<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ Archives - MaheNowMagazine</title>
	<atom:link href="https://mahenow.de/category/%ef%bb%a3%ef%bb%ae%ef%ba%b3%ef%af%bf%ef%bb%98%ef%af%bd/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://mahenow.de/category/ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ/</link>
	<description>ماهنامه ماه نو</description>
	<lastBuildDate>Sun, 22 Mar 2020 19:06:53 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.4.5</generator>

<image>
	<url>https://mahenow.de/wp-content/uploads/2019/07/cropped-mahewnowfinal-32x32.png</url>
	<title>ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ Archives - MaheNowMagazine</title>
	<link>https://mahenow.de/category/ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">164342507</site>	<item>
		<title>گفت‌و‌گو با باران سجادی</title>
		<link>https://mahenow.de/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%e2%80%8c%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%ac%d8%a7%d8%af%db%8c/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25da%25af%25d9%2581%25d8%25aa%25e2%2580%258c%25d9%2588%25e2%2580%258c%25da%25af%25d9%2588-%25d8%25a8%25d8%25a7-%25d8%25a8%25d8%25a7%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2586-%25d8%25b3%25d8%25ac%25d8%25a7%25d8%25af%25db%258c</link>
					<comments>https://mahenow.de/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%e2%80%8c%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%ac%d8%a7%d8%af%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Mahe Now]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Mar 2020 18:34:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﻫﺎ]]></category>
		<category><![CDATA[ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://mahenowm.com/?p=661</guid>

					<description><![CDATA[<p>شعر، آواز و به نوعی اعتراض به وضعیت حاکم و بخصوص برای وضعیت زنان، با او و روزمره‌گی هایش گره خورده است، از او تا حال دو کتاب شعر به چاپ رسیده است و مدتیست به موسیقی رو آورده است. با این اوصاف، گفت‌و‌گو با این بانوی شاعر و آوازخوان خالی از لطف نخواهد بود. [&#8230;]</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%e2%80%8c%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%ac%d8%a7%d8%af%db%8c/">گفت‌و‌گو با باران سجادی</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h4 style="padding-right: 40px;">شعر، آواز و به نوعی اعتراض به وضعیت حاکم و بخصوص برای وضعیت زنان، با او و روزمره‌گی هایش گره خورده است، از او تا حال دو کتاب شعر به چاپ رسیده است و مدتیست به موسیقی رو آورده است. با این اوصاف، گفت‌و‌گو با این بانوی شاعر و آوازخوان خالی از لطف نخواهد بود.</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;"><strong>در کنار شاعر بودن، باران سجادی کیست، از کجا آمده و بکجا می‌رود؟</strong></h4>
<h5 style="padding-right: 40px;"><strong>چقدر قوی بود</strong></h5>
<h5 style="padding-right: 40px;"><strong>رفت توی خونم</strong></h5>
<h5 style="padding-right: 40px;"><strong>انگار زدی توی رگ</strong></h5>
<h5 style="padding-right: 40px;"><strong>و تو در یک کافی‌شاپ شیک</strong></h5>
<h5 style="padding-right: 40px;"><strong>یقه‌ی لباست را مرتب میکنی</strong></h5>
<h5 style="padding-right: 40px;"><strong>سفارش قلب مرا می‌دهی</strong></h5>
<h5 style="padding-right: 40px;"><strong>یادت رفته</strong></h5>
<h5 style="padding-right: 40px;"><strong>باز هم یادت رفته&#8230;</strong></h5>
<h5 style="padding-right: 40px;"><strong>باران سجادی</strong></h5>
<h4 style="padding-right: 40px;">باران سجادی در آواره‌گی و مهاجرت دور از وطن در ایران شهر مشهد متولد شد، با خانواده‌ای بسیار با اخلاق مذهبی و پیشینه کاملن دینی چنان‌که بسیاری از قوانین و حدود دینی را در دوران کودکی تحت نظر خانواده آموخت او تحصیلات ابتدایی را در ایران گذراند و همیشه یک دانش آموز پناهجو افغانستانی بسیار ممتاز و مستعد در مکتب بشمار می‌رفت ، پدرش جز و مجاهدان و ارکان سیاسی در افغانستان آن‌روزها بود که در یک‌شنبه پنجم اسفند ۱۳۶۹ در یک ترور سیاسی از دنیا رفت&#8230;. یتیم شدن در هر مقطع و زمان و هر ملیتی برای یک کودک بسیار هولناک است ،دوران دبیرستان در مشهد هم درس می‌خواند هم در مکتب خودگردان افغانستانی ها بعنوان معلم کار می‌کرد یک معلم کوچک&#8230;  عنوان معلم نمونه را از مدرسه بعثت مشهد از آن خود کرد&#8230; از آن دوران گذر کنیم، باران دانش‌گاه فردوسی مشهد رشته‌ی برنامه ریزی شهری قبول شد و جزو دانش‌جویانی بود که نصف روز کار می‌کرد و نصف روز درس می‌خواند ، شعر در خونش بود! بنابر این در شب‌های شعر دانش‌گاه شرکت می‌کرد ، فضای مذهبی مشهد و دانش‌گاه فردوسی دخترک را بخاطر عریان سرایی‌اش به کمیته انضباطی کشاند، او محکوم شد به محرومیت از تحصیل&#8230; باران باید می‌رفت!</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">هم‌چنان که حکم تعلیق را زیر بغلش گرفته بود تجربه مهاجرت در مهاجرت را مزه می‌کرد، تا این‌که سرانجام اداره سازمان ملل شعبه مشهد شرایط اقامتش را جستجو و پرونده مهاجرت‌اش به گردش افتاد و پس از ماه‌ها ویزای کانادا آمد&#8230;  سخت بود دل کندن از تعلقات خاطر اما دل را کند<img fetchpriority="high" decoding="async" class="wp-image-665 alignright" src="https://mahenowm.com/wp-content/uploads/2020/03/IMG_1170-683x1024.jpg" alt="" width="364" height="546" /></h4>
<h4 style="padding-right: 40px;"><strong>نام اولین کارت در بخش موسیقی « زن » بود، تو به دنبال فرم‌ جدیدی از موسیقی رفته ای که دو سه آوازخوان زن را نیز به شهرت رسانده است. اگر می‌‌شود ابتدا درباره این کار توضیح بده؟</strong></h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">موسیقی بخش غریب ‌‌بزرگی از ذهن مرا در خود تنیده است ، اما ذوق و سلیقه‌ی من در موسیقی نامعمول و خاص است کارهایی را می‌شنوم و اظهار علاقه قلبی می‌کنم که گاه تعجب برانگیز است معروفیت آن آوازها و موسیقی اصلا برایم مهم نبوده است، کشش روانی و درونی خودم مهم بوده هم‌چنان‌که به covaks و ترانه ی زیبای cheap smell یا sopor با ترانه‌ی فراموش ناشدنی children of the corn علاقه پیدا می‌کنم و این‌چنین نمی‌دانم شباهت‌های درونی خودم با AMY WINEHOUSE که باعث می‌شود ترانه باشکوه back to black را اندوه‌گنانه هر بار که بشنوم باز تازه جلوه کند.</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">کار زن یک اثر فرهنگی تحقیقاتی و هنری بود که انجام دادم و زمان انتشارش دقیقا هشت مارچ روز جهانی زن بود که همه ساله من یک پرفورم و حرکتی فمن و زنانه انجام داده‌ام چه برقع بر سر کنم در میدان معروف تورونتو کانادا بایستم چه آهنگی باشد که فریاد بزنم<strong>: </strong></h4>
<h5 style="padding-right: 40px;"><strong>اگر زنم و حرام است</strong></h5>
<h5 style="padding-right: 40px;"><strong>این بدنم اگر جرم است</strong></h5>
<h5 style="padding-right: 40px;"><strong>عطر تنم&#8230; تو نخواه این منم&#8230;</strong></h5>
<h4 style="padding-right: 40px;">موسیقی اعتراضی در جامعه ما بسیار نو و نادر است بین آوازخوانان مطرح ما چهره‌ی اعتراضی نداریم بجز شکیب مصدق که سال‌هاست فقط اعتراضی خوانده و جان جامعه ما جور باشد مخاطب زیادی هم ندارد و در بین آوازخوانان زن افغانستان هم بجز خانم مژگان عظیمی با ترانه ی «آیه» که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد و بیش‌تر مورد توجه هم‌زبانان ایرانی قرار گرفت تا در افغانستان .</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">و کار «زن» با وجود تلاش و زحمتی که برای حرفه ای بودن کار انجام دادیم آن‌چنان‌که باید دیده و شنیده نشد یکی از دلایلش سطح بالای ویدیو آرت بود که مخاطب اندک داشت و از سویه فعلی جامعه بالاتر بود، ویدیو آرت زن یک نمای فلسفی از جامعه فعلی و مغز و تفکر فعلی مرد نسبت به زن محروم افغانستانی را به نمایش گذاشت امیدوارم روزی جامعه من پیام انسانی ویدیو آرت « زن» از باران سجادی را دریافت کنند.</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;"><strong>مژگان عظیمی کار حاکمانش نیز جایزه رومی‌آورد را گرفت، پس با آنچه تو گفتی می‌شود از او بعنوان رقیب یاد کرد؟</strong></h4>
<h4 style="padding-right: 40px;"><strong>یعنی انقدر که توقع داشتی این کار دیده نشد، مشخصن واکنش‌های زنان چه بود؟</strong></h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">به عقیده من هر هنرمندی جایگاه ویژه‌ی خودش را دارد نمی‌شود که صفت رقیب را این‌جا استفاده کنیم. کار زن واکنش‌ها و نقدهای مکتوبی را به‌مراه داشت و خودم از بازدید این کار رضایت داشتم و کما این‌که اولین کار موسیقی من بود و جلوه‌ی اعتراضی و مبارزاتی داشت برای روشن‌گری و نشان دادن حقیقت‌های جامعه فعلی ما و از سویی تا کنون اگر ما شاهد ترانه‌هایی با مضمون زن بودیم بیش‌تر نشان دادن رنج زن‌ها و مظلومیت‌ها و مظلوم نمایی و چهره زن افغانستانی و مصداق واقعی سیاه سر بوده است اما در آهنگ « زن» از جنبه اقتدار و شکوه و بزرگی زن که نمایش شکیلی از نقش مهم زن در جامعه است</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;"><strong>تو اول شاعر هستی بعد خواننده، مختصات فضای شعر باران سجادی چیست؟</strong></h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">صادقانه اگر به این مصاحبه ادامه دهم اینست که من هرگز ادبیات نخوانده ام و شاید حتی اوزان عروض را بدرستی تشخیص ندهم آن‌چه مرا وادار می‌کند تنها حس درونی منست و از این بابت منتقدان هر چه درباره باران سجادی و شعرش می‌نویسند با احترام قبول دارم، فضای شعر باران سجادی همان در هم آمیختگی و شلوغی و ازدحام دنیای کنونی ست دختری با ذهن آشفته و مملو از ترس ، زنده بودن ، مرگ و تولد و جنگ و سیاست و پاکی و عصمت روان کودکان، رنج زن شدن و زن ماندن در جغرافیای افغانستان که از بزرگ‌ترین و مقدس ترین دردهای درون منست&#8230;</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;"><strong>سپید سرودن یکی از نقاط قوتش، هنجارشکنی زبانی است. این هنجارشکنی و نوع اعتراضی بودن این سبک تو را به سمت خود فراخوانده یا نه ساده‌گی در سرودن ؟</strong></h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">در انتخاب سبک نگارش خودم دخیل نبوده‌ام و نمی‌دانم واقعا نمی‌دانم چگونه واژه‌ها از درون من سر برآورده و مجروح نخستین خود من هستم، اما چیزی که اطمینان ذهنی دارم این است که من در ارتکاب خویش بی تقصیرم این واژه ها همه می‌بینید بیانگر تصور غم انگیز درونی دختری ست که رنج انسان بودن و انسان ماندن را با همه‌ی وجود درک کرده است.و البته سپیدسرایی بدلیل هنجارشکنی زبانی اش و بنوعی رهایی در نوشتن شاعر دست بازتری برای سرودن دارد.</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">تو کودک کار بودی، و هم‌چنین مدرک قانونی برای اقامت در ایران نداشتی، از سختی‌های آن دوران بگو.</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">سوال خیلی غم‌انگیزی است ، همین لحظه با خواندن سؤال بغض توی گلویم گیر کرد، آرزو می‌کنم هیچ کودک کاری در جهان نباشد، دوران مهاجرت و این‌که چقدر رنج کشیدم و به معنای واقعی فقیر بودیم آن‌چنان‌که باران کوچک هفت ساله با دست‌های کوچکش باید کار می‌کرد من در مزارع چغندر در اطراف مشهد ایران کار کردم، کار خیلی سختی بود برای یک دختر بچه هفت ساله، صبح‌ها بعد نماز صبح مادرکم نان و هر چیزی که خانه داشتیم برایم می‌گذاشت گاهی صبح‌ها دلم چایی شیرین می‌خواست اما شکر نداشتیم یک کودک هفت ساله چطور باید بفهمد فقر یعنی چه؟ آن طفل شکر می‌خواهد با چایی&#8230; در باغات سیب کار میکردم، در خانه توپ‌های فوتبال می‌دوختیم، پسته می‌شکستیم یادم است هر سه کیلو برابر یک «من » می‌شد و قانونا باید هزاران پسته را می‌شکستم و پاک می‌کردم یعنی پسته از پوست جدا می‌کردم تا پول اندکی بگیرم و حقوق پرداختی بسیار کم بود، ما هم مهاجر بودیم و با این‌که پدرم از سران سیاسی بود و رفته بود افغانستان و ما می‌توانستیم غرق دلار و پول باشیم، اما پدرم آن‌قدر شرف و وجدان انسانی داشت که نخواهد از پول خون مردم خانواده‌اش را تغذیه کند.</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">من دوران کودکی سختی را گذراندم و صد افسوس که در همان کودکی پدرم را هم از دست دادم، پدرم سید عبدالحمید سجادی یکی از بنیان‌گزاران حزب وحدت اسلامی و مسئول شورای ولایتی غور بود که در سن ۳۶ سالگی در لاهور پاکستان ترور شد و مرا در اندوه جاودان غرق کرد .</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;"><strong>تو در ایران بخاطر محتوای شعرهایت، با دو سال تعلیق در رفتن به دانش‌گاه روبرو شدی و همین باعث شد که مهاجرت کنی، بعدش دچار افسرده‌گی شدی و بعد از آن سال‌ها ننوشتی و به یکباره مجموعه شعر «سنگ باران» را منتشر کردی که خیلی هم با استقبال مواجه شد، از محتوای شعرها بگو، از دلایل افسرده‌گی و شکسته شدن سکوت ده ساله؟</strong></h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">یادم هست زیر باران با تو خوابیدم</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">وقتی که خدا هم بخاطر گناهانش بی‌وقفه می‌گریست&#8230;.</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">زیر باران با تو خوابیدم&#8230;.</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">حکم تعلیقم از دانش‌گاه بخاطر این دو جمله بود حتی جلسه دفاع برایم نگذاشتند شاید چون یک دانش‌جوی مهاجر بودم ، دلیل‌شان خدایی بود که هرگز گناه نمی‌کند و در نتیجه گریه هم نمی‌کند اما من با همان عقل و اندیشه‌ام می‌دانستم که خدا گناه‌کار است &#8230;</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">انصراف از تحصیل دادم در حالی‌که انتخاب آسانی نبود، یک‌طرف اندیشه و آرزوها و افکارم بود و در طرف دیگر خانواده ام‌؛ من رفتم اما افسردگی بدی گریبان‌گیرم شد جوری که ده سال عمر مفیدم در بیماری رفت و از طرفی اجازه ورود به ایران هم نداشتم، نام من رفته بود در بلک لیست و با تقاضای ویزایم برای ورود به ایران موافقت نمی‌شد، افسردگی‌ام بخاطر تنهایی و ندیدن فامیلم بسیار تشدید شد آن‌چنان بودم که حتی جواب نامه‌های خواهرم را نمی‌توانستم بنویسم دچار کوری شده بودم، یک کوری ذهنی دچار ناتوانی در نوشتن و سرایش، من ده سال نتوانستم بنویسم و زندگی کنم، از بهترین سال‌های زندگی‌ام در افسردگی شدید و دارو و تشنج و تیک عصبی گظشت! با ظ دسته دار گذشت&#8230;  پس از سال‌ها من دچار یک سکته خفیف قلبی شدم و به یک‌باره قلمم دوباره احیا شد و در نتیجه پس از دو ماه توانستم چندهزار شعر را در زمان کمی بنویسم! شوخی نبود آن قلم زدن‌ها که از قلب سکته‌ای باران بیرون می‌زد ثمره ده سال کومای روانی اش بود &#8230;. و کتاب «سنگ‌باران» را توسط انتشارات تاک در کابل منتشر کردم.</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;"><strong>نام مجموعه دومت « پریود » است، این اسم بخاطر بیشتر مورد توجه قرار گرفتن بود یا نه در پی تابوشکنی بودی؟</strong></h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">مجموعه ی فاخر « پریود» را در نهایت بی پروایی در نوشتن و احساسات زنانه‌ام نوشتم و انتخاب نامش بسیار سخت بود سخت‌تر از سیصد و هشتاد صفحه سیاه کردن، در انتخاب نام کودکم سعی و تلاشم بیشتر تابو شکنی بود، در حالی‌که پریود ما زنان اتفاق طبیعی زنانه می‌باشد ولی چرا باید موجب شرم دختران قرار بگیرد‌؟ برجستگی‌های بدن یک زن بخشی از هویت وجودی اوست چنان‌چه در افغانستان وضعیت زنان و دختران وطنم را می‌دیدم و رنج می‌کشیدم از بی اطلاعی جامعه نسبت به خصوصی‌ترین اتفاقات جسم و تن‌شان و این‌که این خونریزی ماهانه این قاعدگی این زن بودن است و شرم نیست بلکه بخشی از طبیعت ماست و باور کنیم به طبیعی‌ترین اتفاقات که در خود ما اتفاق می‌افتد‌، پریود شرم نیست بلکه عادت ماهانه منست&#8230;</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;"><strong>محتوای شعر باران سجادی زنانگی است، وضعیت زنان در افغانستان چگونه است، چقدر این وضعیت در شعر تو نقش دارد؟</strong></h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">با توجه به شرایط افغانستان و ناآرامی‌های چند دهه اخیر متاسفانه ما شاهد تخریب و آسیب‌های جدی در لایه‌های مختلف جامعه خود بودیم آسیب‌هایی که بر بخش‌های مختلف تاثیر خود را گذاشت مهاجر شدن بی‌شماری از مردم و آسیب‌های روانی ناشی از تاثیرات جنگ و نابسامانی باعث شد که استعدادها و انرژی انسانی زیادی هدر برود با آن‌هم بنظر من سال‌های اخیر و نسل جدید در افغانستان به نوعی بالندگی و شعور بالای اجتماعی رسیده است و زنان هم که بخش مهمی از جامعه می‌باشند، با سهم‌گیری در شغل‌های مختلف در عرصه‌های اجتماعی بخوبی مشاهده می‌شوند و البته وجود سوشیال مدیا و همه‌گیر شدن استفاده از اینترنت و ایجاد رابطه با جهان بیرونی هم تبعات و تاثیر خود را گذاشته است من با این‌که زادگاهم در افغانستان نبوده است، اما حس وطن دوستی‌ام باعث شده که با وجود هزارها کیلومتر دوری از وطنم در غربت برای خودم در خانه‌ام افغانستان کوچکی داشته باشم.</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">این چرخش ۱۸۰ درجه‌ای عده‌ای از زنان بخاطر پروژه گرفتن یا موقف سیاسی_اجتماعی پیدا کردن که در مردها خیلی خیلی بیش‌تر است، خیلی وقت‌ها کلی از جریان‌های مبارزه‌طلبانه را خراب کرده است، این خودش به‌ معنی ضد زن بودن و هم دست شدن با مردسالاری نیست؟</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">زن بودن در جغرافیایی به نام افغانستان خود بخود جرم و گناه پنداشته می‌شود، یاد جمله ای‌از غاده السمان شاعر نامدار سوریه افتادم که می‌گوید: ما گناه را نمی‌بینیم مگر آن‌که زنی مرتکب آن شود. در چنین فضایی حضور و وجود زن در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی متفاوت با حضور مردان است. در غرب زن‌ها حضور فعال تری دارند، چون بسیار زودتر شروع کرده‌اند، ما بعنوان زنان افغانستان در ابتدای یک مسیر طولانی هستیم، مسیری که می‌تواند ما را به آرمان برابری برساند. سهم زن‌ها در عرصه‌های مختلف بسیار کم‌تر است و با وجود این‌که زنان افغانستان نیمی از جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند، اما هیچ‌وقت به اندازه مردان مورد توجه نبوده‌اند، این یک تابو در فضای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی افغانستان است. توجه کنید وقتی یک زن وزیر یا معین(معاون وزیر) می‌شود، در فضای شبکه های اجتماعی موجی از متلکها و بی احترامی ها شروع می شود، هر چقدر زنان تلاش می کنند و با اینکه در بسیاری موارد از مردان جلوتر هم باشند، باز هم برای آن‌ها یک سقف شیشه‌ای نامریی وجود دارد، سقفی که مانع پیش‌رفت آن‌ها می‌شود. شما از ضد زن بودن حرکت برخی زنان می‌گویید، در حالی‌که این نوع نگاه جنسیت گراست، هر فرد(مرد_زن) در فضای کاری خودش ممکن است تصمیمات اشتباه بگیرد، اما نمی‌توان گفت این رفتار او ضدیتی با هم جنسانش دارد، کما این‌که مردان بمراتب ضد مردتر هستند، چون آن‌چه امروز در عرصه سیاست افغانستان می‌بینیم، جنگ مردان با مردان است. از سوی دیگر این را باید بپذیریم که جامعه زنان افغانستان در حال تجربه کردن است، صرف حضور زنان در هر پست و مقامی نوید آینده بهتر را برای افغانستان دارد.<img decoding="async" class="wp-image-671 alignright" src="https://mahenowm.com/wp-content/uploads/2020/03/IMG_1216-683x1024.jpg" alt="" width="365" height="548" srcset="https://mahenow.de/wp-content/uploads/2020/03/IMG_1216-683x1024.jpg 683w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2020/03/IMG_1216-200x300.jpg 200w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2020/03/IMG_1216-768x1152.jpg 768w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2020/03/IMG_1216-750x1125.jpg 750w, https://mahenow.de/wp-content/uploads/2020/03/IMG_1216-1140x1710.jpg 1140w" sizes="(max-width: 365px) 100vw, 365px" /></h4>
<h4 style="padding-right: 40px;"><strong>در این اواخر هشتکی به راه افتاده که در آن به بازگو کردن خاطرات تلخ تجاوز جنسی یا کودک آزاری می‌پردازند، تو فکر کنم در این مورد نوشته‌ای، اگر نوشته‌ای، می‌شود در موردش کوتاه بگو. و این‌که در کل فکر میکنی این جریان‌ها چه کمکی به بهبود وضعیت زنان می‌کند ؟</strong></h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">هشتگ Meetoo در سال ۲۰۱۷ در رسانه‌های اجتماعی گسترش قابل ملاحظه یافت و در سراسر جهان راه افتاد. متأسفانه در کنار دیگر حرکت‌های زنانه که در تاریخ بشر بسیار زیاد بدان ها بر می‌خوریم، حرکت می تو نیز مورد سؤ استفاده‌های بی‌شماری قرار گرفت و تعداد از زنان ظاهراً فمینیست از طریق این حرکت فمن به نام و نان رسیدند. به نظر من اما می تو همان پدیده‌ی انکار شده و در حقیقت بخش دست نخورده ی وجود ما است که با ابعاد گونه‌گون هر زنی از آن برخوردار است. من با سیمون دوبووار موافقم: «هیچ زنی، زن به دنیا نمی‌آید بلکه زن می شود.» اگر تفاوت های بیولوژیک را کنار بگذاریم. این سخن سیمون دوبووار دقیقاً به ساختار مردسالارانه ای اشاره دارد که در آن زن بودن بر بخشی از جامعه انسانی تحمیل می شود. در کشورهای مثل افغانستان و حتی جهان اول، زن به مثابه‌ی یک مجرم مادرزاد به دنیا می آید و محکوم به زیستن در جغرافیای مختص به جنس فروتر از جنس مرد می‌باشند. از این موارد که به صورت موجز بگذریم، هدف اصلی می تو توانمند سازی زنان به ویژه زنان آسیب پذیر برای نشان دادن شیوع گسترده تجاوز و آزار جنسی در جهان بود. برخی از تاجران زنان که نقاب فمینیسم را به صورت دارند اما این حرکت باشکوه را به پروژه تقلیل دادند و برای رونق بخشیدن به تجارت خویش از آن بهره جستند. اگر نگاه انسانی داشته باشیم، سوءاستفاده از جنسیت به‌خاطر تعلق داشتن به قشر زنان، همانقدر منزجرکننده است که تجاوز بر یک زن یا دختر جوان. فمنیست واقعی در این عصر و زمان نباید از تجاوز دوران کودکی پلی بسازد برای دست یافتن به پول و شهرت. باید آنقدر قوی بشوی که خودت را جنس دوم و مورد تجاوز مکرر نشناسی. میدانم سخت است اما یک زن و فمنیست واقعی خودش را فقط سیاه سر نباید ببیند. زن امروز باید اقتدار کسب کند. باید باشکوه شود و جهان را دگرگون کند. زن باید فصل‌الخطاب ادبیات نو انسانی در جهان شود و غرور عصر مادر شاهی را احیا کند. زن همان آغازی ست که آغاز ندارد. می تو به نظر من، می تواند آغازگر این شروع بی‌انتها باشد.</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;"><strong>اهل حاشیه ای؟ اصلن چرا حاشیه پیرامون آوازخوان‌های زن افغانستان زیاد است، و همچنین نظرت در مورد نسل جدید آوازخوان‌های زن افغانستان چیست ؟</strong></h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">من اصلا اهل حاشیه نیستم و علاقه‌ای هم ندارم به دنبال کردن حاشیه‌هایی که متاسفانه بیش‌تر توسط آوازخوان‌های زن و بر علیه یک‌دیگر هستند، سرم گرم کار و نوشتن واقعا وقت نیست بخواهیم به حاشیه فکر کنیم آن‌ها که اهل حاشیه هستند به فکر این شهرت‌های کاذب دو روزه هستند اما من به هنر و انسان ماندن فکر میکنم اینکه بتوانم قبل مرگم دو کار دو تا جمله ماندگار تقدیم به جامعه انسانی کنم .</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;"><strong>هنر سلیبریتی می‌شناسد و آیا دوست داری سلبریتی باشی؟</strong></h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">پاسخ خاصی به این سوال ندارم.</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;"><strong>عشق را می‌شناسی؟</strong></h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">عشق عشق عشق</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">مثل یک انتحاری درونی می‌ماند</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">آن‌چنان‌که از خوبش دور می‌شوی بسیار دور &#8230; وقتی اجزای بدنت تکه تکه می‌شوند و دیگر تویی وجود ندارد عشق یعنی گریز عجیب آدمی از خویشتن! دیگر خود وجود ندارد هر آنچه نمود پیدا می‌کند اوست اوی لامصب&#8230;</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">غم انگیزترین اتفاق ممکن</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">کاش این سؤال اصلا مطرح نمی‌شد&#8230;</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;"><strong>پس با این وجود عاشق شده ای؟</strong></h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">عشق با وجود رنجی که به روان آدمی سرازیر می‌کند یکی از زیباترین حالات روانی است که با وجود دردناک بودنش لذت و شعفی مقدس را به قلب هدیه می‌کند من عاشق شدن را تجربه کرده‌ام و بقول کافکا که با ذوق نا امید خود می‌گفت عشق مثل چاقویی است که عاشق در زخم‌های خود می‌چرخاند.یعنی اراده ندارد تا این درد و رنج و آسیب را به خود نرساند.</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;"><strong>حرف آخر؟</strong></h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">سپاس از طراح سؤالات، بارها گفته‌ام طراح سؤال است که مصاحبه شونده را بر سر ذوق آورد! سپاس از دوستانی که وقت گذاشته و خواندید.</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;">شما مخاطب خوب می‌توانید نمونه‌ی شعر باران سجادی را در صفحه شعر ( کاخ بلند ) مجله ماه نو بخوانید.</h4>
<h4 style="padding-right: 40px;"></h4>
<h4 style="padding-right: 40px;"></h4>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%e2%80%8c%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%ac%d8%a7%d8%af%db%8c/">گفت‌و‌گو با باران سجادی</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://mahenow.de/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%e2%80%8c%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%ac%d8%a7%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">661</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ابتذال فرکاست هنر به نمایش تن استعداد هنری یا نمایش تن</title>
		<link>https://mahenow.de/%d8%a7%d8%a8%d8%aa%d8%b0%d8%a7%d9%84-%d9%81%d8%b1%da%a9%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%aa%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%af%d8%a7%d8%af-%d9%87/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a7%25d8%25a8%25d8%25aa%25d8%25b0%25d8%25a7%25d9%2584-%25d9%2581%25d8%25b1%25da%25a9%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25aa-%25d9%2587%25d9%2586%25d8%25b1-%25d8%25a8%25d9%2587-%25d9%2586%25d9%2585%25d8%25a7%25db%258c%25d8%25b4-%25d8%25aa%25d9%2586-%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25aa%25d8%25b9%25d8%25af%25d8%25a7%25d8%25af-%25d9%2587</link>
					<comments>https://mahenow.de/%d8%a7%d8%a8%d8%aa%d8%b0%d8%a7%d9%84-%d9%81%d8%b1%da%a9%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%aa%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%af%d8%a7%d8%af-%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Mahe Now]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Nov 2019 05:19:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[افغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻫﺎ]]></category>
		<category><![CDATA[ﻣﻘﺎﻻت]]></category>
		<category><![CDATA[ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://mahenowm.com/?p=541</guid>

					<description><![CDATA[<p>محول کردن حوزه ی هنر به افراد کم توان و سودجو، همانقدر خطرناک است که محول کردن حوزه ی سیاست به سیاستمداران دروغگو و دزد. فرقی نمیکند از کجا شروع به تخریب اجتماع کنیم، بلاخره این تخریک از هر جایی که شروع شود، تاثیر مستقیم خود را روی مجموعه ی اجتماع میگذارد. بدعمل کردن در [&#8230;]</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d8%a7%d8%a8%d8%aa%d8%b0%d8%a7%d9%84-%d9%81%d8%b1%da%a9%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%aa%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%af%d8%a7%d8%af-%d9%87/">ابتذال فرکاست هنر به نمایش تن استعداد هنری یا نمایش تن</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>محول کردن حوزه ی هنر به افراد کم توان و سودجو، همانقدر خطرناک است که محول کردن حوزه ی سیاست به سیاستمداران دروغگو و دزد. فرقی نمیکند از کجا شروع به تخریب اجتماع کنیم، بلاخره این تخریک از هر جایی که شروع شود، تاثیر مستقیم خود را روی مجموعه ی اجتماع میگذارد. بدعمل کردن در بعضی حوزه ها به شکل بسیار خطرناکی اجتماع را تهدید میکند. گراف این تهدید بستگی به عمق و وسعت تاثیر گذاری ان حوزه روی بنیادهای اجتماع دارد. هنر به اساسی ترین رفتارهای جامعه مرتبط است. وجود انگلهای بسیار در حوزه ی هنر سطح تعفن را در جامعه بالا میبرد. امروزه حوزه ی هنر نیز در افغانستان در گرو یک تعداد افراد لمپن و فرصت طلب قرار گرفته است که تمام افق نگاه شان معطوف به نفع شخصی میباشد. نفع شخصی که به قیمت تهدید کل اجتماع دنبال میشود.</p>
<p>لازم است از خود بپرسیم این کمیت عظیم هنرمندان با روح و روان مردم چه میکنند؟</p>
<p>اجازه بدهید از کسانی که گویا در قله ی توجه همگانی قرار دارند شروع کنیم. در میان زنان هنرمند، آریانا سعید این روزها بیشتر مورد توجه قرار دارد. سوال این است که چه چیزی این فرد را در محراق توجه قرار داده است.</p>
<p>آیا اریانا سعید به عنوان یک اواز خوان زن چند درصد از معیارهای قبول شده ی اوازخوانی را دارد؟</p>
<p>آوازخوان بایست از توان کافی برای درک موسیقی برخوردار باشد، چرا که عدم آشنایی کافی با موسیقی میتواند حاصل کار را به شدت تحت تاثیر قرار داده و به تولیدی غیر هنری بیانجامد.</p>
<p>آوازخوان باید توان حنجره اش در حد اجرای حداقلی استندردهای آوازخوانی باشد، در غیر آن حاصل کار نه تولید هنری، بلکه یک تولید بیروح و فاقد ارزش هنری میشود.</p>
<p>در بسیاری موارد، رفتارهای آوازخوان را با هنرش پیوند میزنند و حاصل کار آوازخوان را در ارتباط با رفتارهایش نیز قابل سنجش میشمارند.</p>
<p>اگر آریانا سعید را با این معیارهای حداقلی بسنجیم، آیا میتوان او را یک هنرمند دانست؟</p>
<p>بعد از سالها کار و دهها تولید هنری، هنوز صدای آریانا سعید توان کافی را برای اجرای درست و استندرد ندارد. ضعف صدای او را میتوان در تمام آهنگهای که خوانده است دید. در گامهای بلند که اساساً این بانو چنان ضعیف است که غالب ترانه های که خوانده تلاش شده که گامهای بالا نباشد، چون در این گام ها مشت وی بیش از نت های پایین باز میشود و ضعفش چنان است که به افتضاح میکشد. برای پخته شدن صدا باید تمرین های دراز مدت انجام شود و هنرمندان متعهد به هنر، قبل از ورود به تولید کارهای جدی، روی صدای خود تمرین های زیادی را انجام میدهند. به نظر میرسد که آریانا سعید برای آوازخوانی پیش زمینه های لازم را جدی نگرفته، به همین دلیل صدایش گیرایی و توان کافی برای اجرای درست را ندارد.</p>
<p>گفته میشود آریانا سعید قادر به نواختن هیچ اله ی موسیقی نیست. البته این را میتوان از اجراهایش دریافت. کسی که با موسیقی آشنا باشد، در بافت آواز و موسیقی، این توان را میتواند به خوبی نشان دهد و همراهی درست و منظمی با کلیت ابزارهای که او را در یک آهنگ همراهی میکنند، داشته باشد، اما به دلیل بیسوادی زیاد وی در زمینه ی فهم موسیقی، همیشه خلای جدی در کارش دیده میشود.</p>
<p>بحث برانگیز ترین مسئله در مورد این اوازخوان زن، رفتارش است. اگر بخواهیم درصدی از کارش را در ارتباط با رفتارش بررسی کنیم، نتیجه یک فاجعه است. او اقلن در سالهای اخیر درگیری های غیر ارزشی و مسخره ای با گروهی از زنان هنرمند دیگر داشته است. در محور آریانا سعید شایعات اخلاقی زیادی وجود دارد، که تا حد ممکن، من از ورود به این زمینه خود داری میکنم، چرا که شاید از جهاتی در قالب قلم نقد نگنجد.</p>
<p>آریانا سعید در تمام معیارهای که شمرده شد، دارای نارسایی هایست که نمیتوان او را بر اساس کار هنری اش یک هنرمند دانست. پس چه چیز آریانا سعید را در محراق توجه قرار داده است؟</p>
<p>برای یافتن پاسخ به این پرسش، باید به دو زمینه مراجعه کنیم‌؛ اول اوصاف حضورش در روی صحنه ای هنری و دوم پیوند این گونه ظاهر شدن با بافت روانی جامعه ی افغانستان.</p>
<p>یکی از مهمترین مشخصه های آریانا سعید تلاش وی برای استفاده از تن اش در روی صحنه برای جذب مخاطب است. نوع پوشش و توجه ی ویژه اش به نمایش تن در تمام کارهایش بیش از آواز و درون مایه ی هنری کارش برجسته تر است، به حدی که میتوان آن را اساس کار هنری اش دانست. البته چنین نوع پوشش و تحرک بدنی در هنرمندان غربی رایج است. اما وقتی درک جامعه ی غربی را از پوشش و تن زن بررسی میکنیم، در غرب امکان اتکای تنها و تنها به نمایش تن در جا انداختن یک کار هنری بسیار کم است. آنچه آریانا سعید را توانسته در اتکا به تنانگی زن در زمینه ی جلب توجه کمک کند، نوع نگاه جامعه ی افغانستان به زن است. تن زن در افغانستان حوزه ی ممنوعه است و همین باعث عطش سیری ناپذیر جامعه برای دیدن تن زن شده است. مردم با ولع به زنی که تنش را نمایش میدهد نگاه میکنند. این تماشای تن زن خلای درون شان را پاسخ میدهد. چون زنان با اعمال محدودیت های جدی رو به رو هستند، همان چند زنی که به هر دلیلی امکان نمایش تن شان را پیدا میکنند، به شدت مورد توجه قرار میگیرند. همین قضیه است که آریانا سعید از سالهای اول کارش تا حال بیش از اینکه روی صدا و فهم هنری اش از موسیقی کار کند، به تنش توجه کرده و هر سال پیشرفت های در امر نمایش تنش داشته است.</p>
<p>آریانا سعید در راس کسانی قرار دارد که با اشتیاق از تنش برای جلب مخاطب استفاده میکند. بدبختی اینجاست که حاصل کار را تولید هنری نام میگذارند.</p>
<p>پس ما با یک هنرمند طرف نیستیم، بلکه با یک مانکن طرفیم که تنها هنری که دارد، پستی بلندی های تنش است.</p>
<p>همین عطش جامعه ی افغانستان به دیدن تن زن، باعث شده تا زنان زیادی مثل آریانا سعید به آوازخوانی روی بیاورند، در حالی که هیچ توانی در این زمینه ندارند. کار این گروه از زنان گویایی این است که برای هنرمند شدن در جامعه ی افغانستان هوش درک هنری نیاز نیست، بلکه سر و تن است که باید جذاب باشد.</p>
<p>شاید به همین دلیل است که دعوای آریانا سعید با بقیه هنرمندان زن فقط در حوزه ی تن خلاصه میشود. هر کدام به دیگری از دریچه ی تن حمله میکند. شبانه مهریار، مژده جمالزاده، رامشا و دهها زن دیگر در دو سال گذشته بیدریغ به همدیگر تاختند و تمام حرف شان علیه دیگری انتقاد از رفتارهای غیر اخلاقی و شیوه های نمایش تن بوده است. دعوای که هرگز به نقد هنری کار یکدیگر نکشید، چون همه میدانستند تنها دارایی شان برای ابراز وجود همین تن شان است، نه جایگاه کارشان بر اساس معیارهای هنری این حوزه. تصور کنید آریانا سعید با این خصوصیت کارش، در یک جامعه ی غربی بخواهد هنرمند شود. امکانش نیست. تنها جامعه ی افغانستان است که نمایش تن میتواند جذب مخاطب کند و امکان قالب کردن چنین چیزی را در حوزه ی هنر داشته باشد.</p>
<p>هرچند عناوین مختلفی به آریانا سعید داده اند، اما وقتی به ماهیت رفتارهای جامعه ی افغانستان در این دوره ی که ضد ارزشها به ارزش تبدیل شده اند، توجه کنیم، میبینیم این عناوین تفاوتی با ستایشهای اغراق آمیز در میدان سیاست در افغانستان ندارد. سیاست مداران الوده به فساد به ستایش همدیگر میپردازند و از این طریق حس حقارت و کمبود شخصیت شان را اشباع میکنند. در حوزه ی هنر هم همین اتفاق افتاده است. ما به تعداد انگشت شمار هنرمندان متعهد داریم که متاسفانه آنها تحت تاثیر وضعیت روانی و ضدارزشی حاکم و عطش سیری ناپذیر مردم به تماشای تن زنانی که به بهانه ی هنر از تن شان شهرت کسب میکنند، به حاشیه رانده شده اند.</p>
<p>حاصل کار افرادی مثل آریانا سعید برای نسل بعدی تولیدات هنری ارزشمند نیست، بلکه وارونگی و سقوط هنری است.</p>
<p>یک زن حق دارد هر گونه که میخواهد از تن اش استفاده کند، اما نباید یک حوزه ی ارزشی مثل هنر را گرو بگیرد و از آن خلاف اخلاق برای بلند رفتن در ذهن مردم استفاده کند. من با نمایش تن آریانا سعید مشکلی ندارم، چون امر خصوصی اش است، اما با این مشکل دارم که هنر جامعه را قربانی پستی بلندی های تن اش کند. دادن چنین قربانی جامعه ی افغانستان را عمیقاً آسیب میزند. آسیبی که جبرانش نسلها طول خواهد کشید.</p>
<p>برای دفاع از عدالت بایست جلو چرخش قلم سیاستمداران و قاضی های نامنصف و خود خواه را گرفت و برای نجات هنر باید زاویه ی چرخش باسن مدعیان ناحق هنر را.</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d8%a7%d8%a8%d8%aa%d8%b0%d8%a7%d9%84-%d9%81%d8%b1%da%a9%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%aa%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%af%d8%a7%d8%af-%d9%87/">ابتذال فرکاست هنر به نمایش تن استعداد هنری یا نمایش تن</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://mahenow.de/%d8%a7%d8%a8%d8%aa%d8%b0%d8%a7%d9%84-%d9%81%d8%b1%da%a9%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%aa%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%af%d8%a7%d8%af-%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">541</post-id>	</item>
		<item>
		<title>روانشناسی تمهای موسیقی</title>
		<link>https://mahenow.de/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%aa%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25b1%25d9%2588%25d8%25a7%25d9%2586%25d8%25b4%25d9%2586%25d8%25a7%25d8%25b3%25db%258c-%25d8%25aa%25d9%2585%25d9%2587%25d8%25a7%25db%258c-%25d9%2585%25d9%2588%25d8%25b3%25db%258c%25d9%2582%25db%258c</link>
					<comments>https://mahenow.de/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%aa%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Mahe Now]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 Nov 2019 05:27:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://mahenowm.com/?p=544</guid>

					<description><![CDATA[<p>#رشد حواس وسیله ارتباط آدمی با عالم خارج است. تحریکات محیط توسط گیرنده‌های حسی به صورت پیامهای الکترمغناطیسی به مرکزعصبی انتقال می‌یابد. پیام عصبی وقتی از گیرنده‌های حسی مانند چشم ، گوش و پوست به مرکز عصبی یعنی کورتکس مغز منتقلمی‌شود، فرایند احساس شکل می‌گیرد.اصوات موسیقی از طریق گوش به مغز می‌رسد و حواس و [&#8230;]</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%aa%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c/">روانشناسی تمهای موسیقی</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>#رشد</p>
<p>حواس وسیله ارتباط آدمی با عالم خارج است. تحریکات محیط توسط گیرنده‌های حسی به صورت پیامهای الکترمغناطیسی به مرکزعصبی انتقال می‌یابد. پیام عصبی وقتی از گیرنده‌های حسی مانند چشم ، گوش و پوست به مرکز عصبی یعنی کورتکس مغز منتقلمی‌شود، فرایند احساس شکل می‌گیرد.اصوات موسیقی از طریق گوش به مغز می‌رسد و حواس و عواطف را تحریک می‌کند و با ایجادانرژی موجب انگیزه و فعالیت می‌شوند. نغمه‌های موسیقی بر حسب ترکیب فواصل و ریتم دارای ارتعاشات خاصی هستند که با تحریکارتعاشات سلولهای عصبی ، احساس و انگیزه‌ای را تقویت و یا منتقل می‌سازد.</p>
<p>تحریک تخیل و عواطف توسط موسیقی</p>
<p>بطور کلی موسیقی از طریق تحریک تخیل و تداعی و تهیج عواطف در روحیه شنونده اثر می‌گذارد. وقتی یک قطعه موسیقی را تجزیه وتحلیل می‌کنیم، به اجزا و ارکانی می‌رسیم که هر کدام به نوعی در تاثیرگذاری نقش دارند. ریتم و ملودی دو رکن اساسی موسیقیمی‌باشند. ریتم در موسیقی به صورت ضرب آهنگ‌های منظمی احساس می‌شود. با موسیقی می‌توان ریتمهای متنوعی را بوجود آورد وانرژیهای مختلفی را در شنونده تحریک کرد.</p>
<p>اثرگذاری ریتم و ملودی بر احساسات انسان</p>
<p>از فعالیتهای ریتمیک در تحریک بسیاری از قوای حسی و حرکتی و کاهش و افزایش انرژی اشخاص استفاده می‌شود. کار اصلی ریتم ،تحریک و تهییج احساسات است که انرژی روانی را تولید می‌کند و انرژی این تحریک با کمک ملودی به جریان می‌افتد. ملودی در ایجادنوع احساس و ریتم در شدت و سرعت و یا سستی و رخوت آن نقش موثری دارد. ریتم و ملودی از هم جدا نیستند. ریتم ضربان و نظم هرآهنگ و ملودی محتوا و خود آهنگ است که از ترکیب اصوات بوجود می‌آید.</p>
<p>هر ملودی بر حسب ترکیب اصوات و فواصل موجود در آن احساسات خاصی را به شنونده منتقل می‌سازد. برخی از ملودی‌ها ، غمگین وحزین ، برخی ملایم و آرام بخش ، تعدادی هیجانی و بی‌قرار و بعضی شاد و فرح‌بخش هستند که این احساسات بستگی به فواصلفیزیکی و ترکیب اصوات دارد.</p>
<p>بطور کلی اگر فواصلی که در آهنگ به کار می‌رود، بزرگ باشد و ترکیب اصوات با پرش توام گردد، انبساط و نشاط بیشتری را القاءمی‌کند و اگر فواصل بزرگ توام با ریتم تند باشد شدت نشاط بیشتر می‌گردد. به حدی که به قسمت نا آرامی و بی‌تابی سوق می‌یابد. اگرفواصل آهنگ کوتاه و فشرده و ریتم کند باشد، احساسات کند و گرفته‌تر خواهد بود. این مسئله به طول موج اصوات و تاثیر آن برواسطه‌های شیمیایی مغز بستگی دارد. چنانچه ریتم با حال شنونده هماهنگ باشد، انرژی روانی و احساسی بهتر تحریک می‌شود وملودی بهتر به جریان می‌افتد.</p>
<p>طبقه‌بندی تمهای موسیقی</p>
<p>تمهای شیدایی</p>
<p>واژه شیدا در روانشناسی معرف سرخوشی و شور و نشاط بیش از حد است. سرخوشی ، هیجان بخشی احساس مدهوشی ازخصوصیات تمهای شیدایی است. جنبه مدهوشی و جذبه آن آرامبخش افراد بی‌قرار و شیداست. بعضی از چهار مضرابها و ضربیهایموسیقی ایرانی استعداد القاء چنین حالتی را به خوبی دارا هستند. افراد مستعد با شنیدن چنین تمهایی احساس سرخوشی و وجدمی‌یابند. شیدا صفتان اغلب با سیر در این تمها احساس نشاط ، تخیل و حالت جذبه پیدا می‌کنند. از تمهای شیدایی می‌توان برایتحریک خلق‌های خموده استفاده کرد.</p>
<p>تمهای حزین</p>
<p>لحن تمهای حزین غم انگیز است و شکوه و شکایت دارد و در شنونده احشاش ناکامی را تداعی می‌کند. این تمها بر انتقال دهنده‌هایعصبی افراد مستعد تاثیر می‌کند و باعث کاهش ترشح واسطه‌های شیمیایی در مغز شده که در نتیجه انباشته شدن این عناصر حیاتی ،حزن و اندوه احساس می‌گردد. ارتعاشات این تم اغلب تداعی کننده خاطراتی از ناملایمات گذشته است. ملودی‌هایی که فواصل فشرده ونزدیک به هم و ریتم کند دارند، حزن را بهتر منتقل می‌سازند. تمهای حزین درحالت ملایم درد را تسکین می‌بخشند و در ایام سوگ و فراقتحمل تالمات را آسان‌تر می‌سازند.</p>
<p>احساس ناکامی را تعدیل و غربت و تنهایی را از دل بیرون می‌کنند و انرژی و هیجان خود را تخلیه می‌سازند. استفاده بیش از حد از اینتم، باعث رکود و کاهش انرژی شده و روحیه را خسته و حزین می‌سازد. بسیاری از نغمات حزین موسیقی مشرق زمین، حاصل همدردیبا وقایع دشوار و گرفتاری‌های اجتماعی مردم بوده و این قطعات تا حدودی تالمات مردم را تسکین داده است.</p>
<p>تمهای هیجانی</p>
<p>هیجان ، واکنش انفعالی شدید و فوری است که غالبا با تظاهرات بارز اعصاب خودکار و واکنش‌های فیزیولوژیک توام است و میل بهجنبش و حرکت را بوجود می‌آورد. از تمهای هیجانی می‌توان با ایجاد انرژی روانی ، رغبت و انگیزه در کاهش حالات افسردگی و غمگینیبهره جست. بعضی از سازندگان موسیقی از این گونه برای تحریک و تحرک بدنی سود می‌جویند که مورد استقبال جوانان نیز قرارمی‌گیرد.بسیاری از این تمها ملودی‌های زیبایی دارند که اگر با متانت ارائه شوند و ارکستراسیون (ساز آرائی) مناسبی پیدا نمایند،اثرات ارزنده‌ای خواهند داشت.</p>
<p>تمهای شاد و فرحبخش</p>
<p>تمهایی هستند که شادمانی و نشاط را توام با آرامش و متانت منتقل می‌سازند. این تمها باعث انبساط خاطر و سرزندگی می‌شوند. تمهای فرحبخش احساس سرزندگی و شادمانی را برای کار و فعالیت افزایش می‌دهند. برای تقویت روحیه افراد یک اجتماع و سرزندگیو نشاط آنها مخصوصا کودکان و نوجوانان تمهای شاد و فرحبخش بسیار مفید و سازنده هستند.</p>
<p>تمهای آرامبخش</p>
<p>تمهای مطبوعی هستند که نه تحریک کننده ، نه غم انگیز ، نه هیجانی و نه وجد آورند. متن ملایم و یکنواخت ارتعاشات آنها احساسآرامش را منتقل می‌کند. تمهای آرامبخش به خاطر ریتم ملایم در فواصل وسیع و ارتعاشات موافق آن با استعداد مغز باعث احساسملایمت و آرامش می‌شود. استفاده از این تمها برای آرامش و تمرکز ، بسیار مناسب است.</p>
<p>این تمها توازن عواطف ، تعادل تخیل و وحدت فرآیندهای ذهنی را تقویت می‌کنند و از آنها می‌توان در کاهش بسیاری از تنش‌ها استفادهکرد. موسیقی همچون دارو هر حالت روانی دارای ارتعاشات موجی خاصی است که بر حسب میزان و شدت آن احساس بوجود می‌آید. اصوات موسیقی می‌توانند ارتعاشات متنوعی ایجاد کنند و بر ترشحات و ارتعاشات سلولهای عصبی تاثیر بگذارند.</p>
<p>چشم انداز بحث</p>
<p>همانطور که در تاثیر دارو و میزان و ترکیب عناصر اهمیت دارد، در موسیقی نیز نوع ارتعاش و میزان آن در تناسب با حالات روانی مطرحاست. با پیشرفت بشر در علوم پزشکی و کامپیوتر ، تاثیر ارتعاش موسیقی بر بدن و سلولهای مغز قابل بررسی است. بررسی تغییراتحاصله کمک می‌کند تا ملودی‌های خاص برای ایجاد احساسات مختلف پیش‌بینی شود.</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%aa%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c/">روانشناسی تمهای موسیقی</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://mahenow.de/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%aa%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">544</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مژگان عظیمی؛ پدیده در موسیقی اعتراضی بانوان</title>
		<link>https://mahenow.de/meet-the-woman-whos-making-consumer-boycotts-great-again/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=meet-the-woman-whos-making-consumer-boycotts-great-again</link>
					<comments>https://mahenow.de/meet-the-woman-whos-making-consumer-boycotts-great-again/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Mahe Now]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 18 Jul 2019 10:52:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﻫﺎ]]></category>
		<category><![CDATA[ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://onesire.com/2019/05/07/meet-the-woman-whos-making-consumer-boycotts-great-again/</guid>

					<description><![CDATA[<p>دنیای موسیقی و هنر آواز، فراتر از تصور خیلی هاست، موسیقی زبانیست جهانی که الزامی برای دانستن معانی واژگانی آن وجود ندارد! اگر گاهی یک ترانه هندی، انگلیسی و اسپانیایی و . . . را می شنویم، آنچه سبب ایجاد آرامش در ما می شود، نمی تواند حتمن معانی متن ترانه باشد، زیرا موسیقی و [&#8230;]</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/meet-the-woman-whos-making-consumer-boycotts-great-again/">مژگان عظیمی؛ پدیده در موسیقی اعتراضی بانوان</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;">دنیای موسیقی و هنر آواز، فراتر از تصور خیلی هاست، موسیقی زبانیست جهانی که الزامی برای دانستن معانی واژگانی آن وجود ندارد! اگر گاهی یک ترانه هندی، انگلیسی و اسپانیایی و . . . را می شنویم، آنچه سبب ایجاد آرامش در ما می شود، نمی تواند حتمن معانی متن ترانه باشد، زیرا موسیقی و ریتمی که در آن نهفته است ما را در خود فرو می برد، گاهی به اندیشیدن وا می دارد و گاهی گونه هایمان را خیس اشک می کند.<br />
در میان بی کرانه موسیقی و آواز و ترانه، انسان خردمند امروز در جستجوی هدفی است که در پی آن همه ی آواهای خوش کننده و ناخوش کننده پنهان هستند! اینجاست که موسیقی در هر زمینه ای حرفی برای گفتن دارد.<br />
در دو دهه اخیر موسیقی و هنر آوازخوانی در افغانستان رشدی به شدت چشم گیر داشته، که طبیعی است نمی توانیم با قاطعیت آن را خوب و یا بد بدانیم، زیرا هنرجویان زیادی با شیفتگی به هنر، وارد این دنیای پیچیده و جذاب شده اند، گروهی برای دیده شدن فقط داد کشیدند و گروهی هم با دید تجاری، نواختن سازی را آموختند، که البته با توجه به خواسته مخاطبان هر کدام در جایگاه شان طرفدارانی را به خود وابسته کرده اند.<br />
با این حال ما در ماهنامه &#8220;ماه نو&#8221; همواره کوشیده ایم، تفاوت ها را جستجو کنیم و به میزبانی بهترین ها برویم، میزبانی و گفتگو با آنانی که شیفته هنر، عاشق کارشان و یا در جستجویی هدفی بزرگ هستند.<br />
در این شماره &#8220;ماه نو&#8221; گفتگوی ویژه ای با بانو مژگان عظیمی داریم، هنرمندی که نیامده به دنیای موسیقی و هنر مرزها را شکست و حتی بیرون از جغرافیای افغانستان و در کشورهای فارسی زبان به ویژه ایران جایگاه قابل ارج و بزرگی برایش پیدا کرد!<br />
او کوشیده به دشواری هایی اشاره کند که برخواسته از سنت های مانداکی زیستگاه جنگ و سنت زده ی ماست! دغدغه موسیقیایی اش، هدفمند و تا کنون دور از گیشه است!<br />
ماه نو: ما مژگان عظیمی را به یک باره با آهنگی شناختیم که میلیون ها بیننده فارسی زبان را وادار به تحسین و واکنش کرد، خواننده آهنگ پرآوازه &#8220;آیه&#8221; و . . . کیست؟ در کجا متولد شده و چه تحصیلاتی دارد؟<br />
اگر چه معتقدم زمان و مکان بزرگ‌ترین دروغی است که به بشر گفته شده تا او را محدود و از آمالش دور سازد، اما ناگزیر باید پرسش ها را پاسخگو بود، از پدر و مادری افغانستانی و متولد ایران هستم و لیسانس در رشته ی مهندسی شیمی دارم !<br />
ماه نو: اولین بار چه شد که وارد دنیای هنر و موسیقی شده اید؟ و این روند تا چه زمانی به عنوان هدف اصلی در زندگی تان خواهد بود؟<br />
هنر اساس خلقت است و هر انسانی هنرمند به دنیا می آید، اما اینکه بعد از دوره رشد خویش تا چه اندازه بتواند این توانایی بالقوه را به بالفعل تبدیل کند و سهمی در انتشار هنر داشته باشد، بستگی به علاقه و درک او از این پدیده دارد، موسیقی آکادمیک و سولفژ را در ایران گذراندم و پس از پناهندگی به اروپا شروع به فعالیت حرفه ای در این زمینه کردم، تا زمانیکه نفس می کشم؛ این روند ادامه خواهد داشت!<br />
ماه نو: از آهنگ &#8220;آیه&#8221; برایمان بگویید، آهنگی که با استقبال زیادی از سوی شهروندان افغانستان و ایران مواجه شد و بحث های زیادی در مورد شعر آن به وجود آمد! آیا شما آگاهانه ترانه ای از زنده یاد فروغ فرخزاد را انتخاب کرده بودید؟ یا اینکه آهنگ سازتان این اطمینان را داده اند که شعر این آهنگ از زنده یاد فرخزاد است؟!<br />
زمانی که من این شعر را انتخاب کردم با توجه به منابعی که وجود داشت، این شعر از آثار به ثبت نرسیده و منسوب به زنده یاد فروغ فرخزاد بود. آقای فرشید آهنگساز این ترانه نیز این اطمینان را داشتند و هنوز هم بر این باور هستند. از سوی دیگر چون شعر کوتاه بود؛ ما ابیاتی را به آن افزودیم. ولی پس از نشر اثر &#8220;آیه&#8221; شخص دیگری مدعی شد که شعر مربوط به ایشان می‌باشد و یک سال قبل در کتاب شان چاپ شده است. من هم به حکم اخلاق و ارج گزاری به نویسنده این موضوع را پذیرفتم و رسما این موضوع را اعلام کردم. ولی پس از مدت کوتاهی دوستان اهل قلم، ادعای ایشان را رد کردند. چون اسنادی وجود داشت که زمان چاپ این شعر با مدت زمان طولانی که پیشینه ی این شعر بود، همخوانی نداشت.<br />
پس از این اتفاق، بزرگواری که مدعی بودند شعر از ایشان است، درخواست مبلغ بسیار بالایی را از من داشتند، ولی من توان تأمین آن را نداشتم. در نهایت تصمیم بر این شد که ایشان ادعایشان را به صورت قانونی ثابت کنند. از آن پس با توجه به این که اقدامات قانونی در مورد این مسئله صورت گرفته، ولی تا کنون وکیل شان نتوانستند، ثابت بسازند که شعر آهنگ &#8220;آیه&#8221; از این آقا است.<br />
ماه نو: آیا باز هم اعتراض به مسائل مذهبی و پرداختن به حقوق زن و نقش زنان سوژه اصلی کارهای هنری شما خواهد بود؟<br />
بنده به مذهب اعتراضی نکردم؛ اعتراض من به کژ فهمی های مذهبی بوده که به اشتباه رنگ تابو و مقدسات را گرفته و سعی بر حفظ جهل و خرافه در جامعه می‌کند و مخاطبم حاکمان تمامیت خواهی هستند، که بر اساس همین جهل و ترس مردم بر مسند قدرت می نشینند، در مبحث حقوق زن باید بگویم تا زمانیکه در وطنم زن به مثابه ی بشر درجه دو تلقی شود، اعتراضم به این مقوله ادامه خواهد داشت!<br />
ماه نو: شما اصالتن از هرات، یک شهر نسبتا مذهبی شده وارد عرصه موسیقی می شوید، نقش خانواده و اعتراض های موجود در این زمینه چگونه بود؟ (شوخی) برادران و پسرعموهای شما چقدر به قول همشهری ها غیرتی شده بودند؟<br />
در این قسمت دست طبیعت یارم بوده و خانواده و بعضی اقوام با من تا حدودی هم فکر بوده اند؛ از همان کودکی از پدرم یاد گرفتم که اجحاف و هر مطلبی را که با دانش و منطقم سازگار نیست، نپذیرم!<br />
ماه نو: ساز هم می زنید؟<br />
پیانو میزنم اما هنوز راهی طولانی برای خوب نواختن پیش رو دارم!<br />
ماه نو: از اساتید موسیقی تان بگویید؟! و اینکه چه کسانی حامی شما بوده اند در این عرصه؟<br />
گیتار را نزد استاد &#8220;منصور رسا&#8221; که در سبک کلاسیک بهترین بودند، در ایران آغاز کردم و مدتی هم نزد بانو &#8220;آوا برق&#8221; یکی از اساتید آموزش ردیف آوازی موسیقی اصیل پارسی دوره ی آواز گذراندم و هم اکنون در حال فراگرفتن پیانو نزد یک استاد سوییسی هستم.<br />
ماه نو: بزرگترین درس یا تجربه ای که از این فرآیند گرفته اید و هنوز هم از آن بهره می برید، چه هست؟<br />
اینکه هرگز نمی توان به طور همزمان همه را راضی نگه داشت. وقتی یک تریبون در اختیارت قرار می‌گیرد؛ در بهترین حالت شاید موفق شوی طیف عظیمی از جامعه را متأثر و یا خشنود نگه داری که به این موضوع هم نباید دل بست. در واقع هر چقدر صعود بلندتری داشته باشی، سقوط آزادت سنگین تر خواهد بود!<br />
ماه نو: وضعیت موسیقی کشور به ویژه موسیقی و هنر بانوان افغانستان را چگونه ارزیابی می کنید؟<br />
موسیقی افغانستان نقطه ی عطف زیبایی های تنوع قومی و زبانی در این کشور است، اما ارزیابی آن کار من نیست از آنجایی که این نکته را پذیرفته ام که هنر متعهد هنری است که انسان را از قیود بندهای مختلف رهایی ببخشد، باورها و عقاید آزاد خویش را پیش می برم!<br />
ماه نو: آیا از دید شما رشد روز افزون بانوان در عرصه موسیقی تاثیری در بهبود وضعیت کنونی دارد و برای نقش زنان در آزادی های فردی موثر است؟! اصلا از چنین وضعیتی باید خوشحال بود؟! یا از این رشد نسبتن بی رویه باید نگران شد؟<br />
یقینا تاثیرات مثبتی خواهد داشت با ورود هر بانویی به موسیقی افغانستان، ذوق تمام وجودم را فرا می‌گیرد! به امید اینکه صدا و تفکری جدید وارد این عرصه شده گاهی خوشنود و گاهی نا امید می شوم، چون به شخصه معتقدم که یک اثر هنری چند دقیقه ای اما پر بار می‌تواند در جهت رشد فرهنگی معجزه کند، هنر یک بازی گذرای ساده و شخصی نیست؛ بلکه وسیله ای تأثیر گذار بر سرنوشت فرهنگی جامعه ی ماست. از این رو آرزویم اینست که بانوان هنرمند دقت بیشتری در انتخاب موضوع و تصویر به خرج دهند تا با این امر جایگاه بانوان را در فرهنگ و موسیقی افغانستان جاودانه سازند.<br />
ماه نو: از دید شما پیشرفت موسیقی در سطح کشور چگونه بوده و یا این که راهکار شما برای تقویت بهتر این امر در چیست؟<br />
علیرغم بالا رفتن تعداد هنرمندان موسیقی و با داشتن این همه تنوع صدا و چهره و با داشتن تعداد بالای جوانان علاقمند و پر انرژی در طی دهه ی اخیر، تنوع تفکر جدید و توانایی خلق ایده ها و آثار متفاوت را کم داشتیم. در واقع بیشتر شاهد رشد کمی بوده ایم تا کیفی، چون نهادهایی که متوالی این مقوله بوده اند منفعلانه با این مسائل برخورد کرده اند و این برخوردهای انفعالی باعث به حاشیه راندن اصل هنر که بر پایه ی بیان غیر مستقیم حقایق استوار می باشد، شده است و همگی از مقوله ی فرهنگ سازی به کمک موسیقی غافل شده ایم.<br />
ماه نو: حالا که بحث از رشد و افزایش آواز خوانان مطرح شد، به این موضوع اشاره کنید چه تضمینی وجود دارد، مژگان عظیمی پس از پخش چند ترانه به قول خودش هدفمند و جدی، وارد موسیقی گیشه نشود؟<br />
اگر مژگان عظیمی مخالف شادی و موسیقی شاد و مدرن باشد، پیرو افکار طالبانی بوده است. در حالیکه بنده معتقدم شادی، خود نوعی اعتراض به افکار واپسگرا و طالبانی است. من منتظر فرصتی هستم و امیدوارم که فضایی پیش بیاید که من هم از هنر به معنای واقعی لذت ببرم و از شادی بخوانم.<br />
ماه نو: فکر نمی کنید با توجه به شرایط پیش آمده که درصد زیادی از آوازخوانان زن به سبک اعتراضی رو آورده اند، مدتی بعد این سبک موسیقی را هم باید به موسیقی گیشه و مارکت اضافه کنیم؟ چرا که در هر دو مورد چه موسیقی گیشه و چه ترانه های هدفمند و اعتراضی توجه به جلوه دادن اندام های زنانه و بیشتر دیده شدن از سوی آواز خوانان دیده می شود!<br />
آرزوی من اینست که چنین اتفاقی بیفتد، برای من مهم رسیدن به این هدف زیباست! که قسمتی از هنر موسیقی به هر نیتی (حتی مارکتینگ) صرف باز سازی فرهنگی و اجتماعی شود. حالا عده ای هم پیدا شوند که با هدف مطرح شدن ژانر اعتراضی را انتخاب کنند. نتیجه اگر مثبت و در خدمت و درجهت رشد فرهنگ مان باشد، یعنی این که ما و تفکرمان برنده شده است، مهم نتیجه است! فرقی نمی کند از چه راهی و به چه نیتی باشد!<br />
ماه نو: تلخ ترین و شیرین ترین خاطره هنری شما چه هست؟<br />
هر بار که یک اثر هنری به فاینال می‌رسد برایم شیرین است و انگار فرزندی نیک به دنیا می آورم و حس بی بدیل مادری را تجربه می کنم و تلخ ترین تجربه ام زمانی بود که جلوی نشر موزیک ویدیویی حاکمان به طرز مشکوکی در یوتیوب از طریق اشخاص مجهول النام گرفته شد!<br />
ماه نو: از کارهای جدید و کنسرت های جدیدتان چه خبر؟ اصلا برنامه ای برای برگزاری کنسرت دارید؟<br />
در حال حاضر بیشتر انرژی و وقتم معطوف تولید می‌باشد و در ماه نوامبر دوهزارو نوزده اجرایی در شهر کلن به همراه یک مجموعه فرهنگی با کانسپتی بانام Female Voices of MeadleEast خواهم داشت.<br />
و در پایان پیام شما برای خواننده گان ماه نو؟<br />
فقط مطالعه است که نابسامانی های فرهنگی مان را نجات خواهد داد، از هر فرصتی برای مطالعه استفاده کنیم!</p>
<p>The post <a href="https://mahenow.de/meet-the-woman-whos-making-consumer-boycotts-great-again/">مژگان عظیمی؛ پدیده در موسیقی اعتراضی بانوان</a> appeared first on <a href="https://mahenow.de">MaheNowMagazine</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://mahenow.de/meet-the-woman-whos-making-consumer-boycotts-great-again/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">32</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>
