br />
مردم این کشور تغییر نمیدهد.</h4>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d8%b3%d9%86%d8%af-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d9%81-%d8%ba%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%a7/">سند خیانت اشرف غنی بابای فراری مافیا</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://mahenow.de/%d8%b3%d9%86%d8%af-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d9%81-%d8%ba%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">734</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دادخواهی یا قوم‌گرایی؟</title>
		<link>https://mahenow.de/%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%82%d9%88%d9%85%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%9f/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25af%25d8%25a7%25d8%25af%25d8%25ae%25d9%2588%25d8%25a7%25d9%2587%25db%258c-%25db%258c%25d8%25a7-%25d9%2582%25d9%2588%25d9%2585%25e2%2580%258c%25da%25af%25d8%25b1%25d8%25a7%25db%258c%25db%258c%25d8%259f</link>
					<comments>https://mahenow.de/%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%82%d9%88%d9%85%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%9f/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Mahe Now]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 22 Feb 2020 15:49:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻫﺎ]]></category>
		<category><![CDATA[رویداد های داخلی]]></category>
		<category><![CDATA[ﺳﯿﺎﺳﺖ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://mahenowm.com/?p=651</guid>

					<description><![CDATA[<p>در شرایطی که افغانستان در بدترین وضعیت ممکن اقتصادی، سیاسی و امنیتی پس از سال ۲۰۰۱ است و مردم به شدت در شهرهای کشور از وضعیت بد اقتصادی و امنیتی شاکی هستند، حمایت رئیس جمهور غنی از منظور پشتین و دادخواهی برای جنبش حمایت از پشتون های پاکستان سر وصداهای زیادی را براه انداخته است. [&#8230;]</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%82%d9%88%d9%85%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%9f/">دادخواهی یا قوم‌گرایی؟</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در شرایطی که افغانستان در بدترین وضعیت ممکن اقتصادی، سیاسی و امنیتی پس از سال ۲۰۰۱ است و مردم به شدت در شهرهای کشور از وضعیت بد اقتصادی و امنیتی شاکی هستند، حمایت رئیس جمهور غنی از منظور پشتین و دادخواهی برای جنبش حمایت از پشتون های پاکستان سر وصداهای زیادی را براه انداخته است. مخالفین و مردم این رفتار غنی را تبعیض آمیز می دانند و او را متهم به قوم‌گرایی و بیگانه پرستی می کنند.</p>
<p>این پرسش را که این خورد آقای غنی چه تبعاتی دارد و آیا او واقعا تحت تاثیر جریانات قوم گرایانه این کار را کرده؟</p>
<p>چه عواقبی می تواند رفتارهای این چنینی داشته باشد؟ را با چهار صاحب‌نظر مطرح کرده ایم که چنین پاسخ نگاشته اند:</p>
<p><strong>صارمه « افضلی » فعال مدنی:<img loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-654 alignright" src="https://mahenowm.com/wp-content/uploads/2020/02/5-1-720x1024.jpg" alt="" width="372" height="529" srcset="https://mahenow.de/wp-content/uploads/2020/02/5-1-720x1024.jpg 720w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2020/02/5-1-211x300.jpg 211w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2020/02/5-1-768x1092.jpg 768w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2020/02/5-1-750x1067.jpg 750w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2020/02/5-1-1140x1622.jpg 1140w" sizes="(max-width: 372px) 100vw, 372px" /> </strong></p>
<p>از آن روز این خانه ویرانه شد</p>
<p>که نان‌آورش مرد بیگانه شد</p>
<p>چو ناکس به ده کدخدایی کند</p>
<p>کشاورز باید گدایی کند</p>
<p>به یزدان که گر ما خرد داشتیم</p>
<p>کجا این سرانجام بد داشتیم</p>
<p>فردوسی طوسی</p>
<p>حمایت هر رئیس جمهور افغانستان از جنبش‌های دادخواهی عدالت‌محور کشور خارجی همسایه، ارتباط مستقیم به سیاست خارجی افغانستان دارد. خوشبختانه قانون اساسی و هم چارچوب یا خطوط اساسی سیاست خارجی افغانستان؛ به عنوان مهم‌ترین سند حقوقی کشورمان در تعامل با کشورهای منطقه و جهان وجود دارد.</p>
<p>اظهارنظر و مداخله در امور داخلی یک کشور از دید من</p>
<p>۱. نقض قانون اساسی است؛ طبق ماده هفتم قانون منشور ملل متحد و معاهدات و میثاق‌های بین‌المللی که افغانستان به آن پیوسته است، این کشور ملزم به رعایت می‌کند. طبق ماده شصت و چهارم باید هر گونه اظهار نظر در امور داخلی سایر کشورها بر اساس اصول خطوط اساسی سیاست خارجی کشور باشد که در بند دوم واضح است که نبوده است و یا عجالتا هر نوع موقف‌گیری مورد تایید شورای ملی می‌بود که نبود‌. طبق ماده شصت و پنجم باید در این موضع‌گیری سیاسی که بر امنیت و اقتصاد مردم دارد به آرای مردم مراجعه می‌شد. طبق ماده شصت و ششم رئیس جمهور بر اساس ملحوظات قومی و زبانی_ که وجوه اشتراک با منظور پشتین است_ واکنش نشان داده است که استفاده انتخاباتی دارد ورنه اگر اصل حمایت و حفاظت از حقوق بشر مورد ملاحظه ایشان بوده است اصل نامبرده در دوران حکومت وحدت ملی برای خود مردم افغانستان به صورت سمبولیک و گزینشی کاربرد داشته است.</p>
<p>۲. موضع‌گیری و حمایت از منظور پشتین مبتنی بر اصول یا متغیرهای چارچوب سیاست خارجی نیست؛ اهداف سیاست خارجی از دید رئیس‌جمهور غنی از قرار زیر اند: (۱- امنیت ملی ۲- خوداتکایی و رفاه اقتصادی ۳- ارتقای جایگاه افغانستان در نظام بین‌الملل ۴- حفظ یکپارچگی و تمامیت ارضی کشور ۵- منافع ملی</p>
<p>۶- تبدیل کردن افغانستان از نقطه تقابل به میدان تعامل) با مطالعه توضیحات زیر هر بند سند سیاست خارجی، خواننده متوجه نقض هر کدام از این‌ها با دخالت و جانبداری از جنبش معترض در حوزه سیاست داخلی کشور همسایه می‌شود. در استراتیژی سیاست خارجی افغانستان – طبق هدایت رئیس‌جمهور – کشورها به پنج حلقه تقسیم کرده است که پاکستان از لحاظ اهمیت جز حلقه اول همسایه‌هاست، جز حلقه کشورهای اسلامی‌ست، جز حلقه کشورهای آسیایی است. اصول سیاست خارجی</p>
<p>۱- اصل همگرایی در منطقه</p>
<p>۲- اصل عدم مداخله در امور کشورهای دیگر</p>
<p>۳- اصل تقویت روابط با کشورهای اسلامی</p>
<p>۴- اصل تعامل دوستانه با قدرت‌های بزرگ</p>
<p>۵- اصل پیوند سیاست خارجی با برنامه‌های اقتصادی</p>
<p>۶- اصل احترام متقابل</p>
<p>۷- اصل مشارکت در نظام بین‌الملل</p>
<p>۸- اصل همکاری مشترک در دفع تهدیدات و چالش‌ها</p>
<p>۹- اصل حمایت و حفاظت از حقوق بشر</p>
<p>هشت اصل از نه اصل از دید من با مداخله در امور داخلی پاکستان نقض می‌شود. اصل نهم هم باید با توجه به وضعیت خاص افغانستان در سرکوب جنبش‌های عدالت‌خواهانه چون روشنایی و رستاخیز و تبسم در اولویت ملاحظه قرار می‌گرفت.</p>
<p>۳. جایگاه وزارت خارجه در قسمت جاری‌ و ساری‌ساختن سیاست خارجی به شدت ضعیف شده است و به وزارت تغیر و تبدیل مسمی شده است. وزارت خارجه باید مرکز ثقل طراحی و اعمال سیاست خارجی باشد و در موارد حساس نباید عالی‌ترین مرجع اعمال سیاست خارجی حتما واکنش نشان دهد. اما متاسفانه این وزارت از لحاظ اختیارات و صلاحیت‌ها در این حوزه وضع نابسامانی دارد.</p>
<p>۴. جدا از موارد بالا همواره در سیاست خارجی کشورها گفتمان‌های هویتی وجود دارد که وضعیت خاص افغانستان در حوزه سیاست داخلی ایجاب می‌کند ما اول بحث هویتی خود را حل کنیم و به زور و جبر تاریخی جعلی تمام مردم دارای تنوع قومی افغانستان را در قالب هویت قومی افغان نیاندازیم. اگر واقع‌بینانه باشیم و کمی در مورد کشور خود به درک درستی برسیم و از خیل مشاوران بخواهیم تا تحلیل و پژوهش کنند و به ما انتقال دهند که در واقعیت افغانستان کشوریست پیچیده درچالش‌هایی چون ناامنی و افزایش جنگ‌های نیابتی قدرت‌های بزرگ چون امریکا، چین، روسیه و اتحادیه اروپا، متاثر از منازعات خاورمیانه، قوم‌گرایی لجوجانه _که پایه‌های دولت_ملت را ویران ساخته است_، زبان‌ستیزی و فرهنگ گریزی در دولت، ناداری و بی‌سوادی و بی‌کاری و گرانیگاه تولید مواد مخدر و تولید دهشت‌افکنی و تروریست‌زایی با جایگاه برجسته در فساد و ناامنی و ناکام در دولت‌‌سازی و اجماع ملی و ناکامی در حوزه سیاست داخلی با دور زدن از مظاهر مردم‌سالاری چون انتخابات و مشروعیت ناقص و غیر دموکراتیک انتخابات نمایندگان مردم و دولت‌های برآمده از دل انتخابات تقلبی_گوسفندی، نهادها و احزاب و جریان‌های سیاسی ضعیف و غیر اصولی، انحصارگرایی قدرت و ثروت، روابط پیچیده و پرتنش قوه اجراییه و قوه مقننه، عدم استقلالیت قضا و نهادهای انتخابات و سایر نهادهای مستقل که بصورت جدی باید طبق قانون اساسی، میثاق‌های بین‌المللی و سیاست خارجی بفکر همگرایی در منطقه و جهان بود تا واگرایی در حالی که هر نوع عمل ما عکس‌العملی در پی خواهد داشت که مردم بار آسیب اقتصادی_سیاسی آن را بر دوش می‌کشند.  پس باید سیاست خارجی و داخلی ما مبتنی بر رضایت مردم و نمایندگان باشد تا افغانستان دوباره به انزوا و قهقرا آنهم برای هیچ کشانده نشود.</p>
<p>این در حالی‌ست که من فطرتا و  قلبا احساس حمایت از هر عدالت‌خواه می‌کنم اما باید برای یک سیاستمدار و یک دولتمرد منافع ملی بر هر نوع واکنش احساساتی و فرصت‌طلبانه که اندکی خطر تاثیر منفی بر زندگی مردم داشته باشد؛ ارجحیت داده شود.</p>
<p><strong>داوود « سرخوش » خواننده و آهنگساز</strong> : « این روزها نام «منظور پشتین» در کسوت یک قهرمان و علمدار مدنی از ایل پشتون و برای حقوق پشتون بر زبان‌ها جاری است. این‌که جریان‌های از این نوع در پاکستان چگونه خلق و مهندسی می‌شود هم تازه نیست و هم هنوز مشکوک، پیچیده و خیلی پاکستانی‌ است. و اما رئیس جمهور ما استاد اشرف غنی در حمایت خود از «منظور پشتین» اگر سرپوش‌گذاری بر مشکلات عدیده‌ی افغانستان و میل حاد به قبیله را مد نظر ندارد و فراموش می‌کند که با جریان‌های مدنی و شهروندان خودش و بهتران از پشتین تا حالا چگونه مقابله داشته است پس چه گوهری را می‌تواند به دست آورد که دیگران از آن غافل‌مانده‌اند؟ »</p>
<p><strong> سیامک هروی نویسنده و فعال مدنی</strong>: « در شرایطی که افغانستان در بدترین وضعیت ممکن اقتصادی، سیاسی و امنیتی پس از سال ۲۰۰۱ به سر می‌برد و مردم دارند زیر چرخ جنگ و شرایط وخیم معیشتی خرد می‌شوند، حمایت رئیس جمهور غنی از منظور پشتین  و دادخواهی برای جنبش حمایت از پشتون‌های پاکستان پتک سهمگین دیگری بر سر ملت ماست.</p>
<p>اگر قرار باشد تاجیکان از مخالفین حکومت تاجکستان حمایت کنند، ازبک‌ها از مخالفین حکومت ازبکستان، ترکمن‌ها از مخالفین حکومت ترکمنستان، تشیع از مخالفین ایران، تسنن از عربستان و همین‌طور هر ایل و قومی به خود اجازه بدهد در امور دیگران دخالت کند، آن‌ها نیز به خود حق می‌دهند تا در امور ما مداخله کنند و نگذارند افغانستان و مردمش نفس راحتی بکشند. چنانچه این روال سال‌هاست کشور را به ویرانه و مردمش را به نیستی و دربدری کشانده است.</p>
<p>حمایت غنی از پشتون‌های آن‌طرف مرز نتیجه‌ی معکوس دارد و پاکستان که حامی وفادارتری مثل امریکا و چند کشور دیگر در کنار خود دارد بازهم پا بر حلقوم مردم، اقتصاد و نهادهای ملی ما خواهد گذاشت و انتقامش را نه از غنی، بلکه از ملت خواهد گرفت.</p>
<p>بیایید اول به خودمان فکر کنیم! »</p>
<p><strong>نذیر « رها » نویسنده و فعال سیاسی:</strong> « من در این میان چیزی به نام قوم دوستی را نمیبینم. اساسا قومگرایی ریشه در نوعی تعلق خاطر به یک مجموعه ی انسانی دارد. غنی اساسا با هیچ مجموعه ی انسانی احساس تعلق نمیکند. اشرف غنی تحریک حس قومی و تکیه به تعلقات خونی را به حیث ابزار برای بقای خود در چرخه ی سیاسی استفاده میکند. اگر او یک ذره تعلق قومی احساس میکرد، سرنوشت مردم پشتون به این سیاه بختی نمیرسید. این اشتباه باید تصحیح شود. او با دامن زدن به تبعیض های قومی یک تعداد تبارگرای ابله را به دنبال خود کشانده است، ولی افراد دانشمند و آگاه پشتون دقیقا میدانند اشرف غنی احساس انسانی و یا حتی قومی ندارد.<img loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-653 alignright" src="https://mahenowm.com/wp-content/uploads/2020/02/6-1-720x1024.jpg" alt="" width="462" height="657" srcset="https://mahenow.de/wp-content/uploads/2020/02/6-1-720x1024.jpg 720w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2020/02/6-1-211x300.jpg 211w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2020/02/6-1-768x1092.jpg 768w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2020/02/6-1-750x1067.jpg 750w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2020/02/6-1-1140x1622.jpg 1140w" sizes="(max-width: 462px) 100vw, 462px" /></p>
<p>منظور پشتین فریاد عدالتخواهی سر داده است و اشرف غنی به لحاظ باور و رفتار دقیق در نقطه ی مقابل پشتین قرار دارد. هیچ مرز عدالت و اخلاقی نمانده که اشرف غنی نشکسته باشد، با این وجود آیا میتوان او را در کنار منظور پشتین قرار دهیم؟ جواب من این است که چنین برداشتی جفا به حال مظلومین و عدالتخواهان است.</p>
<p>حتی خود منظور پشتین و دیگر رهبران پشتونهای پاکستان خط خود را به روشنی از اشرف غنی و چند فرصت طلب دیگر جدا اعلام کردند و مبارزات شان را عدالت خواهی برای پشتونهای پاکستانی برشمردند. بسیاری از پشتونهای افغانستان تحت تاثیر گفته ها و ادعاهای ناحق رهبران پشتون دچار برداشت اشتباه نسبت به رابطه ی پشتونهای افغانستان با پاکستان شده اند و همین باعث شده تا سیاستمداران پوپولیست و دروغگوی چون اشرف غنی بتوانند از این زمینه سود ببرند. حرف من این است که اشرف غنی نه میخواهد برای پشتون افغانستان دل بسوزاند و نه دغدغه ی پشتونهای پاکستان را دارد. او فقط به قدرت میاندیشد و خواسته و دغدغه اش از قدرت و منفعت شخصی فراتر نمیرود.</p>
<p>شاید قومگرایی و برتری طلبی در بین گروه های زیادی ار پشتونها تیره باشد، اما با اینکه قومگرای و تبعیض شکل فاسد شده ی تعلق گروهی به لحاظ اخلاقی است، شخص اشرف غنی از این هم فراتر فاسد شده است.</p>
<p>پاکستان در برابر این دست اندازیهای فریبکارانه ی اشرف غنی خاموش نخواهد نشست و بدبختانه پاسخ پاکستان به سیاستمداران فاسد افغانستان قلع و قمع کردن مردم بیگناه افغانستان است. »</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%82%d9%88%d9%85%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%9f/">دادخواهی یا قوم‌گرایی؟</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://mahenow.de/%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%82%d9%88%d9%85%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">651</post-id>	</item>
		<item>
		<title>افشاگری نماینده مجلس از پشت پرده تصویب قانون حمایت از اطفال در گفتگو با ناهید فرید</title>
		<link>https://mahenow.de/%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%da%af%d8%b1%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%a8/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a7%25d9%2581%25d8%25b4%25d8%25a7%25da%25af%25d8%25b1%25db%258c-%25d9%2586%25d9%2585%25d8%25a7%25db%258c%25d9%2586%25d8%25af%25d9%2587-%25d9%2585%25d8%25ac%25d9%2584%25d8%25b3-%25d8%25a7%25d8%25b2-%25d9%25be%25d8%25b4%25d8%25aa-%25d9%25be%25d8%25b1%25d8%25af%25d9%2587-%25d8%25aa%25d8%25b5%25d9%2588%25db%258c%25d8%25a8</link>
					<comments>https://mahenow.de/%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%da%af%d8%b1%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Mahe Now]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 23 Jan 2020 08:41:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>
		<category><![CDATA[افغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[ﺳﯿﺎﺳﺖ]]></category>
		<category><![CDATA[ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﻫﺎ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://mahenowm.com/?p=596</guid>

					<description><![CDATA[<p>&#160; تصویب قوانین هم‌واره در کشورمان با چالش‌های زیادی روبرو بوده است، اختلافات شدید قومی، زبانی، مذهبی و گاهی لج‌بازی‌های گروهی کهنه اندیش موجب شده، تصویب یک قانون ماه ها و سال‌ها در مجلس نماینده‌گان بی نتیجه بماند.  عدم تخصص و آگاهی کامل بر چگونگی تصویب قوانین از سوی برخی نماینده‌گان و حضور نماینده‌گانی با [&#8230;]</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%da%af%d8%b1%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%a8/">افشاگری نماینده مجلس از پشت پرده تصویب قانون حمایت از اطفال در گفتگو با ناهید فرید</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<p><strong>تصویب قوانین هم‌واره در کشورمان با چالش‌های زیادی روبرو بوده است، اختلافات شدید قومی، زبانی، مذهبی و گاهی لج‌بازی‌های گروهی کهنه اندیش موجب شده، تصویب یک قانون ماه ها و سال‌ها در مجلس نماینده‌گان بی نتیجه بماند.  </strong></p>
<p><strong>عدم تخصص و آگاهی کامل بر چگونگی تصویب قوانین از سوی برخی نماینده‌گان و حضور نماینده‌گانی با تفکر مردم فریبی یکی از بزرگ‌ترین بن بست‌های تصویب قانون در سالیان اخیر بوده است. </strong></p>
<p><strong>شوربختانه در آخرین مورد، تصویب قانون حمایت از کودکان در پارلمان افغانستان پس از تصویب در مجلس نماینده‌گان بدون هیچ استدلال منطقی با مشکلات بزرگی مواجه شده است. </strong></p>
<p><strong>پیرامون &#8220;تصویب قانون حمایت از اطفال&#8221; و تنش‌های اخیر، گفت‌و‌گوی ویژه‌ای با &#8220;ناهید فرید&#8221; نماینده مردم هرات در مجلس نماینده گان انجام داده‌ایم. </strong></p>
<p><strong>ماه‌نو: این قانون چه مشخصاتی دارد و چه بخش‌هایی از زندگی شاملین آن را مورد بحث قرار می‌دهد؟ </strong></p>
<p>سر فصل هر کدام از فصل‌ها بحث طفل بی بضاعت، تغذیه طفل، مصئونیت منع بهره کشی، آزار طفل، مراقبت صحی از اطفال، واکسین، بازتوانی معلولیت‌های اطفال، مراقبت‌های اجتماعی، حق استراحت و تفریح، کودکستان، تعلیم و تربیه، منع و جدایی طفل از والدین و پرورش‌گاه‌ها، جلوگیری از استخدام نظامی اطفال و مسائلی در این چارچوب است، که بیش‌تر مسائل در چارچوب مکلفیت‌های والدین و حکومت برای ارائه خدمات مورد نیاز اطفال است.</p>
<p><strong>ماه‌نو: روند تصویب قانون حمایت از کودکان چگونه بود؟ آیا این قانون بر اساس طرزالعمل تصویب قوانین در پارلمان طی مراحل شده است یا نه؟ </strong></p>
<p>این قانون در دوره شانزدهم مجلس به شورا آمده و شامل اجندا شده بود، در زمان رای گیری، رای گرفته شده؛ ولی متاسفانه وقتی چند کارت سرخ هم در میان کارت‌های سبز دیده شده، آقای ابراهیمی رئیس آن زمان مجلس به جای این‌که مصوبه کنند و برای گرفتن رای به سنا بفرستند، چکش نزدند و قانون را لاینحل باقی گذاشتند.  با این‌که خانم کوفی در کمیسیون اختصاصی پی‌گیری جدی کرده بود، ولی با آن‌هم متاسفانه کسی صدای موافقین تصویب قانون را در آن دوره نشنیده است.</p>
<p>این مسئله در این دوره مجلس نماینده‌گان وارد اجندا شده، فرمان تقنینی و طرح حکومت است، دادگاه عالی/ستره محکمه و وزارت عدلیه و همه نهادهای مربوطه در مورد این قانون در طی روند قانون سازی حضور داشتند و خودشان این قانون را ساخته‌اند و برای ما در مجلس فرستاده‌اند.</p>
<p><strong>ماه‌نو: چرا این قانون مدت‌ها در پارلمان ماند و به تصویب نرسید؟ </strong></p>
<p>دلیلی که این قانون مدت‌ها در پارلمان افغانستان باقی مانده، مسائل ایدیولوژیک،  بهانه‌گیری‌ها و نگرانی‌هایی هست که احتمال می‌دهند اطفال زیر سن هجده سال در مواردی مانند تخلفات و . . .، از این مسیر مجازات نشوند.</p>
<p>البته به باور من مخالفان تصویب قانون، این کار را از روی لج‌بازی انجام می‌دهند، چون دلایل کافی وجود دارد که بر اساس آن نیازی به ایجاد این تنش و مخالفت احساس نمی‌شود، به گونه مثال ماده ۷۷  قانون حمایت از اطفال می‌گوید: طفل نوجوانی که ۱۲ سالگی را تکمیل و ۱۸ سالگی را تکمیل نکرده باشد در صورت ارتکاب تخلف دارای مسئولیت جزائی می‌باشد و مورد تعقیب عدلی و قضایی قرار می‌گیرد.</p>
<p>بر این اساس حتی اگر طفل ۱۲ ساله بالغ هم نشده باشد، شامل مسئولیت‌های جزائی شده و در مورد عمل‌کردش تعقیب عدلی صورت می‌گیرد.</p>
<p>من باور دارم که بیش‌تر از این‌که به این مسئله رنگ بوی قانون گذاری بدهند، مسائل از دید اشخاصی با افکار دگماتیسم/خشک اندیشی، نگاه می‌شود و این خشک‌اندیشی قانون را قربانی ساخته است. طرف مقابل هیچ ماده‌ای را مورد بحث قرار نمی‌دهد، فقط بحث ماده سوم، که تعریف طفل است را به چالش می‌کشند.</p>
<p>فشار آن‌ها بر این است که می‌گویند: نباید گفته شود، طفل کسی است که سن ۱۸ سالگی را تکمیل نکرده باشد، باید بگویید طفل به کسی گفته می‌شود که سن ۱۸ سالگی را تکمیل نکرده باشد، &#8220;<em>مگر این‌که نشانه‌های بلوغ در او ظاهر شده باشد</em><em>&#8220;</em>.</p>
<p>ولی ما به عنوان مدافعان تصویب این قانون تاکید داریم، که آثار بلوغ به معنی بلوغ نیست، آثار بلوغ به این معنی است که طفل به طور مثال یک دندان دارد، و هنوز همه دندان‌های خود را نکشیده است و هنوز به اهلیت کامل نرسیده است، اهلیت کامل او در ۱۸ سالگی تکمیل می‌شود. بلوغ اصلی در سن هجده سالگی است!</p>
<p>متاسفانه طرف مقابل با لج‌بازی عجیب و با دید بسیار کوچک و تقلیل گرایانه نسبت به کودکان افغانستان صحبت می‌کند و متاسفانه به هر کسی که در برابرشان ایستاده شود، انگ کفر می‌زنند. این مسئله بسیار خطرناک است و باعث شده تعداد زیادی از اعضای مجلس نماینده‌گان در برابر این قانون محافظه کاری کنند.</p>
<p><strong>ماه‌نو: آیا در گذشته پارلمان افغانستان قوانینی را تصویب کرده است که به روشنی بحث کلیدی این قانون مورد جدل کمک کند؟ </strong></p>
<p>بله ما در دوره پانزدهم و شانزدهم قوانین زیاد دیگری را به تصویب رساندیم که سن هجده سال را مبنا قرار داده است. قانون انتخابات می‌گوید؛ کسی که رای می‌دهد باید سن هجده سال را تکمیل کرده باشد. قانون کار می‌گوید: کسی که کار را شروع می‌کند، باید ۱۸ سال را تکمیل کرده باشد، زیر هجده سال طفل است.</p>
<p>قانون خدمات ملکی همین موضوع را می‌گوید: یعنی کسی می‌تواند شامل خدمات ملکی گردد، که سن ۱۸ سال را تکمیل کرده باشد.</p>
<p>قانون اهلیت معاملات به همین شکل، و هم چنین تمام قوانین ما بحث اهلیت را از هجده سالگی مبنا قرار داده‌اند و همه به تصویب رسیده که متاسفانه این گروه از اعضای مجلس می‌گویند، همه قوانین غلط است و ما هیچ کدام از این قوانین تصویب شده را قبول نداریم. ما در مقابل این تفکر نیاز به روشن‌گری، مبارزه و هم‌بستگی داریم تا بتوانیم این تفکر دٌگم را بر او غالب بشویم، تا بر افکار ما و قوانین ما تاثیر منفی بگذارد.</p>
<p>من فکر می کنم تقابل فعلی بیش‌تر مبنای پوپولیستی/عوام‌گرایی دارد، یک تعداد با تفکر بنیادگرایانه، فکر می‌کنند از مردم رای بگیرند. و اتفاقن هواخواهانی هم دارند که نمی‌توانم آن‌ها را هم انکار کنیم. همین هواخواهان به آن‌ها رای می‌دهند.  اتفاقا در جلسات مختلف غیر رسمی گفته‌اند که اگر ما این کار را نکنیم، پس چه کسانی به ما رای بدهند؟ ما می‌دانیم که این قوانین خلاف اسلام نیست، خلاف ماده سوم قانون اساسی افغانستان که می‌گوید: همه قوانین باید بر مبنای اسلام باشد، نیست.</p>
<p>اما مجبوریم برای برخی مسائل به خاطر گرفتن رای از مردم به همین شکل نگاه کنیم تا بتوانیم رای مردم را با خود داشته باشیم.</p>
<p><strong>ماه‌نو: تقابل کنونی روی این قانون در پارلمان کشور ناشی از چی است؟  و گروه‌های مخالف تصویب این قانون چه طیف‌هایی می باشند. </strong></p>
<p>میشه گفت؛ یکی دو نفر عالم دین از طیف مذهبیون هستند که با این قانون مخالفت دارند، یک تعداد دیگر حتی الفبای مسائل فقهی و اسلامی را نخوانده‌اند و فکر نمی‌کنم آن‌ها صاحب نظر باشند و جالبی قضیه هم همین است که آن‌ها می گویند، چون فلان عالم مذهبی که در داخل مجلس این دیدگاه را دارد، ما هم می‌گوییم او راست می‌گوید. این مسئله باعث شده یک تعداد ندانسته و بدون این‌که قانون را مطالعه کنند، علیه این قانون جبهه بگیرند و از آن استفاده ابزاری کنند.</p>
<p><strong>ماه‌نو: رویه ی بازنگری در قانون تصویب شده پارلمان چگونه است؟ یعنی چه مدت بعد از تصویب یک قانون می‌توان طرح بازنگری در آن را دوباره در دستور کار پارلمان قرار داد؟ </strong></p>
<p>قانونی که تصویب شده باشد را می‌توان مورد بازنگری قرار بدهیم، البته قانونی که بعد از رای‌گیری در ولسی جرگه و مجلس سنا توسط رئیس جمهور توشیح شود و سپس دو سوم اعضای مجلس بر علیه این قانون رای بدهند، آن‌زمان است که می‌توان قانون را دوباره مورد بازنگری قرار داد، وگر نه این قانون، قانون هست. در مواردی به دلیل تغییر در وضعیت مردم، و نیازمندی‌های که به وجود می‌آید تعدیلاتی به وجود می‌آید.</p>
<p>ولی یک قانون را ما نمی‌توانیم، هر وقت که خواستیم و بعد از این که تصویب شد، بدون این که طی مراحل شود، دوباره در دستور کار خود قرار بدهیم.</p>
<p><strong>ماه‌نو: در صورت تن دادن به نظر مخالفان مصوبه کنونی و تصویب دوباره‌ی قانون طبق نظر آن‌ها، چه تناقضاتی با کنوانسیون‌های حقوق طفل و میثاق‌های بین‌المللی که افغانستان در این زمینه امضاء کرده است، ایجاد خواهد شد و این مشکل طی چه راه‌کاری حل خواهد گردید؟ </strong></p>
<p>من در این جریان می‌خواهم چند مسئله دیگر را هم یادآوری کنم، ما می‌دانیم طفل  مراحلی را تا بزرگ‌سالی سپری می‌کند، خٌردسالی تا هفت سالگی، بعد بلوغ و بعد نوجوانی و جوانی است، تا به اهلیت هجده سالگی می‌رسد. ما نمی‌توانیم از یک طفل زیر هجده سال بخواهیم که پرورش‌گاه را ترک کند، چون بالغ شده است. باید منتظر بمانیم تا سن و سال گمارش به کار او که هجده سال است، تکمیل بشود. اگر ما این کار را بکنیم و بلوغ را مبنا قرار بدهیم ولی به طفل حق کار، معامله، سرمایه گذاری و یا ایجاد شرکت خصوصی ندهیم، این دو قضیه با هم قابل جمع و عملی نیست.</p>
<p>هر وقت طفل بعد از این که بالغ شد از حق رای برخوردار شود، در بست‌های دولتی شامل شود، و ما بحث فقط بلوغ را مبنا قرار بدهیم، باید سن ۱۸ سالگی را از تمام قوانین کنار بزنیم.</p>
<p>نکته دیگری که باید به آن اشاره کنیم این است که، از نگاه شرعی هم هیچ آیه‌ای وجود ندارد، هیچ نصح صریح قرآن وجود ندارد که در او سن بلوغ ذکر شده باشد، دلیل این‌که همه علما در این مورد اختلاف نظر دارند همین است. عده ای تفاسیر مختلفی دارند، امام ابوحنیفه می گوید: ۱۸ سالگی و در مواردی ۱۹ سالگی.</p>
<p>ما به عنوان یک نظام کثرت‌گرا باید به همه مذاهب احترام بگذاریم و جمع آن‌ها همین بحث متعادل ۱۸سالگی مطرح می‌کنند، که در همه دنیا مبنا است و در افغانستان هم باید مبنا بشود، البته در قانون احوال شخصیه، قانون‌های ترتیب شده بر احوال خانواده در مورد سن طفل باید صحبت بشود، چون‌ آن‌جا بحث حق نیست، بحث تکلیف است. طفل دارای مسئولیت می‌شود، بعد از این که بالغ می‌شود باید نماز بخواند و از نگاه شرعی بر او تکالیفی داده می‌شود. اما حتی که بالغ شده باشد، نیاز به حمایت دارد و حکومت باید زمینه این حمایت را فراهم بسازد. حتا در آموزه های اسلامی بعد از این که ما نصح صریح قرآن را داریم و در او چیزی نمی‌توانیم پیدا بکنیم. هم‌چنان حدیث شریف هست که می‌گوید (لیس منا من لم یرحم صغیرنا ویوقر کبیرنا)</p>
<p>ترجمه: از ما نیست کسی که به طفل رحم نمی‌کند و به بزرگان احترام نمی‌گذارد.</p>
<p>کشورهای اسلامی در منطقه مثل کویت، مصر، سوریه، اردن، مراکش و . . .  همه این کشورها به این باور هستند که سن هجده سالگی سن رشد هست.</p>
<p>سن حمایت اجتماعی در بسا موارد از سن هجده هم بالاتر است، تا پایان دوره تحصیل اطفال در پرورش‌گاه می‌مانند. تا بیست و یک سالگی فعلن اطفال و جوانان در پرورش‌گاه‌ها می‌مانند و ما باید قوانین را به نفع آن‌ها به تصویب برسانیم نه علیه آن ها.</p>
<p>قانون اساسی افغانستان و کنوانسیون‌های بین‌المللی و میثاق‌های بین المللی، کنوانسیون حقوق طفل که ما در زمان دولت استاد ربانی بدون حق و شرط به آن پیوسته‌ایم به پارلمان آمده و وقتی که آقای سیاف و آقای ربانی عضو شورا بودند از زیر دست آن‌ها گذشته است.</p>
<p>ما هر دو سال به سازمان ملل متحد در مورد وضعیت اطفال گزارش می‌دهیم. در آن‌جا سن هجده سالگی را قبول کرده‌ایم، حق شرط هم نداریم، در اعلامیه حقوق بشر هم این موضوع را بپذیرفته‌ایم. این مسئله از نگاه منطقی هیچ جای بحثی ندارد، مگر این‌که کسی نخواهد خودش را بفهماند و این خیلی سخت است که ما بخواهیم کسی که خودش را به خواب زده است را بیدار کنیم.</p>
<p><strong>ماه‌نو: شما به حیث موافقان این قانون چه راه کارها و اهرم های فشاری برای دفاع از این مصوبه ی قانونی تان دارید؟ </strong></p>
<p>راه کارها و اهرم های فشار جامعه مدنی افغانستان و مردمی هستند که آسیب پذیراند، مخصوصا اطفال آسیب پذیر و نهادهایی که اطفال آسیب پذیر را مورد توجه قرار می دهند.</p>
<p>نهادهای مانند war child   و children first   این‌ها همه نهادهایی هستند که باید بیایند و برای اطفال مملکت دادخواهی کنند. حدود سه ملیون طفل روی خیابان‌ها هستند، حدود نیمی از این اطفال زیر خط فقر زندگی می‌کنند، خانواده‌های آنان در وضعیت اقتصادی بسیار بدی هستند که نیاز به حمایت دارند، حتا ما باید صندوق حمایت برای طفل ایجاد کنیم.</p>
<p>این دادخواهی‌ها باید صورت بگیرد و حکومت نباید به عنوان نهادی که این قانون را ساخته سکوت کند، نباید محافظه کاری صورت بگیرد.</p>
<p>ستره محکمه/دادگاه عالی به عنوان مرجع تفسیر قانون اساسی طبق ماده ۱۲۱ قانون اساسی افغانستان نباید محافظه کاری کنند و اجازه ندهند هر کسی با تفسیر نادرست جلوی حمایت اطفال افغانستان که آسیب پذیرترین قشر جامعه هستند را بگیرند.</p>
<p><strong>ماه‌نو: آیا کشمکش‌ها در محور این قانون در حد گفت و گوهای داخل تالار پارلمان مانده است یا ابعاد دیگری مثل تهدید طرف‌داران این قانون را نیز به خود گرفته است؟ </strong></p>
<p>خوب این بحث‌ها از چارچوب بحث‌های پارلمانی بیرون شده، در رسانه‌های اجتماعی، دیداری و نوشتاری در موردش بحث شده و اتفاقن همه جا منطق همین سن هجده سال است و طرف مقابل حرفی برای گفتن ندارد، فقط روی یک لج و لج‌بازی بچه‌گانه می خواهند، اطفال افغانستان را قربانی کنند. که این خیلی خطرناک است.</p>
<p>امیدوار هستم حکومت، نهادهای زیربط، نهادهای جامعه مدنی و مردم افغانستان به خاطر آینده به‌تر اطفال افغانستان دست به دست هم بدهند و یک‌بار برای همیشه بحث سن و بحث بلوغ که می‌تواند واقعا برای اطفال افغانستان چالش برانگیز باشد را حل کنند، تا فردا کسی به خود اجازه ندهد با تفسیرهای نادرست از دین مقدس اسلام اطفال افغانستان و زنان کشور که از آسیب پذیرترین‌های مملکت هستند را به گروگان بگیرد، یا قربانی کنند.</p>
<p>به باور ما قانون حمایت از اطفال با اکثریت آرا تصویب شده و موضوع غیر قابل بازنگری است و براساس بند ۵ ماده ۶۷ اصول وظایف داخلی و در تصویب اعلان نتایج رای گیری روی موضوع تصویب شده دیگر بحث صورت نمی‌گیرد، مرجع تفسیر قانون اساسی ستره محکمه/دادگاه عالی است که هر موضوع اختلافی در آن در روندی خاص بررسی می شود.</p>
<p>عضو ولسی جرگه نمی‌تواند هر مورد اختلافی را به شیوه سلیقه ای تفسیر کند. بر اساس ماده ۷۱ اصول وظایف داخلی، منشی تعداد اعضای حاضر را اعلام می کند. تعداد اعضای حاضر ۱۴۸ عضو اعلان شده است که اعلان منشی مبنای تصمیم ولسی جرگه هست. و موضوعی که پیرامون آن بحث شده و تصویب رسیده تمام شده است. به عبارتی وقتی رئیس مجلس در پایان تصمیم گیری اعضاء می‌گوید: &#8220;و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العامین&#8221; دیگر هیچ اعتراضی پذیرفتنی نیست. این ها اعتراض را پس از اتمام مجلس و فیصله نهایی به میان آوردند.</p>
<p>اگر اعضا با بلند کردن کارت سبز و سرخ و سفید از حق رای خود استفاده نکنند، رای شان ممتنع محسوب می شود. نه این که مجلس را اخلال کنند و یا جلسه را ترک کنند. طبق ماده ۶۹ اصول وظایف داخلی، فقط با تصویب ۲ ثلث کل اعضاء موضوع قبلن به تصویب رسیده می‌تواند، دوباره تعدیل و حذف بشود.</p>
<p>مکتوبی هم از ستره محکمه/دادگاه عالی جمهوری اسلامی افغانستان مواصلت کرده که این نهاد اذهان می دارد، نماینده با صلاحیت این اداره شامل روند این قانون گذاری بوده، بدون شک این قانون از دریچه اسلام بررسی شده و رای کسانی که به زور توسط وکلا در روز رای دهی از چوکی‌های شان بلند می‎شوند شامل رای مثبت هست.</p>
<p>ماده ۸۱ قانون حمایت از اطفال می گوید: وزارت ها و ادارت دولتی ذیربط مکلف اند، اطفال تحت توقیف و حجز را جدا از بزرگ‌سالان نگه‎داری کنند. ماده ۷۷ قانون حمایت از اطفال می گوید: طفل نوجوان که ۱۲ سالگی را تکمیل و ۱۸ سالگی را تکمیل نکرده باشد، در صورت ارتکاب تخلف دارای مسئولیت جزائی می‌باشد. مورد تعقیب عدلی و قضایی قرار می‌گیرد. ماده ۹۹ قانون حمایت از اطفال می‌گوید: بچه بازی جرم بوده ، شخصی که طور خصوصی و علنی و به شکل انفرادی و دسته جمعی مرتکب آن شود مطابق احکام قانون مجازات می‌گردد. ماده ۹۷ قانون حمایت از  اطفال می‌گوید: وزارت‌های اطلاعات و فرهنگ و کار و امور اجتماعی در هم‌کاری با وزارت امور داخله از ورود اطفال به مکان‌هایی که امکان انحراف اطفال در آن متصور باشد، یا قمارخانه به شمول قمار آنلاین  و سایر برنامه‌ها و مراسمی که احتمال تاثیرگذاری منفی بر رفاه جسمانی روانی و اخلاقی اطفال داشته باشد غرض حفاظت، سلامتی و رشد آن‌ها جلوگیری می‌کند.</p>
<p>کسانی که دم از اسلام می زنند بیایند و بگویند؛ که آیا مخالف ماده ۹۹ هستند که می‌گوید؛ بچه بازی جرم هست؟ آیا ماده ۹۷ خلاف اسلام هست که می‌گوید؛ اطفال را نگذارید به مکان‌های منحرف بروند. و سایر موارد و ماده‌هایی که به آن‌ها پرداختیم.</p>
<p>ما نیاز به بسیج همگانی در مقابل کسانی که با دیدگاه های افراطی می خواهند جلوی پیش‌رفت جامعه را بگیرند، داریم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%da%af%d8%b1%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%a8/">افشاگری نماینده مجلس از پشت پرده تصویب قانون حمایت از اطفال در گفتگو با ناهید فرید</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://mahenow.de/%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%da%af%d8%b1%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">596</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اعتراض مردم هرات به سخنان روحانی تندرو؛ ترویج افراطی‌گری زیر سایۀ دموکراسی؟</title>
		<link>https://mahenow.de/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%88/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a7%25d8%25b9%25d8%25aa%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25b6-%25d9%2585%25d8%25b1%25d8%25af%25d9%2585-%25d9%2587%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25aa-%25d8%25a8%25d9%2587-%25d8%25b3%25d8%25ae%25d9%2586%25d8%25a7%25d9%2586-%25d8%25b1%25d9%2588%25d8%25ad%25d8%25a7%25d9%2586%25db%258c-%25d8%25aa%25d9%2586%25d8%25af%25d8%25b1%25d9%2588</link>
					<comments>https://mahenow.de/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Mahe Now]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 Jan 2020 09:14:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ﺳﯿﺎﺳﺖ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://mahenowm.com/?p=603</guid>

					<description><![CDATA[<p>&#160; هراتِ پس از طالبان اگر چه چهره عوض کرده و به ظاهر تبدیل به شهری پیشرفته با نهادهای مدنی، جوانان پویا و مدرن شده است، اما تندروی مذهبی زیر سایۀ مدارا و درایت ناکافی مسئولان در حال رشد است و آیندۀ این شهر را تهدید می­‌کند. گروه‌­ها و شخصیت‌­های مذهبی متعددی با قرائت تندروانه [&#8230;]</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%88/">اعتراض مردم هرات به سخنان روحانی تندرو؛ ترویج افراطی‌گری زیر سایۀ دموکراسی؟</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<p>هراتِ پس از طالبان اگر چه چهره عوض کرده و به ظاهر تبدیل به شهری پیشرفته با نهادهای مدنی، جوانان پویا و مدرن شده است، اما تندروی مذهبی زیر سایۀ مدارا و درایت ناکافی مسئولان در حال رشد است و آیندۀ این شهر را تهدید می­‌کند.</p>
<p>گروه‌­ها و شخصیت‌­های مذهبی متعددی با قرائت تندروانه از دین هم‌واره سعی کرده‌­اند،‌ سدی باشند در برابر جریان‌­های اندیشه­‌گرا و فاصله گرفتن مردم از باورهای غلط‌ افراطی‌مذهبی حاکم بر جامعه.</p>
<p>یکی از این شخصیت‌­ها مجیب­­‌الرحمن انصاری خطیب مسجد جامع گازرگاه هرات است، کسی که به لطف نطق­‌ها و خطابه‌­های تند و آتشین خود در برابر حکومت، جامعۀ جهانی و جوانان روشن­فکر به فردی مطرح و پرحاشیه برای طیف تندروی مذهبی در هرات تبدیل شده است.</p>
<p>لغو کنسرت شفیق مرید خوانندۀ افغان، حمایت از تظاهرات در برابر کنسولگری آمریکا در هرات به دنبال شایعۀ‌ آتش زدن برگه‌­های از قرآن شریف در آمریکا و موضع­‌گیری تند او در برابر برنامۀ ستاره افغان شبکۀ طلوع، بخشی از حوادثی بوده‌­اند که پس از سخنرانی او و آشوب هوادارانش درهرات رقم خورده‌­اند. اما اخیرا آقای انصاری در خطبۀ نماز جمعه ۲۹ قوس سال جاری، بار دیگر سخنانی را بر زبان راند که برای شمار زیادی از مردم هرات زنگ خطر یک هرج و مرج جدید تعبیر شد.</p>
<p>آقای انصاری ضمن حمایت از افرادی که خانۀ یک شخص را در ناحیۀ هفتم شهر به ظن مرکز فحشا به آتش کشیده بودند گفت که دست آن‌ها را می­‌بوسد. او گفت که پیش از این از وجود این مرکز به نیروهای امنیتی خبر داده، اما مسئولان با آن برخوردی نکرده اند.</p>
<p>علاوه بر ­این، خطیب مسجد جامع گازرگاه هرات می‌گوید، پس از این در شمال شهر هرات اگر افرادی را به اتهام­‌هایی چون شراب‌خواری، زنا و قماربازی دستگیر کنند، حد شرعی را بر آن‌ها جاری خواهد کرد. او می­‌گوید که دیگر منتظر عمل­کرد حکومت نخواهد نشست.</p>
<p>او افزوده که اگر دارالافتای آن‌ها تصمیم بر قطع دست یک دزد بگیرد، حتا اگر تمام نهادهای حقوق بشری مخالف باشند، دست دزد قطع خواهد شد. او گفت که این روند را از حاشیۀ آرام‌گاه خواجه عبدالله انصاری آغاز می‌کند و امیدوار است به‌زودی در شهر و تمام افغانستان گسترش یابد.</p>
<p>واکنش مردم</p>
<p>این موضع­‌گیری تند آقای انصاری اگر چه برای شهروندان هرات جدید و دور از تصور نبوده، اما سکوت مردم را نیز به دنبال نداشته است.</p>
<p>آرین آرون می‌­گوید، اعلان چنین موضعی ضعف حکومت محلی را نشان می‌دهد، چرا که فرصت داده‌­اند یک شخص این چنین واضح و آشکار سخن از به دست گرفتن قوانین بزند و این یعنی به حکومت هیچ ارزشی قایل نیست. او می‌گوید، در چنین شرایطی که طالبان به دنبال این هستند که نشان بدهند، دولت افغانستان به اصطلاح خودشان «دولت کفری» است و از همین، به حیث یک حربه به عنوان قتل عام سربازان و مردم افغانستان استفاده می‌کنند، چنین اقدامی از سوی مجیب­‌الرحمن در واقع تایید گفتار آن‌ها و پشتیبانی از نوع نگرش حکمرانی طالبان است.</p>
<p>عزیز نیکیار کنش­‌گر و روزنامه­‌نگار نیز بر این باور است؛ زمانی‌­که‌ شخصیت‌های سیاسی و افراد حکومتی برای مشروعیت یافتن و جذب مخاطب به درگاه و دفتر آقای انصاری می‌روند و با او وارد معاملۀ سیاسی در سطح محلی می‌شوند، طبیعی­ست که او به خود این اجازه را می‌دهد و خلاف قانون عمل می­‌کند.</p>
<p>او می­‌گوید، نکتۀ دیگر این ماجرا این است که ریاست حج و اوقاف هرات هیچ مکانیزم و برنامه‌یی برای خطبه‌های روز جمعه ندارد و نظارتی نیز بر گفته‌های متولیان مذهبی از سوی نهادهای مربوط صورت نمی‌گیرد. بنا متولیان مذهبی پر نفوذ با فهم و قرائت خاص از متن دینی دربارۀ مسایل، آزادانه و اکثرا افراط‌‌گرایانه حرف می‌زنند. به باور او این مساله در دراز مدت می­‌تواند منجر به عملکرد فراقانونی مریدان و پیروان این متولی مذهبی شود و آن‌ها دست به اعمال خودسرانه بزنند، و عملکرد خشن خود را که برآمده از دل فتواهای متولی مذهبی‌شان است توجیه کنند.</p>
<p>اما والی هرات به نظر می­‌رسد موضع محتاطانه‌­­ای در قبال خطیب مسجد جامع گازرگاه دارد. او ضمن تایید دریافت گزارش این سخنرانی می­‌گوید، وظیفۀ متولیان مذهبی تبلیغ و سخنرانی در مورد مفاسد و ناهنجاری­‌های اخلاقی است.</p>
<p>عبدالقیوم رحیمی ضمن تاکید بر این نکته که آقای انصاری دوست شخصی اوست، می‌­گوید، در سایۀ دموکراسی همه افراد حق دارند نظرات خویش را بیان کنند، اما تنفیذ و اجرای قانون وظیفۀ او؛ نهادهای عدلی و قضایی است.</p>
<p>کلیپ سخنرانی تند خطیب مسجد جامع گازرگاه هرات ظرف چند روز اخیر در فضای مجازی بارها و بارها به اشتراک گذاشته شده است. کلیپی که نشان می­‌دهد، هنگام سخنرانی او، افرادی با لباس ویژه به شکل رژۀ نظامی از جلوی صف نمازگزاران عبور می‌­کنند. شماری از هواداران او با نشر این کلیپ از سخنان او اعلان حمایت کرده‌­اند. بخش قابل توجهی از کاربران فیسبوک اما این سخنان را زنگ خطری برای رشد افراطی­‌گری مذهبی در هرات عنوان کرده‌­اند. هم‌چنان فعالان مدنی هرات می­‌گویند، بیان چنین نظراتی از سوی یک مبلغ مذهبی پرطرفدار می­‌تواند نتایج ناگواری برای هرات به‌دنبال داشته باشد.</p>
<p>سیداشرف سادات فعال مدنی در هرات می‌­گوید، علی­‌رغم این‌که دولت در اجرای قوانین ضعف‌هایی­ دارد، اما این نمی‌­تواند دلیلی باشد برای تشکیل گروه‌­های موازی با دولت و انجام فعالیت‌­های خودسرانه.</p>
<p>به هرحال باور بر این است که هرات توانای­‌های بالقوه و بالفعل زیادی برای رفتن به سوی افراط‌‌گرایی دارد و سکوت فعالان مدنی در کنار کمبود کنش‌گران نواندیش دینی و غیر فعال بودن جریان‌های دانشجویی اندیشه‌گرا، میدان را برای قرائت‌های تندروانه و جریان های بنیادگرا خالی کرده است.</p>
<p>منبع : نشانه</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%88/">اعتراض مردم هرات به سخنان روحانی تندرو؛ ترویج افراطی‌گری زیر سایۀ دموکراسی؟</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://mahenow.de/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">603</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ابتذالِ شر؛ مرزِ بی‌حیایی حاکمانِ این جامعه تا کجاست؟</title>
		<link>https://mahenow.de/%d8%a7%d8%a8%d8%aa%d8%b0%d8%a7%d9%84%d9%90-%d8%b4%d8%b1%d8%9b-%d9%85%d8%b1%d8%b2%d9%90-%d8%a8%db%8c%e2%80%8c%d8%ad%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ad%d8%a7%da%a9%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%90-%d8%a7%db%8c%d9%86/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a7%25d8%25a8%25d8%25aa%25d8%25b0%25d8%25a7%25d9%2584%25d9%2590-%25d8%25b4%25d8%25b1%25d8%259b-%25d9%2585%25d8%25b1%25d8%25b2%25d9%2590-%25d8%25a8%25db%258c%25e2%2580%258c%25d8%25ad%25db%258c%25d8%25a7%25db%258c%25db%258c-%25d8%25ad%25d8%25a7%25da%25a9%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2590-%25d8%25a7%25db%258c%25d9%2586</link>
					<comments>https://mahenow.de/%d8%a7%d8%a8%d8%aa%d8%b0%d8%a7%d9%84%d9%90-%d8%b4%d8%b1%d8%9b-%d9%85%d8%b1%d8%b2%d9%90-%d8%a8%db%8c%e2%80%8c%d8%ad%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ad%d8%a7%da%a9%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%90-%d8%a7%db%8c%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Mahe Now]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Jan 2020 10:33:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[افغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[رویداد های داخلی]]></category>
		<category><![CDATA[ﺳﯿﺎﺳﺖ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://mahenowm.com/?p=592</guid>

					<description><![CDATA[<p>&#160; نشر خبرِ تجاوز به کودکان و نوجوانان در مکتب‌های ولایت لوگر، به شدت تکان‌دهنده است. شاید از این روی که، جامعه‌ی ما به دیدن فاجعه‌های بزرگ اخلاقی عادت کرده‌اند، خبرهایی از این دست، زیاد تکان‌دهنده به نظر نرسد، اما آیا کسی می‌داند در کنارِ این‌که یک رفتار ضد اخلاقی در حدِ یک فاجعه اتفاق [&#8230;]</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d8%a7%d8%a8%d8%aa%d8%b0%d8%a7%d9%84%d9%90-%d8%b4%d8%b1%d8%9b-%d9%85%d8%b1%d8%b2%d9%90-%d8%a8%db%8c%e2%80%8c%d8%ad%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ad%d8%a7%da%a9%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%90-%d8%a7%db%8c%d9%86/">ابتذالِ شر؛ مرزِ بی‌حیایی حاکمانِ این جامعه تا کجاست؟</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<p>نشر خبرِ تجاوز به کودکان و نوجوانان در مکتب‌های ولایت لوگر، به شدت تکان‌دهنده است. شاید از این روی که، جامعه‌ی ما به دیدن فاجعه‌های بزرگ اخلاقی عادت کرده‌اند، خبرهایی از این دست، زیاد تکان‌دهنده به نظر نرسد، اما آیا کسی می‌داند در کنارِ این‌که یک رفتار ضد اخلاقی در حدِ یک فاجعه اتفاق افتاده، تبعات ویران‌گر اجتماعی و اخلاقی این رفتار در آینده چقدر عمیق و دردناک خواهد بود؟</p>
<p>برای بررسی این واقعه، نگاه کوتاهی از منظر اخلاقی، جامعه‌شناختی و روان‌شناختی بدان خواهم داشت.</p>
<p>جامعه‌ی افغانستان به دلیل سیطره‌ی مناسباتِ قبیلوی بسیار عقب‌مانده و سنت‌های کهنه و فرسوده، محرومیت‌های بسیار عمیقی را با خود حمل می‌کند. محرومیت‌هایی که منجر به انباشته شدن عقده‌های وافر شده است. یکی از مهم‌ترین محرومیت‌هایی که جامعه افغانستان با آن دچار است، محرومیت جنسی می‌باشد، که سال‌هاست با روی‌کرد دینی و عرفی بر نسل‌های متعددی اعمال شده است/ می‌شود. دقیقاً از همین جا است که می‌توان به حساسیت‌های عجیب و غریب جامعه‌ی افغانستان در مورد مسایل ناموسی پی برد، که مطلقاً ریشه در محرومیت جنسی دارد. متونِ سنتی و دینی با ارائه‌ی تعریف‌های متعدد از خصلتِ ناموسی این جامعه پشتیبانی می‌کند، اما پرسش اساسی این است که آیا با اعمال نظارت‌های دینی و ارائه‌ی خوانش اعتقادی برای حفظ مناسبات عقب‌افتاده و توجیه محرومیت، می‌توان سطح آسیب این رفتارها را کاهش داد؟</p>
<p>دریافت‌های علمی به ما می‌گوید؛ که محرومیت‌های جنسی بیش‌تر خود را به شکل بزه‌کاریِ اجتماعی در مسیر زندگی افراد نشان می‌دهد و به همین دلیل می‌تواند زندگی فرد و حیات اجتماعی را دچار آسیب‌های فراوان نماید. جوامعی که، به هر دلیل تحت تسلط نگرش عرفی، ارضای غرایض جنسی را مشروط به تهدیدهای حیثیتی و اخلاقی نماید و در قالب روابط بسیار بسته و پیچیده، ناظر بر نیازهای جنسی افراد بوده و آن‌را رفتاری غیرهنجاری تلقی کند، ظرفیت وسیعی برای خلق بحران‌های اجتماعی، سیاسی و اخلاقی دارد. انسان‌هایی که از محرومیت جنسی رنج می‌برند، ممکن است با ترس از گناه و پی‌آمدهای ناگوار اجتماعی و اخلاقی ناشی از ارضای غریزه جنسی، در بدو امر برای سرکوب خواسته‌های درونی‌شان تلاش کنند. اما این گرایش در وجودِ انسان‌ها چنان عمیق است و رابطه‌ی بنیادی با نهاد انسان دارد که نمی‌توان آن‌را با گزینه‌های چون اعمال ترس و حس گناه مهار کرد.</p>
<p>به هر حال، غریزه جنسی حتی اگر تحت فشارهای بسیار زیاد اجتماعی هم قرار گیرد، بالاخره از ناکجا آبادی در رفتار فرد سر برخواهد آورد و به مدیریت رفتارهای او خواهند پرداخت. جوامع پیش‌رفته با دریافت درست از این گرایش انسانی، سعی در مدیریت علمی و آگاهانه‌ی میل جنسی افراد دارد. آن‌ها نیاز جنسی را به عنوانِ یک نیاز بنیادی انسان به رسمیت شناخته‌اند. آن‌ها به خوبی می‌دانند، اگر انسانی تحت محرومیت‌های زیاد پرورش یابد، روانش به شدت متهاجم به بار می‌آید و میل به تخریب و ویران‌گری دارد. به همین دلیل، با اتکا به دریافت‌های علمی سعی در آفت‌زدایی از این آسیب‌های احتمالی دارند، که بدون تردید حیات و سلامت نسل‌های زیادی را تهدید می‌کند. یکی از عمده‌ترین مواردی که می‌تواند گراف ناهنجاری‌های روانی را در یک جامعه نشان بدهد، بررسی سطح رضایت‌مندی افراد در زمینه‌ی برآورده شدن امیال و کشش‌های غریزی‌شان است. در جوامع بسته و دارای ساختار سنتی، روان‌ها به شدت تهاجمی هستند که بیان‌گرِ آسیب‌های عمیق تربیتی در سرشت زندگی اجتماعی افراد می‌باشد.</p>
<p>به همین‌گونه، بررسی جامعه‌شناختی رفتارهای از این دست، می‌تواند ما را به دلایل اصلی قانون‌گریزی و هنجارشکنیِ انسان افغانستانی نزدیک سازد. اغلبِ بزه‌کارها از طبقات اجتماعی‌ای هستند، که بیش‌تر دچار محرومیت جنسی بوده و سال‌هاست نه تنها با محرومیت جنسی بلکه با فقر اقتصادی نیز دست و پنجه نرم کرده‌اند. در نهایت، دردها و عقده‌های ناشی از این وضعیت ناگوار، خود را به شکل نفرت از پیرامون در کنش‌های افراد نشان می‌دهد. همین‌طور، کسانی‌که با تحقیر جنسی بزرگ می‌شوند، شخصیت‌های هنجارگریز و قانون‌شکن دارند. این خوی هنجارگریزی که با فاکتورهای روان‌شناختی پشتیبانی می‌شود، سطح بی‌نظمی را در جامعه گسترش داده و منجر به تأثیرگذاری روی روندهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه می‌شود.</p>
<p>در جامعه‌ای که، معلمان مکتب بی‌هیچ شرم و حیایی به کودکان تجاوز می‌کنند. بیان‌گرِ اوج سقوط اخلاق و انسانیت در آن جامعه است. معلم به دلیل رابطه معنوی‌اش با کودکان باید نماد اخلاق و انسانیت باشد. بخش مهمی از شخصیت اخلاقی کودکان در چارچوب روابط و مناسبات مکتب و نهادهای آموزشی شکل می‌گیرد. کودک در آن‌جا هم شرم و حیا و شرافت را می‌تواند بیاموزد و هم بی‌حیایی و بی‌شرفی را. وقتی کودک از ناحیه‌ی استاد که نقش الگو را برایش دارد، مورد تجاوز قرار می‌گیرد، تمام موازین اخلاقی و انسانی در ذهنش می‌شکند و تکه -تکه می‌شود و دیگر باور به اخلاق و انسانیت نمی‌تواند در درونش شکل گیرد.</p>
<p>به لحاظ کمی، سطح این تجاوز چنان بزرگ است که می‌توان آن‌را یکی از مهم‌ترین تهدیدهای اخلاقی برای آینده‌ی جامعه افغانستان دانست. در گزارشی که تلویزیون طلوع از این جنایت داشت، گفته می‌شود تعداد زیادی از این کودکان از جانب اولیای‌شان به دلیل مورد تجاوز قرارگرفتن کشته شده‌اند. پر واضح است که در کشوری مثل افغانستان، شخصی که مورد تجاوز قرار می‌گیرد از جانب جامعه طرد شده و شأن اجتماعی و شخصیتش به شدت آسیب می‌بیند. این آسیب؛ علاوه بر کودک و نوجوان، برای فامیل او نیز یک تهدید محسوب می‌گردد. دردِ عمیق اما این است که شخصی که مورد تجاوز قرار گرفته است، حتی از جانب فامیل خود نیز مورد حمایت قرار نمی‌گیرد. در حالی‌که، آشکار است تجاوز تحت فشار و با زور بر او اعمال شده و خود او را در اوج مظلومیت قرار داده است. این امر بیان‌گر این است، که فهم نابکار و احمقانه‌ی جامعه افغانستان از ناموس و حیثیت و شخصیت اجتماعی تمام موازین اخلاقی و انسانی را تهدید می‌کند. همه می‌دانیم که کودکی که مورد تجاوز قرار گرفته، به هیچ عنوان نباید مقصر پنداشته شود بلکه قصور در مناسبات و وضعیتی جست‌وجو شود که او را تا سطح یک قربانی جلو برده است. این جامعه با همین کج فکری و بد اخلاقی کودک را تنها می‌گذارد تا در چهار میخ فشارهای اجتماعی بمیرد. شاید نیاز است، انگشت اتهام را مستقیماً به سوی این روی‌کرد اخلاقی حاکم در جامعه دراز کنیم. آن‌چه در جامعه‌ی ما به عنوانِ اخلاق روی آن انگشت گذاشته می‌شود، در حقیقت هیچ نسبتی با موازین واقعی اخلاق انسانی ندارد. این در واقع نوع دیگری از بد اخلاقی است که این جامعه با استناد به تاریخ پر از آشوب و درد خود، قصد حفاظت از آن‌را دارد.</p>
<p>حرفی که باید با اداره‌ی حاکم در این زمینه زد، این است که کارد به استخوان رسیده و وحشت سراپای کشور را فرا گرفته است. این‌جا گله‌ی خبیثی از کفتارها که گاهی در قالب معلم، گاهی در هویت طالب و داعش و گاهی در نقاب‌های دیگر ظاهر می‌شوند، نه به جان و نه به شخصیت افراد این اجتماع، بلکه به کودکان این جامعه نیز رحم نمی‌کنند و این بی‌رحمی ناشی از نبود قدرت کنترل مؤثر بر این کفتارستان است. آیا واقعاً توانایی کنترل تا این اندازه از دست دولت در رفته است که هیچ گوشه‌ی امنی برای کودکان این جامعه وجود ندارد؟ یا نه این رخدادهای غیرانسانی عمدی می‌باشد و هدف آن شکستاندن شخصیت و توان اخلاقی بیش‌تر انسان این جغرافیا است. چرا که انسانِ شکستانده شده، که خود را برباد رفته می‌داند، به سادگی تن به هر ذلتی خواهد داد. شاید حاکمان این جامعه، می‌خواهند، آخرین ظرفیت این مردم را درهم بشکنند و امکان قد راست کردن را از آن‌ها سلب کنند تا دیگر به هیچ صورتی درخت اخلاق در این جامعه رشد ننماید. من در عجبم که این همه ظرفیت را این حاکمان، که داد از انسانیت و اخلاق و حقوق بشر و حقوق طفل می‌زنند، از کجا می‌کنند، که در برابر این همه جنایت چنین سخت و سنگین سکوت می‌کنند و بی‌اعتنا می‌گذرند. حتا بی‌حیاترین آدم‌ها هم برای دریدن پرده‌ی حیا حد و مرزی دارند. های مردم! مرزِ بی‌حیایی حاکمانِ این جامعه تا کجاست؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d8%a7%d8%a8%d8%aa%d8%b0%d8%a7%d9%84%d9%90-%d8%b4%d8%b1%d8%9b-%d9%85%d8%b1%d8%b2%d9%90-%d8%a8%db%8c%e2%80%8c%d8%ad%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ad%d8%a7%da%a9%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%90-%d8%a7%db%8c%d9%86/">ابتذالِ شر؛ مرزِ بی‌حیایی حاکمانِ این جامعه تا کجاست؟</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://mahenow.de/%d8%a7%d8%a8%d8%aa%d8%b0%d8%a7%d9%84%d9%90-%d8%b4%d8%b1%d8%9b-%d9%85%d8%b1%d8%b2%d9%90-%d8%a8%db%8c%e2%80%8c%d8%ad%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ad%d8%a7%da%a9%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%90-%d8%a7%db%8c%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">592</post-id>	</item>
		<item>
		<title>به دفاع از آنانی که ایستاده مردند</title>
		<link>https://mahenow.de/%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%86%d8%af/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a8%25d9%2587-%25d8%25af%25d9%2581%25d8%25a7%25d8%25b9-%25d8%25a7%25d8%25b2-%25d8%25a2%25d9%2586%25d8%25a7%25d9%2586%25db%258c-%25da%25a9%25d9%2587-%25d8%25a7%25db%258c%25d8%25b3%25d8%25aa%25d8%25a7%25d8%25af%25d9%2587-%25d9%2585%25d8%25b1%25d8%25af%25d9%2586%25d8%25af</link>
					<comments>https://mahenow.de/%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%86%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Mahe Now]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Jan 2020 10:10:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[افغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻫﺎ]]></category>
		<category><![CDATA[ﺳﯿﺎﺳﺖ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://mahenowm.com/?p=589</guid>

					<description><![CDATA[<p>&#160; بیشرمانه است که یک نسل مستاصل، فاقد اراده، با استعداد بالای معامله گری و مملو از ترس و انفعال، بیاید و در باره ی کسانی که برای دفاع از سرزمین و حرمت خود، چشم در چشم متجاوز ایستادند و بهای این ایستادگی را خون خود پرداختند، قضاوت غیر مسوولانه کند و عنوانی کسانی که [&#8230;]</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%86%d8%af/">به دفاع از آنانی که ایستاده مردند</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<p>بیشرمانه است که یک نسل مستاصل، فاقد اراده، با استعداد بالای معامله گری و مملو از ترس و انفعال، بیاید و در باره ی کسانی که برای دفاع از سرزمین و حرمت خود، چشم در چشم متجاوز ایستادند و بهای این ایستادگی را خون خود پرداختند، قضاوت غیر مسوولانه کند و عنوانی کسانی که امروز خیلی های شان حتی مزاری ندارند تا عزیزی بر آن از غم فقدان شان اشک بریزد، دشنام بنویسند. قضاوت نتیجه گرا در مورد عملکرد کسانی که در برابر تجاوز شوروی ایستادند، به این میماند که مادری را برای زاییدن فرزندی که در پیرانه سالی جنایتکار شده است، محاکمه کنیم. ما در پس معرکه با حس ترس و وادادگی ایستاده ایم و با نگرشی استیصالی عملکرد شان را قضاوت میکنیم. نسلی که تا گلو در باتلاق جنایت و تجاوز فرو رفته و هی تلاش میکند خودش را با چارچوبه های شرم آور موجود تطبیق دهد و هیچ واکنشی در برابر پیرامون مملو از جنایت اش ندارد، چگونه به خود حق میدهد در مورد کسانی که به مقابله با تجاوز پرداختند، قضاوت کند؟</p>
<p>تفاوت این نسل با نسل پیشین تفاوت زمین تا آسمان است. اگر آن دهاتی دهه ی شصت یا هفتاد با همان اراده و شجاعتش امروز بود، یقین دارم مثل نسل ما در برابر این همه جنایت و تجاوز سکوت نمیکرد، بلکه بیلش را گرفته بر فرق این وضعیت میکوبید. پرواضح است که آنها تجاوز یک کشور را نپذیرفتند، این نسل به تجاوز دهها کشور اعتراضی ندارد. هر روز خون میدهد و در چارسوی جهان حرمتش لیلام میشود، اما خواسته ی این نسل هنوز هم چگونگی تطابق و همراهی با متجاوز یا سکوت در برابر کشتار و تجاوز است. من بر تمام ضعف های آن نسل اعتراف دارم و به هیچ عنوان قصد انکار خلا های نسل پیشین را ندارم. مسئله این است که نسل موجود علاوه بر داشتن تمام خلاهای آن نسل، مثل سنت گرایی، دین زدگی، فقدان آگاهی و غیره، ضعف های فراتر نیز دارد. آن نسل اعتماد به نفس، اراده و چارچوبه های اخلاقی مشخصی داشت و برای آن صادقانه رزمید. حالا ممکن است ما از درک ارزشهای اخلاقی و اراده ی آن نسل عاجز باشیم و انتقادهای زیادی بر مبنای آشنایی ما با الگوهای اخلاقی دنیایی جدید و فرهنگ های دیگر از طریق کتاب و غیره داشته باشیم، اما ضعف ما این است که ما فقط به این مفاهیم تسلط اطلاعاتی داریم، نه پیوند عمیق باوری که در رفتار و عملکرد ما تبلور یابد. تجربه ی یک ارزش با اطلاع از آن ارزش تفاوت دارد. شاید کسانی با پیش کشیدن پای توسعه ی کمی دانش در سالهای اخیر بخواهند مدعی برتری این نسل بر نسل گذشته شوند، ولی بهتر است به این فکر کنند که دانش یک ابزار است و میتواند علیه تمام ارزشهای انسانی استفاده شود، چنانچه بمب اتم را یک آدم فاقد دانش نساخت، بلکه از نخبگان دانش بشر تولیدش کرد. همین ابزار دانش را نسل ما نه برای دفاع از ارزشها، بلکه به حیث وسیله ی برای ریشه کن کردن تعلقات انسانی و اخلاق، استفاده میکنیم. آنچه گم شده ای این نسل است، آگاهی، اراده، شعور و اخلاق است. وقتی این ارزشها نیست، هر چیز دیگر میتواند به ضد انسان استفاده شود. همین بس که دانش و سواد بیشتر این نسل به دلیل ضعف اخلاقی و پراکندگی حاصل از ترس و بی اعتمادی و تزلزل برخاسته از استیصال و واماندگی، فضا را دچار چنان عقامتی کرده است که هیچ جریان بزرگ و کوچکی برای دفاع از ارزشهای انسانی و خلق تهی دست، شکل نگرفت و نمیگیرد. هیچ صف ارزشی برای مبارزه و آبرومندانه مردن وجود ندارد. من به حد کافی بر پوپولیزم حاکم آشنا هستم و حرافی ها و ادعا های کذایی در محافل، اجتماعات، رسانه ها، خصوصاٌ فضای مجازی را میبینم. همین بس که صدها جبهه ی مافیایی، غارتگری، انسانکشی و حرمت شکنی وجود دارد، اما یک جبهه ی کوچک ارزشی وجود ندارد. تمام میدانها به غارتگرها، انسانکشها و متجاوزین واگذار شده است و سکوت تلخ و مرگبار تفکر انسانی به چشم میخورد. دلیل اصلی این وضعیت این است که خط انسانیت و اخلاق در واقع هیچ طرفداری ندارد و تمام ادعاهای انسانی و اخلاقی فاقد بنیاد و فقط برای سرپوش گذاشتن بر ابتذال و گند موجود و هدفش فریب دیگران است.</p>
<p>این نوشته به دفاع از مبارزین شجاع و متعهدی میپردازد که امروز زیر تیغ قضاوت بیشرمانه ی یک تعداد بزدل و معامله گر برای چندمین بار تکه تکه میشوند.</p>
<p><strong>سی</strong> سال پیش محسن از آغوش همسر جوانش در یک نیمه شب جدا شد تا با همسنگرانش در عملیات دفاع از قریه اش در برابر نیروهای شوروی بجنگد. او نمیخواست تن به حضور متجاوزین ارتش سرخ به کوچه باغ های قریه اش بدهد. او در همان تاریکی شب رفت و دیگر هرگز برنگشت. او به دست روس ها اسیر شد و مادرش دهها سال چشم به در دوخته بود که شاید روزی جوانش از دروازه ی خانه ی فقیرانه ی شان وارد شود و چشم مادر به جمال جوان سرو قامتش روشن شود. پدر و مادرش در حسرت دیدار جوان شان مردند. محسن فلسفه نمیفهمید، آلبر کامو نخوانده بود، هایدگر را نمیشناخت، بی خبر از لیبرالیزم بود، اما این را میفهمید که دفاع از سرزمین یک ارزش است. او به هر دلیلی که بود، بازیهای خونبار امریکا و شوروی را نمیفهمید، فقط قریه اش را میفهمید و دوست داشت. او نخواست قریه اش را به بیگانه گان واگذار کند. او این شرم بی انتها را نخواست با زنده ماندن خود، تا آخر عمر به دوش بکشد.</p>
<p>دهها هزار محسن با چنین درکی فدای دفاع از کوچه باغ های قریه ای شان شدند. آنها انسانهای شجاعی بودند. آنها با قریه و مردم شان صادق بودند. خون دهها هزار محسن را نادیده نگیرید. جنایتهای که آنها انجام نداده اند، به پای شان ننویسید. لطفاٌ حساب یک مشت دزد و معامله گر و جنایت کار را از حساب محسن ها جدا کنید. آنها انسانهای متعهدی بودند. آنها فقط به برای آزادی جان دادند. معادلات و معاملات جنایت بار بعدی و تحولات خون آفرین بعدی را که حاصل عملکرد یک مشت افراد فاقد اخلاق و انسانیت است، به پای محسن ها نگذارید. با مشت های گره کرده ای تان بر صورت من، خود و هر کسی که این همه جنایت را تحمل میکند، بزنید، اما با محسن ها بی انصافی نکنید.<br />
با اعتراف به قلت آگاهی و ظلم فرهنگی که باعث عقب مانی فکری و علمی این سر به کف های معرکه ی خون و آزادی شده بود، از جایگاه آزادگی و شجاعت هر محسن غرق به خون دفاع میکنم و سر بر سنگ مزار هر رزمنده میکوبم تا فریادی باشد از وانفسای وادادگی نسل من. من از جنایتکارانی که قسمتی از این جبهه را تشکیل داده بودند، دفاع نمیکنم، بلکه پرچم برافراشته ی آزادگی بر مزار کسانی را که در برابر تجاوز شوروی ایستادند، میبوسم.</p>
<p>استثنا در همه حال وجود دارد و من به استثنائات کاری ندارم و در این نوشته حرفی هم در مورد شان نزدم.</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%86%d8%af/">به دفاع از آنانی که ایستاده مردند</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://mahenow.de/%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">589</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>
